Jadid Online
جدید آنلاین
درباره ما تماس با ما Contact us About us
گنکور برای سنگ صبور

نویسنده ای که در اوان جوانی از افغانستان به فرانسه پناه برده بود، بالاترین جایزه ادبی فرانسه را به دست آورده است. جایزه گنکور فرانسه به داستان سنگ صبور عتیق رحیمی تعلق گرفت.

این داستان شرح ماجراهای زنی است که شوهرش در دوره جنگ متحمل ضربه مغزی شده و بار روزگار و مراقبت از خود را به دوش همسرش انداخته است. این داستان فرانسوی با نام پارسی سنگ صبور منتشر شده است.

جایره گنکور از سال ۱۹۰۳ میلادی تا کنون همه ساله به بهترین نویسنده فرانسوی زبان اعطا می شود. بنیادگذار آن ادموند دو گنکور، نویسنده بنام فرانسوی است که جایزه را به افتخار برادرش ژول دو گنکور که او هم نویسنده کامگاری بود، پایه ریزی کرده بود.

آکادمی گنکور مرکب از ده نویسنده فرانسوی است که پس از ارزیابی آثار تازه، نام نویسنده سال را اعلام می کنند. برندگان جایزه گنکور غالبا به شهرتی فراگیر و فروش فراوان آثارشان دست می یابند.  

صدا
فرنگیس حبیبی مسئول بخش فارسی رادیو فرانسه، درباره رمان سنگ صبور عتیق رحیمی صحبت می کند
اما عتیق رحیمی از مدت ها پیش از جمله مشهورترین و پرطرفدارترین نویسندگان فرانسه بوده است. "خاکستر و خاک" عتیق رحیمی که بعدا مبنای یک فیلم هنری هم واقع شد، نخستین داستان اين نویسنده است که در فرانسه و آلمان بیشترین فروش را داشت.

عتیق رحیمی در گفتگویی با روزنامه ایندپندنت چاپ لندن در ماه دسامبر ۲۰۰۲ در باره رمان خاکستر و خاک گفته بود: "علیرغم موضوع داستان خاکستر و خاک، من می خواستم در آن با واژگان پارسی که زبان مادری من است، و با عناصر شفاهی و نوشتاری آن بازی کنم. این کتاب پر از خشونت است، اما زیر سطرهای آن زمزمه اشعار سده سیزدهم میلادی را هم می توان شنید."

امیر فولادی، روزنامه نگار مقیم لندن، در باره رمان خاکستر و خاک می گوید: "رمان خاکستر وخاک جزء معدود رمان هایی است که وقتی چند سطر اول آن را بخوانی، دیگر نمی توانی از دست بگذاری اش. این رمان از زبان دوم شخص روایت شده است. 'دستگیر' تنها پیرمردی است که با نوه خرد سالش (یاسین) ازیک قریه ویران شده در اثر بمباران روس ها باقی مانده اند. وحشت بمباران وصدای مهیب بمب افگن ها، شنوایی یاسین را نیز از او گرفته است. اما او فکر می کند که بعد از بمباران همه خفه شده اند. وهیج چیز وهیچ کس حتا پدربزرگش دیگر صدایی ندارد."

رمان سنگ صبور عتیق رحیمی که جایزه گنکور را برای او به ارمغان آورد، تا کنون به زبان فارسی برگردان نشده است. امیر فولادی که با عتیق رحیمی گفتگویی تلفنی انجام داده است، مى گويد: "داستان سنگ صبور از حافظه یک زن افغان برای خودش روایت می شود. دراین داستان یک مرد که در جدال نامعلومی مجروح شده، درحالت بین مرگ وزندگی است و فقط نفس می کشد و بس. ملای روستا به زنش گفته، باید کنار بالین شوهرش بنشیند و هر روز از بام تا شام، یکی از اسامی پرودگار را بخواند وتسبیح بخواند، تا شوهرش سلامتش را باز یابد."

صدا
گفتگوی راديو فرانسه با عتيق رحيمی در باره داستان سنگ صبور
"اما زن آرام آرام و ناخواسته به خودش باز می گردد، به درونش و از زخم های درونی اش می گوید که زندگی اورا چون موریانه خورده است. مخاطب زن نیز درواقع خودش است، چون زن می داند که شوهر نیمه جان وبه اغما رفته اش، از دنیای پیرامون، حضور او وحرف های که می زند، بی خبر است."

"ادامه این گفتگوهای تنهایی زن را جسور تر می کند و او آهسته آهسته از رازهایی که سال ها از شوهرش مکتوم نگه داشته بود، پرده برمی دارد. شکایت می کند، از ستم های شوهرش می گوید، از ستم هایی که بر روان او، به خصوص بر "تن" او روا داشته شده، می گوید وتنش را آن گونه که خود می فهمد، به شوهرش عرضه می کند."

امیر فولادی ادامه مى دهد: "جدا از متن روایت سنگ صبور عتیق رحیمی با زبان فرانسوی نیز برخورد غیر هنجاری کرده واین جنبه نیز به شهرت این کتاب درمیان خوانندگان فرانسوی مساعدت کرده است."

"از وقتی خبر شده ام، رمان سنگ صبور برنده جایزه ادبی فرانسه شده، پیوسته به این فکر می کنم که اگر این داستان به زبان فرانسه نبود، باز هم چنین اتفاقی می افتاد؟ و عتیق رحیمی در کنار نویسندگانی چون آندره مالرو، مارسل پروست ، میشل تورنیه و پاتریک مودیانو و دیگر برندگان جایزه گنکور در گذشته قرار می گرفت؟"

"آیا اگر باد بادک باز و هزار خورشید رو به انگلیسی نبودند، باز هم همین سرنوشت را داشتند؟ شاید نه. ولی به یک چیز ایمان آورده ام و آن این که فرزندان کشورهایی که درآن داستان گویی، شهنامه خوانی، گوش دادن به افسانه ها وقصه های اساطیری، جزء فرهنگ است، می توانند راویان وقصه گویان خوبی باشند. زبانی اگر داشته باشند."

صدا
حرف هاى عبدالله شادان، روزنامه نگار مقيم لندن، در باره رمان سنگ صبور
عتیق رحیمی زبان فرانسوی را در دوران نوجوانی در افغانستان فرا گرفته بود. او شش سال پیش در گفتگو با روزنامه ایندپندنت در باره گذشته خود گفته بود: "من در شهر کابلی به دنیا آمدم که برایش مفهوم هایی به مانند تاجیک و پشتون معنا نداشت. مادرم آموزگار بود و پدرم فرماندار یک ولایت در دوره سلطنت ظاهر شاه. پدرم بود که مرا با آثار ویکتور هوگو آشنا کرد و در خانه ما همیشه ترجمه آثار "اشتاینبک" و "ویرجینیا وولف" پیدا می شد و هر یک عضو خانواده بلد بود شعری بخواند یا بسراید."

عتیق رحیمی زاده سال ۱۹۶۲ میلادی است. او در دبیرستان فرانسوی کابل آموزش دید. پدر او که از فرمانداران دوره ظاهرشاه بود، پس از کودتای سال ۱۹۷۳ برای سه سال زندانی شد.

او مدتی کوتاه با پدرش در تبعید در هندوستان به سر برد و پس از اشغال افغانستان توسط اتحاد شوروی در سال ۱۹۷۹ به کابل برگشت، در رشته زبان و ادب تحصیل کرد و منتقد سینما شد.

در سن بیست و دو سالگی افغانستان را به قصد پاکستان ترک کرد. سال ۱۹۸۵ فرانسه او را به عنوان پناهنده پذیرفت. عتیق رحیمی فارغ التحصیل دانشگاه های روئن و سوربون فرانسه است.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب

نظر شما

در صورت تمایل نام خود را بنویسید
در صورت تمايل نشانى ايميل خود را بنويسيد. نظر شما پس از ويرايش منتشر خواهد شد.
Image CAPTCHA
لطفا كد بالا را وارد كنيد. استفاده از این کد براى جلوگيرى از دريافت ايميل هاى گروهى است.
- سید روح اله، 2009/01/18
ثبریک وشاد باش برای این موفقیت بزرگ.
- انبیا عالمی، 2008/12/08
باعث افتخار و عزت و شادی هموطنان دلشکسته و افرین بر تو .......ای عتیق
- حفیظ توحیدی، 2008/12/06
روزی که از رمان اقای عتیق رحیمی اگاه شدم خیلی خوشحال شدم وجای افتخاراست برای ما. با ارزوی موفقیت تان .حفیظ توحیدی هستم از کابل
- یک کاربر، 2008/11/20
thnx God. proud of u rahimi!
- یک کاربر، 2008/11/14
مایه افتخار است که نویسنده فارسی زبان چنین جایزه ای را بگیرد. مطلب شما عالی بود.
Home | About us | Contact us
Copyright © 2018 JadidOnline.com. All Rights Reserved.
نقل مطالب با ذكر منبع آزاد است. تمام حقوق سايت براى جديدآنلاين محفوظ است.