خالکوبی در غرب
منصور نصیری*
سالن تاتو پر از آدمهای مختلفی است که منتظرند نوبت شان برسد تا طرح دلخواه شان را که چاپ کردهاند یا از آلبوم های بزرگ و سنگین کنار صندلی ها پسندیدهاند، روی بدن شان خالکوبی کنند.
یکی از تاتوکارها مرد میان سالی از اوکلند نیوزیلند است، سر و بدنش تقریبا پوشیده از طرح های مختلف خالکوبی است.
روی چراغ کوچکی که از نور آن برای بهتر دیدن محل خالکوبی استفاده می کند، علامت صلیب شکسته ای با چهار نقطه در وسط مربع های آن چاپ شده و کنارش نوشته است "این علامت لعنتی نازی ها نیست."
او می گوید" صلیب شکسته یا "سواستیکا" خیلی پیش از آن که به عنوان نماد "حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان" استفاده شود در فرهنگ های کهن هندی، ایرانی و در میان بودائیان نشانه خوش شانسی و خورشید بوده است."
بعدا که درباره حرفهایش تحقیق میکنم، عکسی از گردن بندی با علامت صلیب شکسته در موزه ملی ایران می بینم که در گیلان پیدا شده و مال هزار سال پیش از میلاد مسیح است.
او قبول دارد که خالکوبی در بعضی جاها با جرم، زندان، عضویت در گروه های تبه کار یا گروه هایی با عقاید خشن گره خورده است. اما معتقد است به محض دیدن علامتی روی بدن یک نفر ـ که درباره مفهومش مطمئن نیستیم- نباید در باره او و عقایدش پیش داوری و قضاوت کنیم.
تاتوکار نیوزیلندی از تیغ پهن مخصوصی استفاده می کند که به نوک تکه چوبی وصل شده است. او از دستگاه های برقی برای خالکوبی استفاده نمی کند و به سبک سنتی و قدیمی قبایل بومی جزایر اقیانوس آرام، با ضربه زدن به تیغ و فروکردن حساب شده و ظریف آن در پوست، طرحی را که روی بدن افراد نقاشی کرده، خالکوبی می کند.
این سنت از هزاران سال پیش و از قبایل بومی این جزایر به دست تاتوکارهایی مثل او رسیده است. تاتو در آن روزگار برای شناسایی دام و انسان و برای نشان دادن چیزهای مختلفی مثل بلوغ و باروری استفاده می شده است.
دست مزد او نسبت به همکاران دیگرش که از دستگاههای برقی استفاده می کند بیشتر است و ممکن است برای خالکوبی هایی که ساعت ها طول می کشد و بخش بزرگی از بدن را می پوشاند، تا چند هزار یورو پول بگیرد.
بیشتر تاتو کارها برای خالکوبی از دستگاه برقی استفاده می کنند که صدایی شبیه ریش تراش دارد.
شاید وقتی توماس ادیسون در سال ١٨٧٦ قلمهای استنسیل را برای حکاکی با جوهر اختراع می کرد، فکرش را هم نمی کرد که دارد اساس دستگاهی را پایه می گذارد که در آینده برای خالکوبی روی بدن انسان مُد می شود.
پانزده سال بعد "ساموئل اوریلی" با تغییری در دستگاه ادیسون، از آن برای تزریق جوهر به پوست استفاده کرد و با افزودن سوزن و منبع جوهر، آن را کامل کرد.
دستگاه های مدرن امروزی که تاتوکارها استفاده می کنند به جای فنآوری چرخشی (روتاری) از فنآوری الکترومغناطیسی استفاده می کنند. تاتوکارها سوزن، جوهر، عمق خالکوبی، سرعت و قدرت فرورفتن سوزن در پوست بدن و ولتاژ دستگاه را به تناسب پوست بدن و طرح خالکوبی تغییر می دهند.
طرحی که با این دستگاه ها روی پوست حک می شود همیشگی است ولی امکان برداشتن و پاک کردن آن با استفاده از اشعه لیزر وجود دارد که سخت و پرهزینه است.
جوانی ایتالیایی که در آتلیهای در یک شهر اروپایی نشسته و بیشتر بدنش را با تاتو پوشانده و من نمی دانم چهطور می خواهد تاتوی جدیدی روی بدنش حک کند می گوید: "در ایتالیا وضع با بقیه اروپا کمی فرق دارد و هنوز بعضی مردم به ما بد نگاه می کنند."
او مشکل ایتالیاییهایی مثل خودش را استخدام می داند و معتقد است در ایتالیا کار پیدا کردن برای کسی که بدنش پر از خالکوبی است سخت است.
او دنبال استادکاری می گردد که بتواند طرح جدید دلخواهش را روی خالکوبی قدیمی که تمام گردن تا شکمش را پوشانده، طوری دربیاورد که با خالکوبی اول یک پارچه به نظر بیاید.
از سالن بیرون می آیم، راننده اتوبوس، پلیس، مامور محافظ یک فروشگاه بزرگ و بعضی مردمی که در رفت وآمدند هر کدام طرحی را روی بدن شان خالکوبی کردهاند.
* منصور نصيرى عكاس آزاد است







نظر شما
جوانان امروز مملكت ما شايد به دليل پيشرفت سريع تكنولوژي به يك جاهايي رسيده باشند اما متأسفانه مغرور به اين دانشهاي اندكي شدهاند كه فقط يك جنبه از علم امروز به آنها اعطا كرده است با داشتن اطلاع كم يا بيش از پديدهاي به نام كامپيوتر همگان فكر ميكنند در ساير رشتههاي علمي نيز متبحرند كه سهل است كه اينگونه نيست . يكي از اين واديها دانستن و دانش زبان است . بعد از عصر و انقلاب صنعتي علوم جديد همراه با تكنولوژي و طبعاً با واژههاي جديد وارد مملكت و از آنجا زبان ما شد كه بيشتر آنها به دلايل مختلف از زبان فرانسه وارد زبان ما گرديد و امروزه بسياري از واژههاي فرنگي كه روزانه استفاده ميكنيم به تلفظ فرانسوي است منجمله يكي از همين واژهها " تاتو " است كه از زماني بسيار دور ( البته با تلفظ امروزي آن چون اين كار از دوران بسيار بسيار قديم وجود داشته است و ما بيگانه با آن نبودهايم ) وارد زبان ما شده و ما البته آن را با تلفظ فرانسوي آن ادا ميكنيم واين كه قياس كنيم كه تتو درست است نه تاتو درست مثل اين است كه بگوييم واژه " كتاب " ما درست است نه " book " انگليسي پس نميتوانيم بگوييم آن هم به صراحت كه اين واژه غلط است و آن درست چون ريشه همگي آنها لاتين است و امروزه شكل نوشتاري و تلفظ آنها متفاوت است و غلط و درست آنها ( خارج از بحث دستوري و زبانشناسي ) اصلا به جا نيست و جالب اينجاست كه جوانان عزيز! ما چنان گردن را راست ميكنند و سر را بالا ميگيرند و حرفها را محكم ادا ميكنند و پشيمان از ايراني بودن خود حكم قطعي صادر ميكنند كه انگار سالهاي سال رياضت علم كشيدهاند و اكنون حق دارند كه در مقام يك دانشمند جامعهشناس يا زبانشناس يا فيلسوف و يا هر عالم ديگر بار تمام مطالب علمي خود را كه با عمري خون دل اندوختهاند زمين بگذارند و اظهار نظر عالمانه كنند . البته فخرفروشي ( كه احتمالاً صفت ناپسندي است ) نه با دهان باز حرف زدن است ( كه معلوم نيست طبق كدام پژوهش محكم و متقن اين حكم قطعي علمي صادر شده ) كه حرف زدن و حكم صادر كردن در مقام دانشمندي است كه دانشي از سخن خود ندارد .
چندین سال قبل در مورد دغدغه کسانی که در جوانی تتو کرده اند و در میانسالی پشیمان می شوند یک نظر سنجی شده بود و جالب است که اکثر آنها پشیمان بودند ولی آن زمان موج تتو در ایران به شکل کنونی نبود و در تتو ابرو و یا لب فقط برای خانم ها خلاصه می شد. آن زمان فکر کردم خدا رو شکر که این یکی از مشکلات سرزمین من نیست. به لطف خدا الان خیلی از آقایان و خانم های تحصیل کرده با افتخار شکل هایی که بر بدنشان خالکوبی کرده اند را نشان دیگران می دهند و این عمل تبدیل شده به بالا رفتن از یک پله دیگر تجدد. متاسفم که ما دلیل بیشتر کارهایی که می کنیم را نمی دانیم!!!
يکي از فخرفروشي هاي ايرانيان اين است که هنگام حرف زدن دهانشان را زياد باز مي کنند و الف را مي کشند و در نتيجه مي شود تاتو.
چرا ایرانی ها هرچه صدای _َ هست، به آ تبدیل می کنند؟ این واژه هم تـَتو است، نه تاتو.