صحافی سنتی و جلدسازی، با تاریخی هزارساله، از عالیترین جلوههای هنر ایرانی است که با روشی دقیق و پیچیده، نمونههای بیمانندی خلق کرده و به گنجینۀ فرهنگ بشری افزوده است.
در این هنر، روشهای مختلفی به کار میرفته که هر یک در نوع خود مهارت خاصی میطلبیده است. جلدهای اولیه اغلب از چوب نازک، با پوششی از روکش چرم شکل میگرفته که نقوش روی آنها ساده و هندسی بوده است. این چرم از تیماج، پوست میش و ساغری و چرمهای دیگر فراهم میآمده و بعدها، به جای چوب از مقوای ضخیم که از کاغذهای باطله ساخته میشد، استفاده میکردند.
با گسترش تمدن اسلامی، هنرمندان ایرانی روشهای تازهای ابداع کردند. به کمک قالبهای حکاکی شدۀ فلزی، نقشهای متنوع و دلپذیری بر روی جلدهای چرمی به وجود میآوردند و بعدها با استفاده از ورقههای نازک طلایی، ترکیب درخشانی از دو رنگ قهوهای و طلایی به کار گرفتند که به صورت نشانه و شکل کلی جلدهای کتابهای نفیس درآمد.
از قرن نهم هجری، جلدسازی با ظرافتی بینظیر همراه شد. درون جلدها را با نقشهای مشبک چرمی میپوشاندند و این روش که به معرق سوخت مشهور است، از عالیترین نمونههای صحافی به شمار میآید.
در قرن دهم هجری، جلدهای لاکی نقاشی شده ابداع شد که تا قرن چهاردهم ادامه یافت. در این روش، هنرمندان بر روی صفحات مقوایی، نقاشیهایی عالی و هوشربا میکشیدند. جلد از نوشتهها و نقش و نگارها پوشیده میشد و در پایان، با لایههایی از روغن کمان، پوششی به آن داده می شد که سبب محافظت از جلد می شد. روغن کمان، روغنی بود که از سرو کوهی و بَزرَک می گرفنتد و کمان ها را با آن چرب می کردند.
هنر صحافی و تجلید، نسلهای پیاپی توسط هنرمندان به شاگردان آموخته و منتقل میشد. یکی از آخرین بازماندۀ این نسل در عصر ما، مرحوم حاج حسین عتیقی بود که هنرش را به فرزندان خود و از میان آنها به محمد هادی عتیقی سپرد.
کارگاه صحافی خاندان عتیقی درتهران که سابقۀ تأسیس آن به ۱۲۷۰ هجری قمری میرسد – کانونی شد برای دیگر رشتهها و شعبههای هنر صحافی، از وصالی و افشانگری گرفته تا دو پوسته کردن کاغذها، رنگ آمیزی، متن و حاشیه، مرقع سازی و قطعهبندی. در این کارگاه، بی اغراق، هزاران جلد کتاب قدیمی خطی در حال از میان رفتن، احیا و مرمت شده و به حالت نخستین خود بازگشته است.
و اما نسل آخر این هنرمندان، یعنی محمد هادی عتیقی و برادرانش، به غیر از رموز صحافی سنتی که از پدر فرا گرفتهاند، اغلب هنرهای دیگر کتابسازی را نیز، چون تذهیب، مینیاتور، تشعیر، جدول کشی و حل کاری، آموختند و در میان اقران خود، یگانه شدند.
محمد هادی عتیقی در طول مدتی قریب به چهل سال، صدها نسخه خطی را مرمت کرده و به روزگار اصلیاش بازگردانده است که در میان آنها می توان به نسخه های نفیسی از دهها جلد قرآن منحصر به فرد و دیوان اشعار و رسالههای مذهبی و نسخههای علمی و طبی اشاره کرد که امروزه در مراکزی چون موزۀ لوور، کتابخانۀ ملی فرانسه- پاریس، موزۀ سلطنتی لندن، موزۀ ویکتوریا و آلبرت لندن، موزۀ متروپولیتن نیویورک، موزه توپکاپی استانبول، موزۀ رضا عباسی تهران، کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی، موزۀ آستان قدس رضوی، موزۀ کتابخانۀ حرم حضرت عبدالعظیم، موزۀ قرآن کریم و بسیاری از مجموعههای مجموعهداران خصوصی داخل و خارج نگهداری می شود.
محمد هادی عتیقی علاوه بر صحافی و مرمت نسخههای خطی در طول این چند دهه، به گردآوری نمونههای عالی و کمنظیر نسخههای خطی و قطعات خوشنویسی، جلدهای دورههای مختلف و مینیاتورهای قدیمی نیز پرداخته و مجموعهای نفیس فراهم آورده است که برای بسیاری از علاقهمندان و محققین سودمند است.
شوکا صحرایی در گزارش تصویری این صفحه به کارگاه محمدهادی عتیقی رفته است و شما را با هنر صحافی و جلدسازی سنتی او آشنا می کند.








نظر شما
با سلام، می خواستم کمک بگیرم تا پایان نامۀ فوقم را که در مورد چرم هست تکمیل کنم. خوشحال می شوم به من بگویید چطوری می توانم اطلاعاتی جمع کنم.
من كارمند هستم ودوست دارم درمورد هنر مرمت بيشتر بدانم من را راهنمايي كنيد
تا پيش از سال 1304 خورشيدي، تقويم ايران، بر اساس هجري قمري بود و تمام مورخان ايراني از قرون اوليه اسلامي تا اين زمان، بدون استثنا حوادث تاريخي را بر اساس سالشماري هجري قمري ثبت كردهاند، اين كه بخواهيم همه آن تواريخ را به هجري خورشيدي برگردانيم، نه عملي است، نه منطقي و نه حتي مفيد فايده.
البته اگر در پرانتز تاريخ خورشيدي يا ميلادي بيايد، از اين جهت كه افراد غيرمتخصص در فن تاريخ، بعد زماني حوادث را بهتر تشخيص مي دهند، مفيد خواهد بود.
گزارش بسیار عالی بود و من شیفته هنرهای دستی صحافی شدم. امیدوارم که این هنر نفیس با همت مردان هنرمند باقی بماند.
«سابقه تاسیس آن به 1270هجری قمری می رسد» یعنی چه؟
اگر برای خوانندگان عرب زبان می نویسید متن را هم عربی مرقوم فرمایید و اگر برای فارسی زبانان است. شاید بهتر باشد از تاریخ شمسی (و در صورت لزوم تاریخ مسیحی - در پرانتزـ) استفاده کنید.
با سپاس
Thank You Guys!
It was so informative and impressive. Keep doing your magnificent effort. May God bless you! Good Luck!
kheyyyyyyyyyyyyyyyyli jaleb buddd!!!
با سلام و خسته نباشی، با آرزوی سعادت و سر بلندی برای شما و تمام افرادی که این چنین زحمت میکشند .میخواستم بدونم که این حرفه و هنر چرا باید در خدمت کتاب قران باشد؟ و اینکه واژه فرهنگ اسلامی را بکار میبرید، منظورتان کدام فرهنگ است؟
جدیدآنلاین: با سپاس از شما. صحافی و هر حرفۀ دیگری وقتی به سطح هنر ارتقا مییافت در خدمت اعتقادات و ارزش های جامعه چه ملی و چه مذهبی قرار میگرفت. بیتردید هیچ کتاب دیگری در قرون گذشته به اندازه قرآن و برخی از متون مثل شاهنامه و حافظ استنساخ و نگهداری نشده است. هنرمندان نیز هنر خود را در خدمت باورهای مذهبی وملی و یا حامیان خویش قرار میدادند.
فرهنگ اسلامی نیز به معنای راه و رسم و فرهنگ زندگی در کشورهایی است که مردمانش مسلماناند.
sepasgozaram, kare honariye besyar zibaii hast. pirooz bashid.