Jadid Online
جدید آنلاین
درباره ما تماس با ما Contact us About us
اقلیم شگفت شعر تاجیک

رضا محمدی


در خیابان سامانی،  و در نزدیکی قصر باشکوه ریاست جمهوری تاجیکستان، ساختمانی هست که بر دیوارهایش در کنار نقش برجسته‌هایی آشنا از شاعران و پیشوایان زبان فارسی، شعرهای آشناترشان را به خط فارسی و همچنین سیریلک نوشته اند. این ساختمان آشنای زیبا محل انجمن ملی نویسندگان و شاعران تاجیکستان (اتفاق نویسندگان) است.

دم در چند دختر جوان دارند خارج می‌شوند. این دختران جوان و زیبای بدخشانی در کار نمایشند و البته که نمایش، بخشی از ادبیات است. داخل ساختمان باشکوه که می‌شوی، دیگر هیچ جنبندۀ جوانی نمی‌بینی. مردان و زنانی سن‌کرده و جدی با لباس‌های اتو کشیده از کنارت می‌گذرند. از همه اینها تو استاد مؤمن قناعت را می‌شناسی که البته، او هم به سفر رفته ‌است.

بعد به خانم گلرخسار می‌رسی و از دفتر خانم گلرخسار به دفتر جناب رئیس استاد مهمان بختی می‌رسی. از استاد و باقی استادان سوال می‌کنی، نویسندگان جوان کجایند؟ البته که سوال بیهوده‌ای کرده‌ای. استاد می‌گوید، اینجا برای استادان زبان تاجیکی است. استادان "زبان تاجیکی" آدم‌های بسیار جدی‌اند که سال‌هاست استادند و در روزگار استادی آنها هیج استاد تازه‌ای نمی‌تواند ظهور کند.

تو بعضی ازین جوانان را می‌شناسی. در ایران بعضی‌هایشان بودند و اتفاقاً خیلی هم مورد توجه انجمن‌های ادبی بودند. اما... اینجا در سرزمین خودشان کسی به سختی آنان را می‌شناسد. به جز آنها حدس می‌زنی حتماً دیگرانی هم هستند که در طی این سال‌های خوب در تاجیکستان بالیده باشند. نمی‌شود که سال‌ها همچنان استاد بازارصابر و استاد مؤمن و استاد گلرخسار شاگردی نداشته‌اند یا در دانشگاه‌ها و این انجمن با شکوه نویسنده و شاعری نبالیده باشد.

در ایران هر شب شعری که بود همین استادان می‌آمدند. این‌جا هم همین استادانند که حاضرند. می‌گویی، اینجا انجمنی به نام انجمن فروغ هست؛ آدرس آن را دارید؟ می گویند، آنها یک عده ادبیان ندان‌اند، جوانانی خام و ناکام و بی آداب. می‌گویی، همان‌ها را می‌خواهم. هیچ کس به تو آدرس نمی‌دهد. بالاخره نشانی یکی از اعضای انجمن را در دانشگاه تربیت معلم می‌یابی.

دانشگاه تربیت معلم آن‌طرف چایخانۀ راحت است. سراغ نظام را می‌گیری. نظام نیست. اما زرینه، کارمند اداری دانشگاه هم‌انجمنی نظام است. دختری دلنشین که شعر و داستان معاصر را خوب خوانده‌است. اما به هیچ روی حاضر نیست شعرهایش را بخواند. می‌گوید شعرهای من شعر نیستند، ترانه‌اند بیشتر. ترانه‌های تاجیکی هم که معلوم است چه‌قدر زیبایند. انجمن آنها خیلی وقت است تعطیل شده، اما انجمن دیگری هست به نام انجمن نوقلمان. انجمن نوقلمان، انجمنی ‌است که همه دانشگاه‌های تاجیکستان دارند. اما از همۀ این انجمن‌ها هیچ کس به اتفاق نویسندگان راه نیافته است.

این نویسندگان و شاعران که بالیدند، به کجا می‌روند؟ کجا می‌شود یافتشان؟ زرینه می‌گوید: در کمیتۀ کار با جوانان. می‌گوید شهنازه هم آنجاست. شهنازه را فقط اوست که می‌شناسد. نامش را با احترام ادا می‌کنی .

کمیتۀ کار با جوانان کنار جماعت‌خانۀ بی‌نظیر اسماعیلیه است. اما شهنازه نیست. شهنازه رفته. به جای شهنازه اما سعیده کار می‌کند که نویسندۀ جوانی است. به دفتر ادبی که می‌روی، سعیده هم نیست. او هم  شش ماه است اینجا کار نمی‌کند. کجا کار می‌کند، کسی نمی‌داند.

خلاصه این که گشتن بسیارت برای یافتن نویسندگان جوان از دانشگاهی به دانشگاهی ادامه می‌یابد واز دانشگاه به کمیته‌ها و بعد رایزنی فرهنگی ایران و افغانستان. آنچه می‌یابی، بسیار نیست، اما فوق‌العاده است. دریغ می‌خوری که چرا نمی‌شود بیشتر یافت. در این شعرها فضاها کاملاً مدرن‌اند.

رستم عجمی

می‌دانم روزی
دست‌هایم را
برای زیبایی تو
به آزمایشگاه می‌برم...
تو با بغض خاک‌آلودت
چشمان مرا به خاک خواهی سپرد
                              (رستم عجمی)

دل شب بود
من تنها
تن نتها
به سراغ دل افتادۀ خود افتادم
همه جا را تک و رو کردم
جستم
                             (جعفر محمد)

شهنازه نظیروا

تصویر آهوانۀ چشم چران کیست
دنبال سبزه‌زار دل نا چریده‌ام؟
                              (شهنازه نظیروا)

در این شعرها بر خلاف شعر استادان قبلی زبانی نرم و روان و امروزی دارد. استفاده از واژه‌های نامأنوس و استعاره‌ها و تشبیهات نخ‌نما و همینطور ایماژهای روسی کمتر است.

دستم به آرزوى محالت نمى‏رسد،
پاى حقیقتى به خیالت نمى‏رسد
غیر خودت چه تحفه رهاوردت آورم؟
تقدیمِ جمله‏اى به جمالت نمى‏رسد
حوّا شدم، چو سیب تعارف نمودییم‏
غافل از این‌که شوقِ وبالت نمى‏رسد
                               (شهنازه نظیروا)

سنگم بزن که خسته و آزرده و حزین
چون کفتری به گوشۀ بام تو آمدم
مانند مه که می‌رود وباز می‌رسد
ای آسمان من، به سلام تو آمدم
                                  (آذر)

و در این شعرها پرخاش و اعتراض و فریاد است. اعتراض‌هایی نه از جنس سیاسی که در گذشته بوده، بلکه عمیق و جدی و ظریفانه و سرشار از تمسخر؛
ما خلق تاجیکیم، اما تاج ما کو؟
خوابیم و می‌گوییم یارب بی‌خروسیم
نصرانیان درما مسلمانی ندیدند
چندان که در چشم مسلمانان مجوسیم
                              (رستم عجمی)

گویا چهار عناصر، آب و گِلِ مرا
مصلوبِ عرض و طولِ شریعت سرشته‏اند
                              (شهنازه)

زندگانی ننگ ما را بشکند
شیشه بین سنگ ما را بشکند
بادۀ خوشرنگ میباید که آن
حالت بی‌رنگ ما را بشکند
                              (وارث)

و بالاخره که این شعر بی‌تعارف است. صریح است و به شکل خوشایندی عاشقانه است. مثل این شعر که علاوه بر مضمونش به لحاظ وزنی نیز در شعر تاجیکستان بدیع و دشوار است:

نبی سنتی

بین لب‌های من و تو عطش بوسۀ گرم است
بین آغوش من و تو هوس و آتش و شرم است
مگرم بعد چنین ولوله و دارو نداری
با چه قوت شکنم همهمۀ آیینه داری
                             (نبی سنتی)

بدون شک، شعر تازۀ تاجیکستان بی اجازۀ استادان و بی رعایت آداب آنان در گمنامی و انزوا راه خود را می‌یابد. راهی که بدون شک بسیار درخشان است. تجربه‌هایی که فقط شاعران تاجیک می‌توانند داشته باشند. و بی تعصبی و اندیشه‌ای هم می‌توانند تجربیات شاعران امروز ایران و افغانستان را به نفع خود مصادره کنند، هم تجربۀ استادانی را که امروزه به آنها مجال ناموری نمی‌دهند.

و به علاوه که آنان ادبیات روس را دست اول می‌خوانند و این بر تجربۀ ادبی آنها به علاوۀ فضای زیبا و دل‌انگیز تاجیکستان تجربه‌ای است که دیگر فارسی زبانان از آن محرومند. این نمونه‌ها از خلال سخت‌گیری استادان به سختی یافته شدند، اما بی‌شک بعدتر دیگرانی خواهند بود که نمونه‌های فراوان‌تری از این اقلیم شگفت تازه بیاورند.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب

نظر شما

در صورت تمایل نام خود را بنویسید
در صورت تمايل نشانى ايميل خود را بنويسيد. نظر شما پس از ويرايش منتشر خواهد شد.
Image CAPTCHA
لطفا كد بالا را وارد كنيد. استفاده از این کد براى جلوگيرى از دريافت ايميل هاى گروهى است.
- یک کاربر، 2015/08/09
سلام و درود
گروه شعر و ادب نیستان (ایران) در تلگرام تشکیل شد.
بی صبرانه منتظر حضور دل انگیز شماییم.
دوستان شعر و ادب دوست، می توانند با ارسال ایمیل عضو شوند.
nebeshteh(at)gmail.com
- عصر، 2009/12/04
ایکاش بزرگان شفقتی به کهتران داشته باشند. ببینید، این شاعران جوان چقدر شاعر اند! تصور نکنم در همه شعر های شاعرانی که امروز در انجمن نویسندگان تاجکستان نشسته اند، یک شعر به زیبانیی این شعر یافت:

تصویر آهوانۀ چشم چران کیست
دنبال سبزه‌زار دل نا چریده‌ام؟

ویا:
گویا چهار عناصر، آب و گِلِ مرا
مصلوبِ عرض و طولِ شریعت سرشته‏اند

در شعر نخستین عنصر خیال در اوج خویش خودنمایی میکند و در شعر ژرفای اندیشه یی دران شگفتی انگیز است. هرچند تصور میرود که شعر تنها فریاد زنان باشد اما حقیقت زندگی ما مسلمانان تاجيک نشان میدهد که مرد ها نیز سرنوشتی همگون با زنان دارند. ما "مصلوب عرض و طول شریعت" شده ایم....




- مرادف، 2009/10/26
سوای معضلات مختلفی که متاسفانه پيش روی بالندگی فرهنگ، زبان و تاريخ مردم خراسان قرار گرفته و يا بهتر بگويم قرار داده شده است، جای دارد که نخست از همين تعداد اندک استاد و افراد مسن فرهنگی بخاطر حفظ هويت های ملی تشکر نمود. همچنين از استادان انتظار ميرود که قسمتی از توجهات خود را برای پرورش جوانانی که علاقه مند به بالنده نمودن فرهنگ ما را دارند مبذول نمايند. بطور مثال افلاطون، سقراط، نيچه، شکسپير و غيره از مطالعات کتب، هنر و زحمات گذشتگان و استادان خود ارمغانهای علمی ، فلسفی و ادبی خويش را به ما سپرده اند. نيز نقش دولت در فراهم آوردن امکانات برای محققين بسيار مهم است.
ما همه به معضلاتی که در بالا به آن اشاره شد کم و بيش آشنا هستيم. از قبيل حملات بيگانگان، ورود و تحميل زبانها، مذاهب و فرهنگهای مختلف، چند پاره شده خراسان عزيز، تحمل برخی سياستهای جاری جهانی که به پيشرفت فرهنگ ما لطمه ميزند و بسياری مسائل ديگر ...
اين را هم ميدانيم که اين مشکلات آمده اند و وجود هم دارند. اما اگر تمام توجه خود را به شرح معضلات اختصاص بدهيم، از آنچه که بايد ابداع، کشف و به ملت تاجيک ارزانی کنيم باز می مانيم.
همانگونه که توجه و آرزوی نويسنده اين مطلب آقای «رضا محمدی» بالای شکوفانی و رشد جوانان ميباشد، از جانب ديگرطبيعی است که توجه دولت و استادان به پرورش جوانان به مراتب ميبايست بيشتر باشد. در غير اينصورت در آينده ما برای زبان و فرهنگ خود استاد نخواهيم داشت و يا با کمی استاد روبرو خواهيم شد که هر دو شکل آن ضربه بزرگی به خراسانی بودن يا تاجيک بودن ما وارد می آورد. در چنين صورتی متاسفانه ضعف فرهنگی ـ زبانی باعث ميشود که ملت ما در جريان فرهنگها و سياستهای ناخواسته و استعمار کننده قرار گرفته و نابود شود. همانگونه که خراسان از هم پاشيده شد.
ما خوشحاليم که دارای سرزمين، فرهنگ و زبانی زيبا و شيوا هستيم. سرزمين ما از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب دارای لهجه ها و کاربردهای زبانی غنی ميباشد که ميتوان در کاملتر کردن زبان از آنها بهره گرفت.
آرزو داريم جوانان ما حتی کوچک ترين موضوع های فرهنگی که در بطن هر قدم از خاک و آشيانه های کشور ما نهفته است را با دلسوزی تحقيق کرده، آنها را با علم و آرزوهای ملی و دموکراتيک رنگ و جلای نوين داده و به ملت و آيندگان خود تقديم نمايند. گفتنی بسيار است، اما روی توجه دولت و استادان به جوانان تاکيد بسيار ميکنم.
- maryam,farhaadi، 2009/10/24
It was intersting like the other countries,wich old generation has a big gap with new one...
Home | About us | Contact us
Copyright © 2017 JadidOnline.com. All Rights Reserved.
نقل مطالب با ذكر منبع آزاد است. تمام حقوق سايت براى جديدآنلاين محفوظ است.