Jadid Online
جدید آنلاین
درباره ما تماس با ما Contact us About us
سواری درآمد رویش سرخ
سیروس علی نژاد

 
'كارگاه نمايش' کتابی است که وقتی آن را می بندیم حسرت به دل می گذارد. حسرت یک تجربۀ شکوفندۀ از دست رفته و آدم ها و استعدادهای درخشانی که همزمان با از دست رفتن آن فضا، هر یک از گوشه ای فرا رفته اند، مرده اند، خودکشی کرده اند، رخت کشیده اند، به هر حال دیگر نیستند. آن فضا هم دیگر نیست.
 
کتاب کارگاه نمایش که حمید رضا ریشهری آن را تالیف کرده و ناشر آن موسسه فرهنگی هنری نوروز هنر است در باره یکی از نهادهای پیشگام هنرتأتر در ایران پیش از انقلاب  یعنی کارگاه نمایش است.
 
كارگاه نمایش، برآمده از جشن هنر شیراز،  در خرداد ٤٨  شکل گرفت و در سال ٥٧ برچیده شد. حکایت برچیده شدن کارگاه، حکایتى است که در هر انقلابی ممکن است اتفاق بیفتد، اما پس از فروکش کردن غلیان های انقلابی، قلب آدم را به درد می آورد.
 
سال های دهۀ شصت میلادی تآتر تجربی در اروپا متداول شده بود و تأسیس کارگاه نمایش انعکاس و تأثیر آن در ایران بود. به قول بیژن صفاری کارگاه نمایش دستگاهی برای تولید برنامه های نمایشی به صورت متداول نبود. "لابراتوار بود. یک آزمایشگاه بود که ما می خواستیم این امکان را برای پرورش انواع و اقسام استعدادهای مختلف به وجود بیاوریم؛ موقعش بود که ما توی دنیای جدید همان طور که در تمام شئون دیگر سعی می شد توی فرهنگ هم جای خودمان را پیدا کنیم. بیان خودمان را پیدا کنیم و احتمالا سبک های خودمان را پیدا کنیم."
 
جشن هنر شیراز از سال ١٣٤٦ به مديريت رضا قطبی آغاز به كار كرد. مسئولين آن جمعى از تحصیلکرده های بازگشته به وطن و آشنا با جهان نو بودند که به قول نویسندۀ کتاب برایشان "تلویزیون معنا و کارکردی بیش از یک ایستگاه پخش امواج صوتی و تصویری داشت." اشارۀ کتاب به همکاران قطبی، کسانی مانند فریدون رهنما، فرخ غفاری، خجسته کیا، و بیژن صفاری است.
 
راه انداختن یک جشنوارۀ جهانی از وسوسه های اين جمع بود تا هنرمندان داخل کشور با مطرح ترین هنرمندان کلاسیک و مدرن جهان آشنا شوند. به باور آنها این تماس ها در بالا بردن سطح دانش و شناخت هنرمندان ایرانی نقش به سزایی خواهد داشت.
 
کارگاه نمایش به شهادت کارنامه اش با کارهای آکادمیک تفاوت داشت. جایگاه نوآوری بود. شاید این جمله آربی آوانسیان که از قول همایون علی آبادی در کتاب نقل شده، بتواند تفاوت آن را با مؤسسات دیگر تآتر نشان دهد: "آربی می گفت این اتفاق یعنی خلاقیت و نوآوری در دانشگاه اتفاق نمی افتد. چون استاد و دانشگاه داده ها را به دانشجو می دهد و توقع دارد دانشجو همان را پس دهد. دانشجو هم غیر از این عمل نمی کند چون او نمره می خواهد! اما در کارگاه نمایش این گونه نیست. هنرمند هر طوری که دوست دارد تجربه می کند و تنها شرطش نو بودن است."
 
کتاب پس از ذکر پاره ای مقدمات به معرفی نویسندگان می پردازد و به ترتیب عباس نعلبندیان، اسماعیل خلج، مهین تجدد و رضا قاسمی را معرفی می کند. سپس به معرفی کارگردانان و بازیگران و طراحان صحنه می رسد که هر یک از آنها به اندازه یک نوشته بلند جای گفتگو دارند.
 
اشاره به ساختمان ظاهری کتاب در واقع از آن جهت اهمیت دارد که راه به باطن می برد. در تآتر آوانگارد گاه متن است که اهمیت دارد، گاهی کارگردان است که آوانگارد است، گاه بازیگر است که نقش درجه اول می یابد و گاه صحنه آرائی آوانگاردیسم را به نمایش می گذارد.
 
جالب این است که بیشتر آدم های کارگاه نمایش همه فن حریف بوده اند و خواننده از این که با آدم هایی با ذوق های مختلف و متعدد سروکار دارد حیرت می کند. البته همه جا رد پای شاهین سرکیسیان، استاد تأتر به چشم می خورد. همه این استعدادها به نوعی از کنارش رد شده اند و نفس او به آنها خورده است. استعدادهایی که پرداختن به تک تک آنها در این نوشته امکان پذیر نیست چون هر یک از آنان ظرفیت هایی دارند.
 
تنها بیژن مفید را در نظر آورید که با شهر قصه اش درخشید و ماندگار شد. با وجود این از ذکر این نکته ناگزیر است که کارگاه نمایش در طول دوازده سال فعالیتش بازیگران فراوانی پروراند. بازیگرانی چون شکوه نجم آبادی، سوسن تسلیمی، فهیمه راستکار، شهره آغداشلو، فریده سپاه منصور، پرویز پورحسینی، صدرالدین زاهد، رضا ژیان، فردوس کاویانی و دیگران که هر یک از آنان در تأتر ایران نامی قابل ذکرند.
 
بخش جذاب کتاب، قسمت هایی است که به معرفی نویسندگان و کارگردانان و بازیگران می پردازد که بیشتر آنها امروز در ایران نیستند. در بین نویسندگان سرگذشت عباس نعلبندیان از همه تلخ تر و جانکاه تر است. او آدمى استثنائى بود که از عمق اجتماع برآمد و با نمایشنامۀ 'پژوهشی ژرف و سترگ و نو در سنگواره های دورۀ بیست و پنچم زمین شناسی یا چهاردهم، بیستم و غیره فرقی نمی کند' درخشید اما تب و تاب انقلاب از پایش درانداخت و کوشش دوستانش موثر نیفتاد و سرانجام در سال ٦٨ خود را کشت.
 
بیژن مفید هم سرانجام بهتری نداشت. اسماعیل خلج که هم می نوشت و هم کارگردانی می کرد، با گلدونه خانم و حالت چطوره مش رحیم میدان دار شد. دربارۀ تأثیر کارگاه بر او بهتر آن است که از گفته های آربی آوانسیان وام بگیریم:  "... به نظر من اگر در محیط کارگاه نبود، خلج هرگز نمی توانست نویسنده ای با توانایی های امروزه اش بشود. محیط کارگاه، با دوست هایش و رابطه هایش و علاقه اش باعث شده است که خلج، شیوه ای نزدیک به خصوصیات روانی و امکانات خود بیابد. شاید در خارج از کارگاه هم خلج نویسنده می شد اما آنچه امروز به دست آورده، یقینا نمی توانست به دست آورد. البته این نمونه، نمونه ای محدود و موفق است."
 
اگرچه آوانسیان، خلج را نمونه ای محدود می داند اما در واقع این حرف دربارۀ بیشتر استعدادهای جوان کارگاه صادق است. کارگاه نمایش امکان کوچکی بود که آدم های با استعداد را در خود جمع کرده بود و به آنها حقوق می داد تا شبانه روز به کار مورد علاقه شان بپردازند. حقوق می گوییم چون کلمه بهتری نمی شناسیم وگرنه در واقع حقوق نبود.
 
این حقوق در اواخر دهۀ چهل ماهی دویست سیصد تومان بود! تازه در اعتصابات انقلاب که همه افزایش حقوق می خواستند به ماهی دو سه هزار تومان رسید. البته همان حقوق دویست سیصد تومانی هم مورد اعتراض برخی آدم های کارگاه از جمله خجسته کیا بود که کار را رها کرد و گفت همکاران حقوق بگیر نمی خواهد.
 
بگذریم و پرانتز را ببندیم. مهین تجدد هنرمند فرهیخته ای بود که در حین تدریس، به همکاری با کارگاه نمایش پرداخت. او با نمایشنامه ویس ورامین نام آور شد و سپس "سواری درآمد رویش سرخ، مویش سرخ، لبش سرخ، دندانش سرخ، اسبش سرخ ..." را نوشت که برگرفته از ادبیات مانوی بود. علاقۀ او به ادبیات پیش از اسلام و نیز ادبیات عرفانی ایران توجه برانگیز بود. وی در سال ١٣٨٠ در پاریس درگذشت.
 
رضا قاسمی نویسنده دیگر کارگاه نمایش، خوشبختانه هست و می نویسد و کارهای بعد از انقلابش، که همه در پاریس به وجود آمده، بسی ارج دارتر از دورۀ کارگاه نمایش است.
 
مشهورترین کارهای کارگاه نمایش مرهون آربی آوانسیان  است که باید در باره او جداگانه نوشت.
 
درهر حال، کارگاه نمایش که یادش با نشر این کتاب زنده تر خواهد ماند، در عمر کوتاهش کارنامه درخشانی از خود باقی گذاشت.

 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب

نظر شما

در صورت تمایل نام خود را بنویسید
در صورت تمايل نشانى ايميل خود را بنويسيد. نظر شما پس از ويرايش منتشر خواهد شد.
Image CAPTCHA
لطفا كد بالا را وارد كنيد. استفاده از این کد براى جلوگيرى از دريافت ايميل هاى گروهى است.
- یک کاربر، 2008/06/23
سیروس علی نزاد چه با محبت و آموزنده می نویسد.
Home | About us | Contact us
Copyright © 2017 JadidOnline.com. All Rights Reserved.
نقل مطالب با ذكر منبع آزاد است. تمام حقوق سايت براى جديدآنلاين محفوظ است.