۲۵ نوامبر ۲۰۱۱ - ۴ آذر ۱۳۹۰
حدود پنجاه سال است که نوای سازهای ایرانی آواز محمدرضا شجریان را همراهی میکند. حالا اما چند سالی است که این استاد مسلم و برجستۀ موسیقی ایرانی در صدد تنوع و گسترش دادن به نوای این سازها برآمده و میکوشد به اعضای خانوادۀ آنها بیفزاید. ساغر و کرشمه، تـُندر و دلودل، سبو و صُراحی، شهبانگ و شهنواز و شهرآشوب نام برخی از سازهایی است که با ابتکار محمدرضا شجریان به تازگی به موسیقی ایرانی راه پیدا کردهاند.
آنطور که محمدرضا شجریان در مصاحبههای مختلف مطبوعاتی گفته، انگیزۀ ساخت این سازها آفرینش نغمههای نو و افزایش توانمندی سازهای موسیقی ایرانی بودهاست. وی افزوده که در طول اجراهای متعدد خود متوجه شده که مردم به اجرای موسیقی ایرانی توسط ارکسترهای بزرگ علاقۀ بیشتر نشان میدهند، اما سازهای موسیقی ایرانی ــ به خصوص در تولید صداهای بم ــ برای استفاده در ارکسترهای بزرگ کارآیی کافی ندارند؛ کمبودی که او همیشه حس میکرده و برای برطرف کردن آن میاندیشیدهاست. او معتقد است سازهای موجود تنها قادر به اجرا در محدودۀ صوتی اُکتاوهای میانی هستند، در حالی که در طراحی سازهای جدیدِ او تولید صدا در اکتاوهای پایینتر و بالاتر نیز در نظر گرفته شدهاست.
سازهای ابداعی محمدرضا شجریان پیش از همه و بیش از همه توسط مجید درخشانی، آهنگساز و سرپرست گروه موسیقی شهناز، به کار گرفته شد. اگرچه آهنگسازی و نوازندگی با سازهای نو و آزمایشنشده کار آسانی نیست، مجید درخشانی باور دارد که بهکارگیری این سازها تأثیر زیادی در رنگ صدایی گروه شهناز داشته و بهزودی جایگاه خود را در موسیقی ایرانی مییابد:
"در حال حاضر این سازها تکنواز ندارد و از تکنیک سازهای موجود برای صدادهی آنها استفاده میشود. مثلاً من شخصاً برای نوازندگی ساز کرشمه از تکنیک تار استفاده میکنم. اما نوازندگان گروه شهناز در حال کشف و تجربۀ تکینکهای نوازندگی این سازها هستند که بیشک نیازمند زمان است. به عقیدۀ من، این سازها نقش مؤثری در گروه شهناز دارد و کاملاً صدای ارکستر را متفاوت میکند و شما این تفاوت را در اجراهای اخیر گروه شهناز بهخوبی حس میکنید".
اما در کنار محمدرضا شجریان و مجید درخشانی که از دل سنت برآمدهاند و درعین حال حضور سازهای جدید را ضرورت زمان برای "نوآفرینی" در موسیقی ایرانی میدانند، برخی از کهنهکاران موسیقی ایرانی، بهخصوص نوازندگان و آنانی که خود نیز سوابقی در سازسازی دارند، به مخالفت برخاستهاند و استفاده از این سازهای نو را کاری بیهوده میدانند که به رشد و تکامل موسیقی ایرانی هیچ کمکی نکرده و نخواهد کرد. مجید درخشانی در پاسخ مخالفان، آیندۀ این "نوآمدگان" در موسیقی ایرانی را روشن میداند:
"افراد بسیاری، چه هنرمندان و چه سازندگان ساز، با سازهای ابداعی استاد شجریان مخالفت کردند و برخورد منفی داشتند. من تأسف خوردم، چون این سازها هیچگونه ضرری برای موسیقی ایرانی ندارد. اما باید بگویم که این برخوردها هیچ تأثیری بر استاد نداشتهاست و ایشان همچنان در جهت تکامل و رفع نواقص این سازها میکوشند. در عمل، وقتی از این سازها در گروه شهناز استفاده میشود و یا افراد معتبری مثل محمدرضا درویشی برای ارکستر این سازها قطعه مینویسد، بهتدریج استفاده از آنها تثبیت میشود. من خودم کار جدیدی دارم که بر روی اشعار مهدی اخوان ثالث آهنگسازی کردم. در این اثر گاهی صداهایی شنیده میشود که شاید با سازهای معمول در موسیقی ایرانی نمیتوانستیم این صداها را تولید کنیم. به نظر من، کاربرد سازهایی مثل شهنواز در آهنگسازی این اثر بسیار مؤثر بودهاست".
سازسازی و ابداع سازهای جدید در ایران پدیدۀ نوی نیست. استاد ابراهیم قنبریمهر به عنوان شناختهشدهترین سازندۀ ساز در ایران علاوه بر اصلاح سازهایی همچون تار، سهتار، تنبور، کمانچه و عود، نقش مؤثری در تولید سازهای جدید داشتهاست، تا جایی که بسیاری از او به عنوان "پایهگذار سازسازی نوین در ایران" یاد میکنند. از ابداعات او میتوان به ساخت "شاهرباب" و "شورانگیز" (بر روی کاسۀ سهتار و بربط) اشاره کرد.
حسین علیزاده نیز با تجربیات ارزندۀ خود در نوازندگی و آهنگسازی موفق به ساخت "شورانگیز" بر روی کاسۀ تنبور شدهاست. طرح ساز "سلانه" نیز از ابتکارات اوست که به وسیلۀ سیامک افشاری ساخته شد و امروز در غالب کنسرتهای حسین علیزاده صدای این ساز شنیده میشود.
در همین راستا میتوان به ساز "شاهکمان" ساختۀ کیهان کلهر، "اودوی ضربانگ" ساختۀ بهنام سامانی، شبیهسازی ساز چنگ توسط سیامک مهرداد، عبدالعلی باقرینژاد و عبدالله عباسی، و بازنگری ساز بربط توسط برادران محمدی و موارد بسیار دیگری توسط سازندگان جوان نام برد. اما تنها گذشت زمان نشان خواهد داد که سازهای ابداعی استاد محمدرضا شجریان و دیگر مبتکران چه تحولی در عرصۀ صدادهی موسیقی ایرانی ایجاد خواهد کرد و تا چه حد به رشد و تکامل آن یاری خواهد رساند.
در گزارش تصویری این صفحه مجید درخشانی از چهگونگی ساخت سازهای جدید محمدرضا شجریان و کاربرد آنها در گروه شهناز سخن میگوید. قطعۀ اول در این گزارش تصویری که توسط مجید درخشانی آهنگسازی شده، با مجموعه سازهای جدید محمدرضا شجریان اجرا شدهاست. در قطعۀ بعدی هم صدای اجرای گروهی با این سازها در کنار سازهای متعارف را میشنوید. با تشکر از یاری "فریبرز کیانی" و "جین لویسون" برای تهیۀ این گزارش.









نظر شما
شجریان از وقتی خطی شد و ملی بودن را فراموش کرد از حد خود تنزل و در حد همان خط قالب بندی شد. مردان بزرگ ایران ایرانی فکر کردند و بزرگانی چون فردوسی حافظ و...جهانی و جهانی شدند. مثال زنده شعر فردسی بر سردر سازمان ملل.
خیلی خوشحالم که استادان ما به فکر نو آوری در موسیقی ایرانی هستند. برای بقا و حفظ این موسیقی و جذب بیشتر جوانان به سمت موسیقی ایرانی باید از تعصب دست برداریم و بپذیریم که دنیا در حال تحول است و توقع و سلیقه جوان امروز با جوان 50 سال پیش یکی نیست.
به عقیده من صرف نظر از نتیجه این ابداع، اینکه شهامت ریسک و ابداع داشته باشیم زیبا و ارزشمنده.خلاقیت دو تا درس بزرگ داره:1- آن چیزهایی که هست، ما را به یل چیزهایی که نیست بیندازه2- اگر از انتقاد و تحقیر نهراسی، اولین گام خلاقیت را برداشته ای.
اول که فقط مقاله شما رو خوندم بینهایت خوشحال شدم. چون مدتها بود دلم می خواست در مورد سازهای ابداعی استاد بخونم و اطلاعات بیشتری پیدا کنم. اما خیلی اتفاقی نظرات زیر رو خوندم و به قول معروف شاخ در آوردم. من در مورد موسیقی ایرانی اونقدر تخصص ندارم که بخوام اظهارنظر کنم. اما در شگفتم از اینهمه بخل در نظرات زیر. همیشه دوستداران موسیقی ایرانی اینگونه با تعصب نظر میدادند و نظر میدهند. امیدوارم در آینده نظراتشان کمی مفیدتر باشه. ابداع سازهای جدید نه تنها به اصالت موسیقی ما ضرری نمی زنه بلکه یک تحول در اون ایجاد میکنه. حالا کسی که نوای این سازها رو نمی پسنده خوب گوش نکنه!!! کسی که مجبورش نکرده. اما اگر نظری داره که میتونه به بهتر کردن نوای سازها کمک کنه مطرحش کنه. اینهمه سازهای جدید وارد موسیقی غرب شد. آیا از ارزش موسیقی کلاسیک چیزی کم کرد؟ چقدر سبکهای جدید وارد موسیقی شد و حتی گاهی کمک کرد که موسیقی کلاسیک ارزشش دوچندان بشه. بهتره یک کم از تنگ نظری رو کنار بگذاریم و از دایره ای که به قطر یک متر دور خودمون کشیدیم بیرون بیایم.
تک تک جملات این مقاله جای نقد بسیار دارد. استاد شجریان از روی کدام تحقیقات میدانی متوجه شده اند که مردم ما به ارکستر بزرگ علاقه دارند؟ در ثانی اگر علاقه مردم شرط است عامه مردم به چه چیزها که علاقه ندارند. بنا بر این بفرمایید وارد موسیقی کنید. حالا چگونه میخواهید تکنیک نوازندگی برای این سازها بیابید؟ این صدای بم چه حلقه گمشده ایست که تعدادی به دنبال آن هستند؟ حال با این سازها تکنوازی هم میشود کرد یا نه و بسیاری موارد دیگر حال به این موارد و سوالات مطرح شده و نشده جواب میدهید یا...؟!
چطور می شود سازی اختراع نمود و تکنیک نوازندگی اش را از ساز دیگری گرفت؟ و تازه می خواهند برای آن آهنگ بسازند. حالا اگر انسان بی نام و نشانی بود، همین قدر برایش سینه چاک می دادید؟
كسي نميتواند منكر مشكلات اساسي سازهاي ايراني بشود.بنابراين واجب است كه بدون تعصب مشكلات اين سازها حل شود البته با حفظ رنگ صداها كه ريشه در گذشته دارد.به نظر من اگر چه اقدامات استاد شجريان در اين زمينه شايد با موفقيت روبرو نشود ولي نقطه ي آغازيست براي پيشرفت ساز سازي در ايران.هر چه فعاليت در هر زمينه ي موسيقي بيشتر باشد باعث پيشرفت موسيقي ايران ميشود البته همراه با انتقاد دلسوزانه
کی قرار است که ما ایرانیان از سیاه و سفید دیدن ها پرهیز کنیم؟ همیشه دنبال قهرمان و ضد قهرمان هستیم. ریشۀ رشد دیکتاتوری در همین نکته است. استاد شجریان فرااتر از انتقاد نیست. اما انصاف هم خوب است.
چون ما در یک کشور جهان سوم هستیم این حرفها را قبول می کنیم، وگرنه اگر مثلاً پاوروتی در ایتالیا بگوید من یک ساز که نه هفته ای یک ساز اختراع می کنم، بیچاره را فوراً می انداختند توی تیمارستان. ولی خوب در ایران باید از استادمان تقدیر کنیم و مدال "بزرگ ساز آوران کبیر" به او بدهیم.
اي مرد بزرگ... كو تا دگران بدانند چه كار خارق العاده اي كرده اي براي مويسقي ايران. دست مريزاد....زندگاني ات پاينده و صدايت جاودان.....
اگر هدف از نقد تعالی و نه انتقام باشد باید یاد گرفت که از شجریان هم انتقاد کرد و دچار احساسات تند به سود یا زیان نشد. شجریان استاد آواز است، اما آیا ایشان استاد ساز هم هست؟
سازندگان ساز بايد در مورد اين سازها قضاوت كنند كه متاسفانه در ايران قضاوت و نقد با تعارف و رودربايستي همراه است، نقد و قضاوت صحيح باعث ميشه اين سازهاي ابداعي بدون تعصب در اركسترهاي موسيقي در آينده جايگاه خودش را پيدا كنه يا حذف بشه. تا بحال نوازندگان بنام موسيقي هم به طور صريح در رسانه ها در مورد اين سازها صحبت نكرده اند و اون هم به خاطر اينه كه با آقاي شجريان رودربايستي دارند.
در کنسرت آقای شجريان در پاريس با حدود بيست نوازنده که هفت -هشت نفرشان سازهای اختراعی ايشان را می نواختند، آنچنان صداهای نا مأنوس و بي ارتباط با موسيقی لطيف و آرامش بخش ايرانی فضا را آلوده کرد که بنده وسط برنامه مجبور به ترک سالن شدم. درحالی که 100 يورو هم پول بليت داده بودم. ياد اجراهای شجريان همراه با همان سه - چهار ساز اصيل ايرانی روی پله های کنار آرامگاه حافظ در شب های جشن هنر شيراز به خير.
شاه کمان ساخته کلهر نیست .
چرا اصلاً موسیقی اصیل ایرانی با همان سازهای سنتی اش باید تغییر داده بشود که به موسیقی غربی نزدیک بشود؟ مگر قرار است موسیقی اصیل ایرانی برای غربی ها نواخته بشود؟ اینکه آلات موسیقی سنتی ایرانی را با ابزارهای موسیقی غربی مقایسه کنیم و بگوییم سازهای ایرانی نسبت به سازهای غربی دارای محدودیت در تولید اصوات هستند و بنابرین نیاز به تغییر دارند، اشتباه است و نتیجه اش اصالت زدایی از هنر ناب ایرانی است که خود حتا یک خیانت است. من به عنوان یک ایرانی علاقه مند به موسیقی اصیل ایرانی دهها سال موسیقی اصیل ایرانی را با همان سازهای سنتی اش گوش کرده و همیشه هم لذت برده ام و هیچ احساس کمبود هم در آن نکرده ام. شجریان کلاً برای اینکه به اصطلاح از خودش نام به جا بگذارد، دست به این کارها زده است و و کارش هیج ربطی به نیاز عینی هنر موسیقی ایرانی ندارد.