شاملو اسپانیایی نمیدانست و یا خوب نمیدانست. ولی با حس شاعرانهاش جان شعرهای فدریکو گارسیا لورکا را چندان خوب فهمید و در قالبی از زبان فارسی ریخت که موسیقی و آهنگ کلام او به شعر درآمیخت. وقتی که خود شاملو با لحن شیوایش این شعرها را خواند، چنان آمیزهای آفریده شد که اکنون بخشی از شعر امروز فارسی است. شما هم اگر دوستار شعر باشید، حتماً شعر "ساعت پنج عصر" گارسیا لورکا را با صدای رسای شاملو به یاد دارید.
من ترجمههای زیادی از مولانا جلالالدین بلخی به زبان انگلیسی را در ویترینها و قفسۀ کتابفروشیها دیده بودم. چندی پیش شیندم که قرار است کلمن بارکز (Coleman Barks)، یکی از مترجمان مولوی، در مرکز لینکلن لندن شعرهای مولانا را بخواند. البته به زبان انگلیسی. به شدت علاقمند و کنجکاو بودم تا او را از نزدیک ببینم. اگرچه پیش از این نیز شعر مولانا را از زبان هنرمندان غربی شنیده بودم، ولی به نام مترجم آن توجهی نکرده بودم. باید اعتراف کنم که پیش از این جلسه اطلاع چندانی در باره بارکز یا آثارش نداشتم.
وارد محل کنفرانس شدم. چیزی که بیشتر از هر چیز توجه من را به خود جلب کرد، ویولنسلی بود که در کنار میزی قرار گرفته بود. در زمانی کوتاه تمام سالن پر شد از شیفتگان مولانا.
بعد از یک معرفی کوتاه، کلمن بارکز شروع به خواندن کرد. اینجا بود که نقش ویلنسل معلوم شد. صدای پرصلابت بارکز به همراه ویولنسل چنان مرا مجذوب خود کرد که گذر زمان را حس نکردم. البته این تنها من نبودم که بی حرکت در جای خود میخکوب شده بودم، بلکه تمامی حاضران که غالباً از اهالی ادب و فرهنگ بودند، محو هنر بارکز شدند.
به نظر من، تنها فردی میتواند شعر مولانا را این گونه بخواند که آن را درک کرده باشد و بهراستی که کلمن بارکز به چنین مرحلهای رسیده است. پس از پایان جلسه، خودم را به او رساندم تا دلیل این عشق به مولانا را بدانم. به گفته بارکز آشنایی با یک معلم صوفی این انگیزه را در او پدید آورد که به ترجمه اشعار مولانا بپردازد.
این سرآغازی بود تا من کلمن بارکز را بیشتر بشناسم. کلمن بارکز در سال ۱۹۳۷ در منطقۀ کاتانوگای ایالت تنسی زاده شد. او در دانشگاههای ایالت کارولینای شمالی و برکلی تحصیل علم کرد. به مدت سه دهه در دانشگاه جرجیا ادبیات انگلیسی تدریس کرد و در حال حاضر در شهر آتن ایالت جرجیا زندگی می کند و تمام وقت خود را صرف ترجمۀ اشعار مولانا میکند. وی برای برگردان اشعار مولوی، ترجمههای دقیق رینولد نیکلسون و دیگر مترجمان پارسیگو را به کار میبرد.
نخستین ترجمه یا در واقع، برداشت شاعرانۀ معانی اشعار مولوی از سوی کـلمن بارکز سال ۱۹۷۶میلادی منتشر شد. "دست شعر"، "پنج شاعر عارف ایران"، "مدخلی بر رومی" و "کتاب عشق" از جملۀ آثاری است که کلمن بارکز را در مقام پرفروشترین مترجم آثار مولوی به زبان انگلیسی نشاند. با همین کتابها و لوحهای فشرده بود که کلمن بارکز با شناساندن مولوی در سطحی وسیع به جوامع غربی، در شناساندن عرفان به آنها نیز نقش ایفا کرد.
کلمن بارکز همان کاری را با اشعار مولوی کرده است که شاملو با آثار گارسیا لورکا و یا ادوارد فیتزجرالد در ۱۵۰سال پیش در بازآفرینی رباعیات خیام به انگلیسی کردهاند.
از نظر بارکز، مولوی شکسپیر دنیای اسلام است که بدون او شناخت اسلام و عرفان شرقی ناممکن است. به درستی که بارکز تمامی مفاهیم عرفانی و الهی شعر مولانا را از پوسته پرتکلف موجود در کتابهای دانشگاهی بیرون آورده و تبدیل به زبان ملموس امروزی کرده است.
تنها ترجمههای شیوای بارکز از مولوی نیست که سبب محبوبیتش در میان انگلیسی زبانان شده، بلکه نحوه خواندن اشعار مولوی توأم با موسیقی، به شهرت او افزوده است؛ به گونهای که اگر زبان انگلیسی هم ندانی، آوای او تو را مجذوب خود میکند. تاکنون بیش از ده لوح فشردۀ اشعار مولوی به زبان انگلیسی و با صدای کلمن بارکز آمیخته با موسیقی عارفانه منتشر شده است. بارکز از آن رو بر ترکیب شعر و موسیقی تاکید دارد که در نظر او موسیقی از کلام مولوی جدا نیست.
در گزارش مصور این صفحه نمونههایی از ترجمۀ بارکز را همراه با پارههایی از صحبتهایش میتوانید بشنوید.











نظر شما
كولمن باركس و نيكولسن از كسانى هستند كه مولوى را خوب مى شناسند. شاملو در ترجمه هايش ناكام است و مانند فيتزجرالد، اشعار خوداش را ترجمه كرده است. بر عكس نيكولسن و باركس به اصل شعر مولوى وفادار بوده اند. رجوع كنيد به آثار پژوهشگران خوبى كه پيرامون ترجمه هاى شاملو نظر داده اند. آنچه بانو آزاده پيرامون باركس گفته است بجاست اما پيرامون فيتزجرالد و شاملو اشتباه كرده است.
زیبا و دلنشین. سپاس آزاده
I promote poetry over 14 year now in Austin Texas , and I have taped
Robert Bly and Coleman Barks many hours so I am very close with this two great and wonderful human. It breaks my heart when I see some clueless Iranian talk about this two so ugly, if we love Iran we should thank these two human for what day did for us. Hatred show its face in many different form. If we understand Molana we would never talk like this.
Thank you,
Farid
اولین باری که نام کلمن بارکز را دیدم ، روی جلد کتابی بود از عمران صلاحی که ترجمهی کلمن بارکز و جان موین ( که از قضا مثل این که جواد معین بوده ) را پیدا کرده بود و در کنار اشعار اصلی گذاشته بود . پس از آن دیگر نامی از کلمن بارکز نشنیدم تا امروز . سپاس آزادهی عزیز
به نظر من مقایسهٔ شاملو با کولمن بارکز توهین به شاملو است. شاملو شاعر بزرگی بود که ترجمههایش شعرهای موفقی میشد، حتی اگر ترجمهٔ وفادار به متن نباشد (اتفاقاً به همین علت برخی از ترجمههایش بهتر از اصل میشد، مانند ترجمهاش از اشعار ماگوت بیکل). از آن طرف، کولمن بارکز یک شاعر متوسط (بهتر است بگوییم ضعیف است) که میخواهد ضعف شعرش را با چسباندنش به مولانایی که نمیشناسد جبران کند. کولمن بارکز را بهتر است با سامی یوسف مقایسه کنیم، کسی که اگر میخواست در قالب موسیقی ایرانی یا ترکی یا انگلیسی فعالیت کند در میان انبوه خوانندگان متوسطی که بهتر از او بودند گم میشد، اما حالا با با این چهرهٔ اسلامی که از خود ساخته است محبوب مسلمانانی شده است که نه با فرهنگ و موسیقی سنتی جوامع خود آشنا اند، نه با فرهنگ و موسیقی غربی (و تعدادشان هم کم نیست).
جالب بود.ممنون
جالبش این است که بارکز خودش فارسی را نمیداند...ولی ترجمان مولوی است.