آزاده حسینی
پروفسور برنارد اوکین (Bernard O’Kane)، استاد دانشگاه هنر و معماری اسلامی در دانشگاه آمریکایی قاهره در مصر چندی پیش به دعوت سازمان بریتانیایی "انجمن ایران" به لندن آمد و در مورد معماری اسلامی ایرانی با علاقهمندان این موضوع به گفتگو نشست.
از نظر پروفسور اوکین، معماری اسلامی ایرانی موضوع بسیار گستردهای است که با ورود اسلام به ایران در قرن هشتم میلادی پدید آمده و تاکنون پرورش یافته است. از سدۀ هشتم میلادی به بعد معماری و هنر ایرانی دچار دگرگونیهای زیادی شد. به عنوان نمونه، بناهای دورۀ ساسانی از تکههای سنگ ساخته میشدند؛ در صورتی که در دورۀ اسلامی خشت و آجر و کاشی عناصر اصلی تشکیلدهنده بناهای ایرانی شد.
قسمتهای جدیدی به بناهای ایرانی اضافه شد که طاقهای ضربی یکی از آنهاست. تزئینات ساختمانی چون مقرنس شکل تازهای به ساختمانهای ایرانی داد. بناهای جدید نیز، چون مساجد، مدرسههای اسلامی و خانقاه وارد مجموعۀ ساختمانهای ایرانی شدند که پیش از آن وجود نداشتند. به طور کلی بناهای متفاوت، روشهای گوناگون معماری، آرایش دگرگونۀ ساختمان موجب شکلگیری سبک جدیدی از معماری در این ناحیه شد.
حوزۀ معماری ایرانی اسلامی علاوه بر ایران کشورهای افغانستان، عراق، آسیای میانه و پاکستان را نیز دربر میگیرد. معماری اسلامی ایرانی در دورههای آل بویه، سلجوقیان، ایلخانیان، تیموریان و صفویان سبک مخصوص به خود را داشت که در آثار بهجامانده از دورههای مختلف در پایتختهای تاریخی آنها قابل مشاهده است. آنچه به نام معماری اسلامی ایرانی به جای مانده، در واقع گونهای از معماری اسلامی است که اگرچه دارای وجه تشابهی با معماری دیگر خطههای اسلامی هست، اما ویژگیهای منحصر به فردی هم دارد.
یکی از مهمترین عناصر بهکاررفته در معماری اسلامی ایرانی، رنگها هستند. در این نوع معماری تسلط آبی فیروزهای به خوبی قابل تشخیص است. پروفسور اوکین معتقد است که کاربرد آبی فیروزهای در بناهای ایرانی را میتوان از دو بعد فنی و فرهنگی- دینی مورد بررسی قرار داد. از نظر فنی، فراوانی مادۀ معدنی اکسید مس است که برای ساخت رنگ آبی از آن استفاده میشد. از دیدگاه فرهنگی، استفاده از رنگ آبی برای مقابله با چشمزخم صورت میگرفت؛ یعنی برای جلوگیری از نظر بد برای ساخت بناها، به ویژه نقاط بیرونی آنها، کاشیها و آجرهای آبی را به کار میبردند.
این استاد معماری اسلامی میگوید که نمادگرایی در معماری اسلامی ایرانی منبع تاریخی ندارد. اگرچه در متون صوفیان اشاراتی به نماد رنگها شده، ولی در واقع برای کاربرد برخی رنگهای مشخص، دلیل خاصی ذکر نشده است.
دلیل استفاده از رنگ آبی در بناها ایرانی هم در اسناد معتبر تاریخی ذکر نشده است، اگرچه در بعضی از اشعار فارسی، آجرهای آبی را نشانۀ آسمان خواندهاند. علاوه بر رنگ آبی روشن، رنگ آبی تیره، سیاه، زرد، سبز و مقدار کمی از قرمز استفاده شده است. رنگ سرخ معمولاً در جواهرات و شیشهها به کار رفته است، اما به دلیل گرانی تولید این رنگ از آن کمتر استفاده شده است.
استفاده از نقاشیها (به عنوان مثال، صورت انسان و حیوانات) برگرفته از کتابهای تصویری، از دوران صفوی به بعد رواج پیدا کرد. البته که موارد استثنائیای پیش از آن هم وجود داشته است، به مانند یک مسجد معروف در ترکمنستان که مربوط به دورۀ تیموریان است و بر سردر آن دو اژدهای بزرگ نقاشی شده است. به باور پروفسور اوکین، تصویر اژدها، ققنوس و نیلوفر آبی به ویژه در دورۀ ایلخانیان از هنر و معماری چینی وارد معماری ایرانی شده است.
پروفسور برنارد اوکین پایاننامۀ دکترای خود را در زمینۀ معماری اسلامی ایرانی دورۀ تیموریان ارائه کرده است و اکنون در زمینۀ معماری دیگر دورهها، به ویژه دورۀ صفوی نیز تخصص دارد و پژوهشهایی انجام داده است. در گزارش مصور این صفحه پارههایی از صحبتهای پروفسور اوکین را میشنوید.









نظر شما
البته بعضي هنرها جنبه هايي دارند كه كاملا مبتني بر آيين اسلام است. مثلا در معماري، ساخت مسجد اگرچه متأثر از معماري عصر باستان است، اما به وضوح از تعاليم اسلامي نيز تأثير پذيرفته. اما درباره آن چه كاربر محترم گفته اند مثل نقاشي رقص زنان، اينها را بايد گفت هنر مسلمانان نه هنر اسلامي
نوشته اند در سرتا سر حجاز که خاستگاه اسلام هست یک ساختمان ساده نیز دیده نمیشود که ارزش تاریخی داشته باشد.چه رسد به معماری ااسلامی .این ساختمانها را معماران وهنرمندان کشورهای گرفتار در سرکوب اسلامی بر پا کرده اند .اگر فیزیک و مکانیک یهودی ویا روان شناسی و یا اقتصادوپزشکی مسیحی و یهودی ونگار گری کاتولیکی داشته باشیم معماری اسلامی نیز خواهیم داشت .هر چه غربیان میگویند چشم بسته قورت ندهیم .آنها خیام -ابن سینا -رازی -بیرونی -....وخلیج فارس را هم عربی یا اسلامی میدانند چون آنها سیبیل اینها را چربتر مینمایند
تکلیف این داستان هنر اسلامی کی روشن خواهد شد؟ آیاهر اثر هنری که در یک کشور اسلامی تولید شود،هنر اسلامی است؟ آیا نقاشی همین صفحه که زنی درحال رقصیدن است وپشت سرش هم تنگ شراب دیده میشود، هنراسلامیست؟ آیا آن « سامیه جمال » رقاصه معروف مصری یا صدها رقاصه شهوت انگیز رقص شکم وناف، هنرمندان حرکات موزون اسلامی هستند؟
خوب است کمی کمتر اسلامی اسلامی بگوییم وبا مذهب دوران سازی نکنیم وفراموش نکنیم که کشوراندونزی هم با آن جمعیت ووسعت عظیم وفرهنگ وهنرکاملاً متفاوتش، کشوری مسلمان است .