Jadid Online
جدید آنلاین
درباره ما تماس با ما Contact us About us
نوروز، نماد ابرفرهنگ
دکتر داوود مرادیان*

دکتر داوود مرادیان

قبول پیشنهاد کشور آذربایجان توسط سازمان ملل متحد برای ثبت رسمی نوروز به عنوان یک نماد جهانی، نشانه‌ای است از فراقومی و فرازبانی بودن این جشن باستانی. در خبرنامۀ سازمان ملل به این مناسبت آمده‌است:

"نوروز برای بیش از سیصد میلیون نفر در سراسر جهان، آغاز سال نو است و بیش از سه هزار سال است که در مناطقی از بالکان، منطقۀ دریای سیاه، قفقاز، آسیای مرکزی و خاورمیانه و نقاط دیگری از جهان جشن گرفته می‌شود."

اگر به جغرافیای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی منطقۀ ما نگاه گذرا شود، دو تصویر متضاد جلوه‌گر خواهد شد: یک، تورم مشکلات، تضادها و گسست‌ها. دو، وجود انرژی و منابع بالقوۀ طبیعی و انسانی.

با توجه به این دو تصویر و پروسۀ جهانی شدن، پرسش این است که چگونه می‌توان در پرتو نمادی چون نوروز از انرژی و منابع طبیعی و استعدادهای شکوفان انسانی در راستای همگرایی منطقه‌ای و پیوستن به حرکت جهانی شدن استفاده‌ای بهینه نمود؟

هرمجموعه‌ای انسانی دارای خرده‌فرهنگ‌ها و ابرفرهنگ‌ها می‌باشد. خرده‌فرهنگ‌ها مبتنی بر واحدهای کوچک اجتماعی است، چونان روستا، قبیله، شهر، شغل و حرفه. زبان، دین، تمدن و نظام ارزشی، از شالوده‌های ابرفرهنگ‌هاست. با کمال تأثر کشور ما و خیلی از کشورهای منطقه، اسیر خرده‌فرهنگ‌ها می‌باشند و نتوانسته‌اند از ثمرات و میراث ابرفرهنگ‌های خود به اندازۀ  کافی بهره ببرند.

صدا
سخنان ظاهر طنین، نماینده دائمی افغانستان در سازمان ملل در باره جشن نوروز
جنجال‌های طفلانه بر سر اصطلاحاتی چون دانشگاه و پوهنتون، زبان فارسی و دری، بیانگر غلبۀ خرده‌فرهنگ‌ها بر ابرفرهنگ است. این چالش در سطح بزرگتر منجر به دادن هویت سیاسی به شخصیت‌های علمی و فرهنگی شده‌است. ایرانیان مصرّند تا به مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، ابوعلی سینا و سید جمال‌الدین شناسنامۀ ایرانی صادر نمایند؛ در عرصۀ درون‌دینی برخی برآنند تا جشن نوروز را امری غیر اسلامی بدانند. این اصطکاک‌ها، نتیجۀ اسارت انسان‌هایی است که هنوز در بند خُرده‌فرهنگ‌ها می‌باشند. اگر ابرفرهنگ معیار ما باشد، طبیعی است که چالش‌های آن‌چنانی کم‌رنگ و زدوده خواهد شد.

احساس تعلق همزمان به خرده‌فرهنگ‌ها و ابرفرهنگ‌ها امری است دشوار! برای افراد و جوامع غرق در فقر، استبداد و خشونت، هویت فردی و جمعی مانند رنگین‌کمانی است که از رنگ‌ها و لایه‌های مختلف تشکیل شده‌است. هرگاه بتوانیم بین این لایه‌ها و رنگ‌ها به خاطر رسیدن بۀ یک هدف و ارزش متعالی، رابطه‌ای منطقی ایجاد نماییم، می‌توان بر خیلی از بحران‌ها، از جمله بحران هویت، غلبه یافت. در مقیاس کلان و جهانی نمونه‌ای موفق از چنین رنگین‌کمانی، همانا اتحادیۀ اروپا است.

تاریخ اروپا قبل از ۱۹۴۵ تاریخ جنگ‌ها، نسل‌کشی‌ها، رقابت‌ها و جدایی‌هاست. اما اروپائیان توانستند در کمتر از چند دهه بر مشکلات و گسست‌های چندصدسالۀ خود غلبه کنند. یکی از استراتژی‌های مبتکران و مهندسان پروژۀ اتحادیۀ اروپا، شناسایی و سرمایه‌گذاری بر مؤلفه‌های مشترک فرهنگی اروپاست. این تجربه نشان می‌دهد که همگرایی سیاسی و اقتصادی، مستلزم بستر مشترک فرهنگی است؛ بستری که در عین تکثر می‌تواند اضلاع یک فرهنگ پویا را پی افکند.

اروپائیان هویت مشترک فرهنگی خود را بر سه بستر مبتنی نمودند: یونان باستان، مسیحیت و مدرنیته.

علی‌رغم اختلافات و تضادهای شدید بین این سه بستر، اروپائیان توانستند، فرهنگ مشترک خود را تعریف و تبیین نمایند. انتخاب استانبول به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا در سال ۲۰۱۰ میلادی نمونه‌ای از سخاوت فرهنگی اروپائیان می‌باشد.

برعکس تاریخ پر از آشوب و گسست اروپا، منطقۀ ما در سیر تاریخ، حوزۀ همکاری‌های مبتنی بر مبادلات فرهنگی و تجاری بوده است. مؤلفه‌های فرهنگی چون زبان و ادبیات پارسی دری، مکاتب و جریان‌های دینی چون عرفان و تصوف اسلامی، شبکه‌های همزبانان و همدلان را به وجود آورده‌است. این شبکه‌ها می‌توانند بستر و مقدمه‌ای شوند برای تقویت همکاری‌ها و مبادلات در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی.

برای چنین امری لازم است که ما نگاهی دقیق‌تر به گذشتۀ مشترک خود داشته باشیم. با کمال تأسف زاویۀ دید تاریخی ما در بسیاری از موارد در بند باورهای خرده‌فرهنگی است. این اسارت سبب گردیده‌است تا هویت فرهنگی را با هویت سیاسی درآمیزیم. باید باور نماییم واحدهای سیاسی چون افغانستان، ایران، تاجیکستان، پاکستان، ترکیه و غیره اضلاعی از یک هویت بزرگ فرهنگی‌اند.

هویت سیاسی شناسه‌هایی چون افغان، ایرانی و تاجیک و پاکستانی و غیره را برمی‌تابد، اما همۀ این شناسه‌ها در حوزۀ هویت فرهنگی یک نماد دارد.

ما می‌توانیم چون اروپائیان چالش‌های سیاسی را در بستر فرهنگ مشترک جاری بسازیم. تضاد و تقابل را تبدیل به تعامل و تفاهم نماییم. چنین حرکتی نیازمند تلاش مستمر برای غنامند نمودن هویت فردی و جمعی است، استفاده از تمام مؤلفه‌ها و بسترهای خرده‌فرهنگ‌ها و ابرفرهنگ‌های خود و دیگران. نتیجۀ عملی این حرکت، احساس تعلق و خودی بودن با خود و دیگران خواهد بود. چنین برداشت و نگاهی این اجازه را به ما خواهد داد که هم زرتشت را از خود بدانیم هم مولانا و هم خان عبدالغفار خان را و هم امانوئل کانت را.

موفقیت افغانستان و کشورهای منطقه برای غلبه بر مشکلات متعدد موجود، نیازمند سخاوت و درایت فرهنگی است؛ درایتی که در پرتو آن بتوان بسترهای مشترک سیاسی، اقتصادی و امنیتی را خلق کرد. نوروز چتر بزرگ چنین هدف سترگی است.

*دکتر داوود مرادیان، رئیس مرکز مطالعات استراتیژیک وزارت امور خارجۀ افغانستان است.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب

نظر شما

در صورت تمایل نام خود را بنویسید
در صورت تمايل نشانى ايميل خود را بنويسيد. نظر شما پس از ويرايش منتشر خواهد شد.
Image CAPTCHA
لطفا كد بالا را وارد كنيد. استفاده از این کد براى جلوگيرى از دريافت ايميل هاى گروهى است.
- علوی، 2012/03/17
زیبا، بجا و قابل قدر!
- یک کاربر، 2011/03/21
من مدیر چند صفحه در فیس بوک هستم. دارم عیناً مطلب این مقالۀ زیبای شما را تجربه میکنم. با شما کاملآ موافقم. مدتی قبل هم صفحه ای درست کردم بنام اتحادیۀ آسیا. جالب بود که اولین اشخاص که صفحه و ایدۀ اتحادیه را استقبال میکردند، کشورهایی چون جاپان و چین ... بودند. به امید اینکه روزی شاهد اتحادیۀ آسیا یا حد اقل این چند کشور که با هم مشترکات بیش از حد داریم، مثل ایران، افغانسان، پاکستان، تاجکستان... باشیم این بهترین راه حل اکثر بحران های کنونی جهان و منطقه است.
- فیروز، 2011/03/20
تشکر دکتر صاحب. از خواندن این مقاله لذت بردم. بدون شک فرهنگ میتواند ملت ها را به هم نزدیک کند. خب، مقایسه نمودن اروپائیان با منطقۀ ما شاید خیلی واقعبینانه نباشد، اما نمونۀ خوبیست. آقای مرادیان، امید است که راجع به دیگر قاره ها مثل قاره آفریقا و آمریکای جنوبی نیز کمی بینوسید. امید است بالای این طرح بیشتر کار صورت گیرد. امید است در مقالات بعدی شما شاهد پشنهادهای عملی ترتان باشیم. سبز باشید! و سال نو برای شما و دیگران مبارک باد!
- یک کاربر، 2010/11/11
مقالۀ خوبی است. اما من فکر می کنم ابرفرهنگ یک واژۀ نو است و نادرست خواهد بود که زبان و دین و رسم را ابر فرهنگ بخوانيم، چون اینها همواره سازۀ یک فرهنگ بوده اند و گاهی میان فرهنگ های مختلف مشترک.
- یک کاربر، 2010/10/24
سلام جناب اقای دکتر، با همه فرموده های تان کاملا موافق هستم اما من به عنوان یک فارسی زبان این حق را به خودم میدهم که به زبان خودم صحبت کنم و بجای پوهنتون بگویم دانشگاه .
- یک کاربر، 2010/03/31
چقدر عالی. نشان دادن تنوع در افکار گوناگون و منطقه ای الحق که کار سترگ این سایت است
Home | About us | Contact us
Copyright © 2018 JadidOnline.com. All Rights Reserved.
نقل مطالب با ذكر منبع آزاد است. تمام حقوق سايت براى جديدآنلاين محفوظ است.