Jadid Online
جدید آنلاین
درباره ما تماس با ما Contact us About us
شعرخوانی در بغداد

شعرخوانى در بغداد
على موسوى خلخالى

پیش از به قدرت رسیدن حزب بعث در سال ۱۹۶۸، عراق در کنار مصر و لبنان یکی از سه کشور مهم عرب در فروش و چاپ کتاب بود و کتاب فروشی های مهم و مراکز فرهنگی اش شهره بود.

حتی قهوه خانه هایش از مهم ترین مراکز فرهنگی محسوب می شد. در قدیم این ضرب المثل مشهور نقش ذهن روشنفکران عرب بود که کتاب در مصر نوشته، در لبنان چاپ و در عراق خوانده می شود. 

طبق برخی آمار ۵۷ درصد از کتاب های منتشر شده تا پایان سال ۱۹۷۵ در عراق  به فروش می رفت. نقش ادبیات و علوم انسانی در زندگی روزمره مردم بسیار بالا بود و ارتباط میان اقشار مختلف فرهنگی از حوزوی گرفته تا دانشگاهی بسیار گسترده بود.

اما شکوفایی فرهنگ و اندیشه عراق تا قبل از آغاز دهه هفتاد بود. یعنی تا قبل از زمانی که به واسطه کودتاهای مکرر کشور غرق در مشکلات فرهنگی و اقتصادی شد. بویژه پس از آن که بعثی ها برای بار آخربه قدرت رسیدند و عراق را به سوی جنگ و ویرانی کشاندند.

با تسلط دولت بر حوزه های ادبیات، فرهنگ و علوم انسانی، ادبیات شفاهی رونقی تازه یافت تا شاید بتواند جای خالی فرهنگ مکتوب را پر کند. چگونه؟ از طریق قهوه خانه ها، بارها، رستوران ها و مهم تر از همه خیابان متنبی که اگر بخواهیم خودمانی بگوییم، خیابان انقلاب بغداد است.

قهوه خانه ها 

بر اساس آمار تا قبل از سال ۲۰۰۳ حداقل ۱۲ هزار قهوه خانه در عراق فعال بود و نقش بسیار مهمی در رونق فرهنگی عراق ایفا می کرد. از همین رو، شب های بغداد برای بسیاری از کسانی که به آن شهر سفر کرده اند، خاطره انگیز است.

همه می دانند که مردم عرب از دیر باز به شعر اهمیت بسیاری می دادند. عراق نیز از این قاعده مستثنا نیست. در قهوه خانه ها مردم کنار هم جمع  می شوند و شعر و قصیده می خوانند. برخی از این اشعار پر معنا و عمیق است که برخی از ادیبان به آن دیوان شفاهی می گویند.

مسابقه شعر و قصیده خوانی از تفریحات پرطرفدار است. پایه گذاران شعر امروز عرب، مانند بدرشاکر السیاب و نازک الملائکه، از عراق برخاسته اند وبهترین قصیده سرایان عرب عراقی اند و برخی از آنها مانند جواهری، ایرانی الاصل اند.

در برخی قهوه خانه هایی مانند قهوه خانه های نزدیک پل الرصافه، یا قهوه خانه های کاظمین، مشتریان قهوه خانه، عده ای از پیشکسوتان و شعرسرایان را انتخاب می کنند تا برای تازه کارانی که علاقه مند به شعرسرایی هستند، داوری کنند.

معمولا این افراد از عصر به قهوه خانه ها می آیند و قبل از همه خود شعرشان را برای حضار می خوانند. پس از آن جوانان علاقه مند تک تک بلند می شوند و شعر خود را در معرض داوری حضار و داوران پیشکسوت می گذارند. معمولا این جلسات تا پاسی از شب به طول می انجامد.

در برخی اماکن بر روی شاعران شرط  بندی می شود و در برخی مکان های دیگر نیز بر حسب موقعیت و توافق  حضار جایزه ای تعیین می شود.

تا قبل از آغاز دهه هشتاد افرادی در عراق فعالیت می کردند که آن چنان دربداهه سرایی تبحرداشتند  که درجا در باره موضوعی و یا برای کسی شعری می ساختند. برخی از آن سروده ها هنوز ورد زبان هاست.   

پس از آغاز جنگ های عراق و ایران و متعاقب آن جنگ خلیج فارس از شمار این شاعران بسیار کاسته شد. به ویژه این که دولت بعثی با تجمع های فرهنگی این چنینی مخالفت می کرد و بسیاری از شاعران قهوه خانه ای را مورد آزار و اذیت قرار می داد. بسیاری از آنها یا درگذشتند یا مهاجرت کردند. بسیاری نیز یا دیگر تمایلی نداشتند تجربیاتشان را به فرزندانشان منتقل کنند یا فرزندانشان چندان تمایلی به یادگیری از آنان نداشتند.

در عراق دو نوع شعر دیگر نیز وجود دارد که به بغدادیات و حصچه مشهور است. بغدادیات اشعارى است که معمولا افراد عادی در قهوه خانه ها می سرایند و از آهنگ و وزن خاصی برخوردار است. با وزن شعر کلاسیک تفاوت دارد.  این شعر عمدتا در بغداد خوانده می شود و مورد توجه است.

حصچه شعر بومی مردم عراق است که عموما توسط مردم روستایی عراق سروده می شود. حزن و سوز آن به اندازه ای است که افراد به هنگام شنیدن آن بسیار دگرگون می شوند. این سبک شعری عموما حاوی واژه های خاصی است که بیشتر در میان مردم روستا متداول است و با آهنگ خاصی خوانده می شود. حصچه و بغدادیات در زمان سرکوب شدید فرهنگ و کتاب در زمان بعثی ها کمک ویژه ای به زنده نگه داشتن فرهنگ عراق کرد.

خیابان متنبی

این خیابان که از دیر باز به نام متنبی، شاعر و دانشمند مشهور،  نامگذاری شده به عنوان مرکز فرهنگ و ادب عراق شناخته می شد. این خیابان مرکز قدیمی ترین و مهم ترین کتاب فروشی ها هم هست.  در زمان بعثی ها بواسطه فشار شدید حزب بعث بسیار از رونق افتاد.

در گذشته این خیابان از اهمیت بسیاری برای نویسندگان برخوردار بود. عموم نویسندگان عراقی در گوشه گوشه این خیابان حاضر می شدند، عده ای را به دور خود جمع می کردند و برای آنها آثار ادبی داستانی یا شعرهایشان را می خواندند.

 در قدیم معروف بود اگر سراغ هر نویسنده یا شاعر می گردید سراغ او را در خیابان متنبی بگیرید. خیابان متنبی قدمتی بسیار طولانی دارد. برخی قدمت آن را به دوران خلافت امرای عباسی می دانند. ولی آنچه مسلم است این خیابان از دوران سلطه عثمانی ها بر عراق وجود داشته و محل داد و ستد کتاب بوده است.

کم بودن مغازه های زیبا و مجلل برای فروش کتاب، انباشته بودن کتاب ها به روی هم به تعداد بسیار زیاد و فروش کتاب به شیوه سنتی از ویژگی های این خیابان است. بنا به گفته یکی از کتابفروشان خیابان متنبی تا سال ۲۰۰۵ در حدود يك و نيم میلیون نسخه کتاب در این خیابان وجود داشت. بسیاری از کتاب های خطی و نفیس نیز در این جا یافت می شد. 

خیابان متنبی را در سال ۲۰۰۷  القاعده منفجرکرد. نزدیک به ۶۰ درصد ساختمان های آن به همراه حدود یک صد هزار نسخه کتاب در آتش سوخت.  از جمله ۶۷ نفر که در این خیابان کتاب می فروختند یا ناشر بودند کشته  شدند. 

پس از آن خیابان متنبی به مدت دو ماه بسته شد اما با تلاش های دولت و وزارت فرهنگ عراق بخشی از آن بازسازی و مجددا بازگشایی شد. بار دیگر این خیابان و به همراه آن فرهنگ مکتوب عراق در حال زنده شدن است.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب

نظر شما

در صورت تمایل نام خود را بنویسید
در صورت تمايل نشانى ايميل خود را بنويسيد. نظر شما پس از ويرايش منتشر خواهد شد.
Image CAPTCHA
لطفا كد بالا را وارد كنيد. استفاده از این کد براى جلوگيرى از دريافت ايميل هاى گروهى است.
- یک کاربر، 2008/09/18
اگر ايران و عراق همديگر را بهتر مي شناختند شايد 18 سال پيش جنک نمي شد.
- یک کاربر، 2008/09/14
این همه تاجیک و افغان و ایران عجم.حالا یه دونه گزارش ازعراق عرب که این همه ناراحتی نداره.
- یک کاربر، 2008/09/13
آيا آموختن در باره همسايگان کاري نا شايست است؟
آيا ما همسايگانمان را خوب مي شناسيم؟
از چند منظر مي شود به اين گفتگو نگريست.
شايد بتوان گفت که کمي فروتني براي ما سودمند باشد.
کاش نمونه هايي ار شعر و داستان امروز هم در اين نوشته مي بود.
- پارسی، 2008/09/13
اگر "باورهای ناسیونالیستی" برای شما "از سکه افتاده" گمان نکنید همه چون شما می اندیشند که سخت بیراه است. اینگونه باورهاست که سرزمینی را یکپارچه نگاه میدارد. امیدوارم شما نویسنده این نوشته نباشید که از آن بدینسان پاسداری میکنید. مردم ایران, افغانستان و تاجیکستان "باید" دوباره بازیابند آنچه بیدادگران از ایشان ربودند. بی گمان, این باور, بسیاری را خوش نمی آید و آنرا "فرهنگ استبدادی" می خوانند و به هر رنگی و برچسبی آرایش میدهندش تا آنجا که "ناسیونالیستی" برابر با "توهین به مردم عرب" می شود. شگفتا...
مردمانی که در سرزمینهای چندفرهنگی ایران (با بیش از 9 فرهنگ رنگارنگ), افغانستان (بیش از7) و تاجیکستان ( بیش از 4) می زیند پیشتر از هر چیز به گفتگو میان خویش نیازمندند تا دادوستد فرهنگی با دیگران و پاسداری از فرهنگ بیگانه.
به گمان من هرگاه مردم ما توانستند خود را ایرانی بنامند و پسوند تبارشان را فراپیش نام سرزمینشان نیاوردند جای نگرانی نخواهد بود اگر جایی کسی هم بیاید در شگفتی فرهنگ عرب کلکی به کاغذ بساید.

پ.ن. اندیشه هنر نزد ایرانیان است و بس به دوران پهلوی باز نمی گردد. شاید در آن دوران دوباره بیدار شد اما این را فردوسی گفته است. آن بیچاره هم هزار سال پیش همینگونه می اندیشیده:
هنر زان ایرانیانست و بس / ندارند کرگ ژیان را به کس
- پدرام ممدوح، 2008/09/11
گفتن از باورهای ناسیونالیستی که درهمین پنجاه سال پیش مردم اروپا را به خاک و خون کشید و به اسم ایران و ایرانی مردم هند و گرجستان را به خاک و خون کشید مدتهاست ازسکه افتاده است. و هم چنین نادیده گرفتن و توهین کردن به مردم عرب و دیگر فرهنگ های همسایه که از ملی گرایی سطحی و شعاری دوران پهلوی می آید که هنر نزد ایرانیان است و بس.
این باید و نبایدها و خط کشی ها ریشه و آبشخورش فرهنگ استبدادی و مردسالانه و مونولوگ گویی است که به دیالوگ اعتقادی ندارد و هر چه را خلاف خود می داند مردود می انگارد. این همان اعتقادی است که بر خلاف ظاهر موجه اش وظیفه خود می داند برای دیگران راه و روش زیستن و نگاه کردن را ترسیم کند و می گوید هر کس مثل من می اندیشد حق است و هر کس چنین نیست ناحق.
- پارسی، 2008/09/11
درجهان امروز که آشتی دادن مردمان سرزمینهای گوناگون گل سرسبد هر برزنی است , سخن گفتن از ناهمگونیهای دو فرهنگ همسایه بسیار دور از خرد است که همانا آتش دشمنیها را هیمه شود.
داوری را به خواننده می سپاریم. آنکه به اینجا سری میزند نی آمده از "تغیير و تحولات سیاسی اجتماعی" عراق آگاه شود که بسیار است نوشته دراین باره, تنها سرکی بکشید به یک جستجوگر و واژه عراق را به خوردش دهید. بی گمان شما هم نیامده اید اینجا ببینید فرهنگ کشورهای عرب زبان به چه سامان است.
برای پاسخگویی به دو هم سرزمین ایرانیم به اینجا برنگشتم, آمدم بگویم اینها که این وبگاه را به هم بافته اند و بنیادش نهادند شاید گمان میکردند می شود پارسی گویان را دوباره به هم پیوند داد. ایکاش اینقدر بیگانه پرست نبودیم. در همه این سه کشور, در این 2438500 کیلومترمربع, شاید داستان گفتنی دیگری پیدا می نشود و "گزارش از نمایشگاه عکس و نقاشی و خطاطی" دیگر چنگی به دل خوانندگان نمیزند که ناچار باید دید آیا آنچه در مصر مینویسند و در لبنان چاپ می کنند هنوز در عراق مردم عرب میخوانندش؟
- پدرام ممدوح، 2008/09/10
خیلی مایلم بدانم این دوستانی که میزان انحراف را تشخیص می دهند چه کسانی هستند. آیا دوستانی آشنا هستند که می خواهند به زور ما را به بهشت ببرند؟ آیا آن ها واقعا نگران انحراف این سایت هستند یا دغدغه های شخصیشان را زیر این القاب پنهان می کنند؟

عراق همسایه ماست. تاریخ و جغرافیای آن از دیرباز به ما گره خورده است. بسیاری از عراقی ها در ایران زندگی می کنند و بسیاری از ایرانی ها در عراق. تغیير و تحولات سیاسی اجتماعی آن بر زندگی مردم ما ایران تاثیر می گذارد.
من بسیار مایلم از اوضاع و احوال زندگی مردم در کشورهای همسایه و هم چنین جاهای دیگر جهان با خبر شوم. تا کی گزارش از نمایشگاه عکس و نقاشی و خطاطی ببنیم. من از دوستان جدید آنلاینی تشکر می کنم که با این گزارش های جدید دچار تکرار نشدند و به کارهایشان تنوع بخشیدند.
- یک کاربر، 2008/09/09
دوست عزیز پایبند به زبان فارسی، علاقه بیش از حد شما ستودنی است. اما من به عنوان یک خواننده از این متن لذت بردم. همانقدر که کشورهای همسایه ازحال هم خبر دار شوند جای تقدیر دارد.
چرا فکر می کنید همه چیز به جهان فارسی ختم می شود ؟ در همین ایران هم مناطقی هستند که زبان عربی دارند و البته شعرای نامی ای هم در بین آنها وجود دارد؛ در این صورت نمی توانید بگویید زبان عرب از جهان پارسی جدا است. به هر حال در برهه ای از تاریخ عرب و عجم به هم پیوند خورده اند و عادت های یکسانی پیدا کرده اند.
بهتر است تعصب مان را به زبان فارسی ربط ندهیم.
- پارسی، 2008/09/09
یکجا کسی گفته داده بود که نوشته های این وبگاه دارد از راه خودش بیرون میرود. باور نمیکردم تا این نوشته را دیدم. دست کم به آنچه که خود درباره خود گفتید پای بند باشید. در بخش درباره ما می گویید "هدف ما گزارش روندهای فکری و فرهنگی در جهان فارسی زبان و معرفی فرهنگ این کشورها به یکدیگر است." گمان نمی کنم "فرهنگ شعرخوانی عرب" را با جهان پارسی زبان کاری باشد. آیا شما اینگونه نمی اندیشید؟
- یک کاربر، 2008/09/09
کاشکی عکس هایی از این خیابان را هم می دیدیم.
Home | About us | Contact us
Copyright © 2018 JadidOnline.com. All Rights Reserved.
نقل مطالب با ذكر منبع آزاد است. تمام حقوق سايت براى جديدآنلاين محفوظ است.