Jadid Online
جدید آنلاین
درباره ما تماس با ما Contact us About us
با شیر اندرون شده

ساجده شریفی

مادرانی که در زندگی اجتماعی، آرام و باوقارند، اما در پی پسر گم شده شان می توانند، شهری را به آشوب بکشند. مادرانی که پس از سال ها جدایی از همسرشان به هوای دیدن کودکشان باز می گردند و آنها که به خاطر فرزند دست از بزرگترین هدف زندگی شان می کشند. مادرانی که در برابر بمباران های هوایی، تن شان را حایل نوزادانشان می کنند. و آنها که در نبرد نابرابر پدر و پسر برای سهراب شان مویه می کنند. و هزاران هزار مادر دیگر که قصه شان به گوش ما نرسیده و هیچ گاه چشمی، صورت های نگران شان را تصویر نکرده است.

اما آیا تمام مادران زمین مانند مادران ما، باردار می شوند و می زایند و بزرگ می کنند و نگران می شوند و مهر می ورزند و تشر می زنند؟

"جلال ستاری" در کتاب "سیمای زن در فرهنگ ایران" می نویسد: "زنی که از همه جا رانده شده و جویای پناه امنی در کناری است، گوشه می ‌گیرد و اندک اندک تنها پاسدار کانون خانواده و حریم انس و یا همدم شان مرد می‌شود.

از ‌اینرو در چنین جوامعی، رابطه مادر- فرزندی مهمتر از رابطه زن و شوهری و رابطه پدر- فرزندی است و پیوند رحم، پیوندی اساسی است و بدین ‌جهت طبیعی است مادری که از بسیاری نعمات در جامعه محروم مانده، همه مهر و محبت خویش را نثار فرزند کند...

در نتیجه زن که جوهر همه ‌چیز است، به صورت سایه و شبح در می‌ آید و در نهایت زینت مرد می ‌شود. منتها گویا برای جبران و تلافی ظلمی که بر زن رفته، همسری که کارش فقط به همخوابگی و بارگرفتن و فرزند زادن، منحصر و محدود شده، به عنوان مادر قدر دیده است."

یک بار بیایید مرور کنیم کارتون ها و قصه های کودکی مان را که در تمام آنها زنان جادوگر نمی توانستند بچه دار شوند و از این رو دل سیاه بودند و به مادران، حسود و با تمام قدرت ابر انسانی، زندگی شان چیزی کم داشت.

و در آنها همواره، مادری گم شده بود و کودک از دره ها و کوه ها در پی یافتن مادرش می گذشت و همیشه کودکانی بودند که نامادری های بی رحم و زورگو، بدبختشان کرده بودند و آنهایی که در بدو میلاد، مادرانشان را از دست داده بودند و محروم از این موهبت، در تباهی و سیاهی، کودکی شان سپری می شد.

و ما چقدر می لرزیدیم که مبادا مادرمان گم بشود یا در هر دوری احتمال دادیم که مبادا بمیرد و ما هم مثل "کوزت" و "پرین" و "جک" و "زنبور عسل" و "ایکیوسان" و "رمی"  و "سیندرلا" و غیره بدبخت شویم و آن قدر از دلتنگی و کمبود مادر اشک بریزیم تا دق کنیم و بمیریم.

عنصری ناشناخته مثل گردی نامرئی در هوا یا الهام غیبی از آسمان، به هر دختری که تا به حال دیده ایم، اجازه خیالبافی دوران بارداری می دهد. چه بسیارعروسک هایی که تمام مهر کودکی شان را نثارش کرده اند و حتا یک بار هم از دهان پلاستیکی اش سپاسی نشنیده اند.

چه بسیار بچه گربه ها و قناری ها و جانورانی که با تمام وسواس نوجوانی، از سرما و گرما و قلدری و ناامنی غریبه ای پاسشان داشته اند. و چه بسیار خواهر و برادرزاده ها و بچه همسایه هایی که در پرستاری شان به کمال کوشیده اند و در لباس مادران جوان و به چشم پاره تنشان، بی توجه به گذر تند عقربه های ساعت، وقت صرفشان کرده اند. و همان هایی که با خواندن خبری کوتاه در روزنامه درباره کودکی اشک به چشم آورده اند و از شنیدن تلخی تقدیر بر مادری آه کشیده اند. این دختران همگی مادران بالقوه ای هستند که بر سینه این خاک قد می کشند و استخوان زنانگی می ترکانند.

مادران بالفعل هم بی شک، کمی پیشتر چنین دخترانی بوده اند. کدام یک از ما خاطره ای از تیمار داری های شبانه مادرش بر بالین کودک بیمار را در ذهن ندارد. از لالایی هایی که مثل وردهای جادویی ما را به شیرین ترین رویاهای ناممکن فرستاده است.

از پیشانی هایی که هر دم احتمال چین و چروکی از نگرانی مادرانه دیده می شود. برای مادران ما، سن فرزند حکمی در نقش مادری شان ندارد. آنها از نخستین لگدهای ضعیف ما بر پوسته رحمشان، مأموریت غیر ممکنی را آغاز می کنند که گویی تنها با مرگ از آن مرخص می شوند.

اینها غریزه ای است که در چرخه هستی نصیب انسان مادینه می شود یا به قول جلال ستاری، جامعه ای مرد سالار، برایش چنین لباسی می دوزد؟ آیا مادران این تکه از زمین با تمام مادران تکه های دیگر، نقش مشابهی را در صحنه های مختلف بازی می کنند؟  آنها چون می آفرینند، قدرت جادوگران نصیبشان می شود یا تمام این قصه ها از پیشینه مذهبی و عرفی ما بر می آید؟

آیا مادر خونی با مادری که کودکی را به فرزندی می گیرد، تفاوت می کند؟ آیا پدرها به قدر مادران در فرزند داری وارد نیستند؟ آیا هیچ گاه مردی هوس بچه دار شدن و شیر دادن و مادری ندارد؟...

پاسخ این پرسش ها از توان من خارج است و از مجال این صدا- تصویر نیز. اما این گزارش بهانه ای کوچک است تا ضمن ستایش تمام مادران زمین یک بار دیگر تمام این پرسش ها را مرور کنیم. باشد که برای عده ای شان پاسخ هایی درخور یابیم.

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب

نظر شما

در صورت تمایل نام خود را بنویسید
در صورت تمايل نشانى ايميل خود را بنويسيد. نظر شما پس از ويرايش منتشر خواهد شد.
Image CAPTCHA
لطفا كد بالا را وارد كنيد. استفاده از این کد براى جلوگيرى از دريافت ايميل هاى گروهى است.
- يک دوست، 2009/06/08
دلتنگى و مهر ساجده براى مادرش را مى شود فهميد اما اين کلى گوئى هاى کليشه اى و تکراى به چه دردى مى خورد. چند تا قصه از مادرهاى تبه کار را بخوانيم که دست از اين انشاهاى رقيق برداريم. کاش ساجده در سايت 'اميدمهر'، که خودتان نشانى داده ايد، داستان ليلا، موکل شادى صدر، را مى شنيد و به جاى اين نقل هاى کلى و بى معنا داستان دلبستگى خودش به مادرش را مى گفت که بسى باورپذير تر مى بود.
- یک کاربر، 2009/06/05
بی اختیار به یاد ابیاتی از این ترانه حبیب افتادم ."مادر بی تو تنها و غریبم....." "لالایی مادرم حالا نوبت توست تو بخواب امیدم ....". ممنون از خانم شریفی .
- یک کاربر، 2009/06/04
سلام
من در خارج از کشور زندگی میکنم. میشه خواهش کنم بنویسید روز مادر در ایران کی هست؟ آیا همین امروزه؟
_________
جديدآنلاين: امسال روز مادر در ايران يک شنبه، بيست و چهارم خرداد است.
Home | About us | Contact us
Copyright © 2018 JadidOnline.com. All Rights Reserved.
نقل مطالب با ذكر منبع آزاد است. تمام حقوق سايت براى جديدآنلاين محفوظ است.