اندیشهگاه جایی است شبیه کافیشاپ که عنصر اندیشه را هم بر آن افزوده باشند.
در سخن و نگاه معلولان مرکز ارتوپدی صلیب سرخ در کابل، زندگی موج میزند.
مردم کابل چشم بهراه آیندهای هستند که بیاید. اما در چگونه آمدنش ابهامهایی وجود دارد.
ابراهیم امینی غزلسرای عاصی بلخ، در آخرین دفتر شعرش از همیشه تلخ اندیش تر است.
محمود طرزی، روزنامهنگار، سیاستمدار و از پیشگامان نهضت نواندیشی افغانستان بود.
داستان بلند "سِفر خروج" آصف سلطانزاده از تهران امروز است و دنیای مهاجران.
آیا افغانستان شاهد ظهور شاعرانی است که زندگی را به شکلی دیگر تجربه میکنند؟
قصه میر رمان نیست. روایت واقعی زندگی است. سرگذشت افغانستان در ده سال اخیر.
دیانا ثاقب همواره در فیلمهایش به تلاشها و دشواریهای زنان در اجتماع میپردازد.
"بیراوی" داستانی است از رفیع جنید در توصیف هستی بر پایۀ عشق با زبانی نو.
جولز جورج به عنوان نقاش جنگ، ارتش بریتانیا را در افغانستان همراهی کرد.
فیلمسازان جوان افغانستان شب و روز میتپند و میدوند تا بگویند "هستیم".
آیخانم، شهر ویرانهای است با گنجینههای آشکار و نهان در شمال افغانستان.
تلاش برای زنده کردن آموزش موسیقی در افغانستان همچنان در جریان است.
واصف باختری نوپرداز است و انسانگرا. اندیشه اش نه وارداتی است و نه باستان گرا.
فردین واعظی کوشیده با نگاهی پر از امید به افغانستان بنگرد؛ نگاهی متفاوت با دیگران.
میخواهیم این عکسها را که با آخرین دوربینهای جعبهای گرفته شده، به نمایش بگذاریم.
شکیلا عزیززاده، شاعر افغانی است که نزد افغانها چندان شناخته شده نیست.
بازگشت به زادبوم برخی را به مراد و شماری را به نامرادی میرساند.
موزۀ بریتانیا نمایشگاهی از مجموعهای چندینهزارساله از افغانستان را نمایش میدهد.
خانۀ تاریخ مصور افغانستان شما را با تاریخ هنر در افغانستان آشنا میکند.
زیبایی قرهکُل که زیباترین و لطیفترین پوست بره است، دردسر میآفریند.
وحید طلعت به عنوان شاعر ایرانی وارد زندگی افغانها در ایران شد.
از نخستین گامها در راه آموزش آکادمیک موسیقی در افغانستان پنجاه سال میگذرد.
ورونیکا، پژوهشگر موسیقی، کوشیدهاست افغانستان را از زوایۀ عشق و زندگی نشان دهد.
رباب، سازیست که پیوسته در حال تکامل بوده و گفته میشود تاریخی پنجهزار ساله دارد.
در بامیان، شادی و بازی نوجوانان، ساختن تنور از کلوخ و پختن سیبزمینی است.
هنر تئاتر افغانستان هنوز نتوانسته زیان سالهای دشوار جنگ را جبران کند.
زلیخا شیرزاد خواستهاست با تلفیق کهنه و نو در مد لباس افقهای جدیدی را بگشاید.
دژ بالاحصار کابل، ویرانهای است متروک زیر سقف آسمان بانشانههایی از گذشتهای.