Jadid Online
جدید آنلاین
درباره ما تماس با ما Contact us About us
خانه‌خرابی دایی جان
حمیدرضا حسینی

شاید بهتر باشد سخن درباره خانه دایی جان ناپلئون را نه با مقدمات تاریخی و بحث‌های فرهنگی؛ که از دیدگاه اقتصادی و با یک حساب سرانگشتی آغاز کنیم؛ چون فعلا آن چه سرنوشت آثار تاریخی پایتخت ـ از جمله این خانه ـ را رقم می‌زند، معادلات اقتصادی است، نه ملاحظات فرهنگی.

داستان از این قرار است: زمین بزرگی به وسعت حدود ۱۰هزارمتر مربع در خیابان لاله‌زار تهران جا خوش کرده که هرچند کاربری آن در پرونده‌های شهرداری، باغ مسکونی است اما اکثر درختانش خشکیده (و شاید خشکانده) شده‌اند.

این باغ که به اصطلاح دست ورثه افتاده، حول و حوش پنجاه مالک دارد که طبیعتا همه آنها نمی‌توانند در آن سکنی گزینند؛ اولا چند عمارت قدیمی باغ گنجایش این عده و خانواده‌هایشان را ندارد و ثانیا بافت مسکونی آن حوالی تماما از بین رفته و زندگی در میانه بازار لوازم الکتریکی و سیم و کابل خوشایند نیست. در نتیجه، مالکان در فکر فروش باغ هستند تا از حقوق مالکانه خود بهره‌مند شوند.

این باغ که تنها باغ قاجاری بازمانده از لاله‌زار قدیم و دارای چند عمارت اعیانی ارزشمند است، می‌تواند دست کم سه خریدار داشته باشد: اول، بازاریان که می‌خواهند در جای آن یک مجتمع تجاری بزرگ بسازند و چند نفرشان آنقدر سماجت دارند که به قول معروف پاشنه در را از جا درآورده‌اند.

دوم، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور که شش سال پیش این خانه را در فهرست آثار ملی ثبت کرد و در صدد خرید آن بود اما فعلا مدعی است که پولی در بساط ندارد؛ نه برای خرید و نه حتی برای مرمت عمارت‌های تاریخی باغ.

حتی اگر این ادعا را باور نکنیم، نباید از یاد ببریم که در تهران حدود ۵۰۰ خانه قاجاری دیگر وجود دارد که اغلب‌شان وضعی بهتر از خانه- باغ مورد بحث ندارند. سازمان میراث فرهنگی با این خانه‌ها چه باید بکند؟ و نیز با هزاران خانه ارزشمند دیگر در شهرهایی مانند اصفهان، یزد، کرمان، تبریز، کاشان و غیره.

خریدار سوم شهرداری تهران می‌تواند باشد که اخیرا ۳۶۰ نفر از هنرمندان تئاتر و سینما و نیز ۱۰۰ روزنامه‌نگار خواسته‌اند پا پیش گذارد و خانه را برای استفاده‌های فرهنگی بخرد. اگر شهرداری به این خواسته پاسخ مثبت دهد، باید حداقل ۱۰ تا ۱۲ میلیارد تومان بابت خرید باغ بپردازد. مرمت عمارت‌ها و احیای باغ نیز شاید یکی دو میلیارد تومان پول لازم داشته باشد. هزینه‌های نگهداری و تجهیز برای کاربری‌‌های مختلف (مثلا موزه، فرهنگسرا، کتابخانه و از این قبیل) فعلا قابل محاسبه نیست.

اما اگر بازاریان باغ را بخرند، آن وقت باید برای تغییر کاربری و خرید تراکم عوارض سنگینی را به شهرداری بپردازند. طبق ضوابط، دست کم در ۶۰ درصد از مساحت باغ (۶ هزار متر مربع) می‌توان ساخت و ساز داشت. شهرداری در بافت مرکزی تهران و در زمین‌های خیلی کوچک‌تر تا ۱۵ طبقه تراکم تجاری – اداری هم فروخته است اما در خوشبینانه‌ترین حالت فرض می‌کنیم که در این مورد، فقط ۵ طبقه تراکم بفروشد که در زیربنای ۶هزار متری می‌شود، ۳۰هزار مترمربع. قیمت تراکم تجاری تابع موقعیت ملک و پارامترهای متعدد است و محاسبه آن به راحتی ممکن نیست؛ اما باز هم در خوشبینانه‌ترین حالت فرض می‌کنیم که متری ۳ میلیون تومان است. پس شهرداری می‌تواند نقدا ۹۰ میلیارد تومان درآمد از بابت تخریب باغ داشته باشد و بماند عوارض جور و واجوری که هر ساله از واحدهای تجاری ساخته شده اخذ می‌کند.

سخت نیست که بفهمیم این نهاد بین دو گزینه خرید و یا سکوت در برابر تخریب باغ، کدام را انتخاب می‌کند.

این فقط داستان خانه دایی‌ جان ناپلئون نیست. بسیاری از خانه‌های تاریخی تهران یا حتی آثاری مانند حمام‌ها، سراهای بازار، مدارس، تکایای متروکه و حتی گاهی مساجد در چنین وضعیتی قرار دارند و طعمه مناسبی برای ساخت و ساز تجاری و مسکونی محسوب می‌شوند. سودی که از بابت این کار حاصل می‌شود به قدری زیاد است که هر صدای مخالفی را  ساکت می‌کند. برای مثال، چند سال پیش هیأت امنای مسجد جامع تهران که از مساجد دوره صفویه است، جرزهای قطور یکی از دیواره‌های مسجد را تراشید و چند مغازه چند صد میلیون تومانی درون آن‌ایجاد کرد. مخالفت سازمان میراث فرهنگی و سر و صدای رسانه‌ها نیز به جایی نرسید.

در این وضع، اگر خانه دایی‌جان ناپلئون تا به امروز دوام آورده، بیشتر به خاطر مشکل تعدّد مالکان و عدم توافق آنان بوده است. اینان از یک‌سو برای نگاهداری این باغ ارزشمند که هزینه‌های زیادی را طلب می‌کند، از هیچ حمایتی برخوردار نیستند و از دیگرسو در صورت فروش یا تخریب، ثروت هنگفتی در انتظارشان است. اگر ما به جای آنان بودیم، چه می‌کردیم؟

در گزارش مصور این صفحه، شاید برای آخرین بار به درون خانه دایی جان ناپلئون می‌رویم و داستانش را از صد و اندی سال پیش تاکنون مرور می‌کنیم. عکس‌های این گزارش، به جز تصاویر قدیمی لاله‌زار، توسط آقای کامران عدل، گرفته شده‌ و با اجازه ایشان منتشر می‌شوند.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد


ارسال مطلب

نظر شما

در صورت تمایل نام خود را بنویسید
در صورت تمايل نشانى ايميل خود را بنويسيد. نظر شما پس از ويرايش منتشر خواهد شد.
Image CAPTCHA
لطفا كد بالا را وارد كنيد. استفاده از این کد براى جلوگيرى از دريافت ايميل هاى گروهى است.
- محسن، 2013/05/15
عالی بود. واقعا ممنون جناب آقای حسینی عزیز.
- محمود کا ظمی منش، 2012/09/22
بسیار لذت بردم از این همه ذوق و سلیقه در جهت تهیه این اثر زیبا وتاسف از ویرانی میراث فرهنگی کشور.
- یک کاربر، 2012/04/28
در این مقاله قیمت تراکم تجاری متری سه میلیون تومان محاسبه شده، در صورتی که در محدوده مورد اشاره کمتر از 7 میلیون تومان نمی باشد و امکان دارد که با توجه به موقعیت ملک تا متری 15 میلیون تومان محاسبه شود. در نتیجه سود تخریب خانه دایی جان ناپلئون برای شهرداری کمتر از 210 میلیارد تومان نمی باشد. کارشناس معاونت شهرسازی شهرداری تهران (امضاء محفوظ)
- فرزانه متین، 2012/04/21
بسیار زیبا بود و تا زمانی که من به اون سمت نرفته بودم از نزدیک این خانه ،سینماها، تئاترها و گراند هتل که بهتر بگوییم پاساژ گراند هتل رو ندیده و لمس نکرد ه بودم، باورم نمی شد، امثال این خانه های تاریخی که بخشی از هویت و شناسنامه تهران قدیم هستند و به دست فراموشی سپرده شده اند متاسفانه به وفور دیده می شود که نه سازمان میراث فرهنگی و نه شهرداری هیچکدام پاسخگو نیستند. خیلی ممنون آقای حسینی
- یک کاربر، 2012/03/22
خطاب به حسین ای کاش خانه را خراب می کردند و آپارتمان برای جوانان بی بضاعت می ساختند! خانه را خراب می کنند و پاساژ می سازند آن هم در این وضعیت اقتصادی ...
- الهامی، 2012/03/20
نه زمین کم داریم و نه پول نفت. ایرانی ها که به جای ساختن به گذشته افتخار می کنند شاید لازم باشد که این را هم به عنوان افتخار دوره ای حفظ کنند.
- حسین، 2012/03/20
خانه را خراب کنند و بجای آن اپارتمان زیادی درست کنند و به جوانان بی بضاعت و بی سر پناه بدهند...و جوانان هم برای دایی جان ناپلیون فاتحه بفرستند.
- reza pezechkpour، 2012/03/18
اشک ما را در آوردید. حیف از این روزگار. این زندگی مثل پردهٔ یک فیلم سینمایی از جلو ما رد می شود و به قوله دوستمان مش میرزا دروغ چرا تا قبر ا ا ا
- امین، 2012/03/16
ممنون استاد. امیدوارم با ادامه پی گیری ها این خانه به سرنوشت لحظه لحظه گذشته این مملکت دچار نشود. ویرانی زیبنده این خاک نیست. حرکت شما اینجا هم بسیار ارزشمند بود. برقرار باشید.
- یک کاربر، 2012/03/15
عالی بود. یکی از بهترین کارهای جدیدآنلاین.
- Farzaneh، 2012/03/13
چه حیف...چه حیف...
- یکی از ایستادگان سر چهار راه چکنم، 2012/03/13
کسانی که مانند من سریال دائی جان از خاطرات خوش دوران گذشته شان است و شاید چون من دیدن چندباره آن هم پرکننده اوقات فراغتشان، که تصور می کنم به یک میلیون نفر می رسند، هر یک مبلغ 15 هزار تومان، قیمت نیم کیلو گوشت، بدهند و خانه را حفظ کنند. یکی از هنرمندان ارزشمند کشورمان بانی خیر شود.
- دكتر محمد دهقاني، 2012/03/12
افسوس و هزار افسوس...هاي هاي هاي ...داريم چه مي كنيم با خودمان...واي بر ما.
- مرجان، 2012/03/12
خيلي عالي بود.عكس هاي خوب و همگذاري عالي...ممنون
- یک کاربر، 2012/03/12
شهرداری تهران از زمان سرهنگ کریم بوذرجمهری تا زمان سردار محمد باقر قالیباف همواره با آثار تاریخی تهران نامهربان بوده و آنها را به کام نابودی کشانده. خانه دایی جان ناپلئون اولین نیست و آخرین هم نخواهد بود....
- رضا شایانفر، 2012/03/11
این چه حکایتی است که همیشه در فضای مجازی، یک نفر حرفی را به میان می آورد و ذهن ها را از موضوع اصلی منحرف می کند و بحث ها را به سمتی که خودش می خواهد هدایت می کند. موضوع گزارش، خرابی یک اثر تاریخی است یا کودتای 28 مرداد؟! یا حزب توده یا دکتر مصدق؟! به نظر من آن کسی که در اینجا باید شماتت بشود، شهرداری تهران و سازمان میراث فرهنگی و همه افراد و نهادهایی هستند که به فرهنگ کشور عزیز ما اهمیت نمی دهند و از میراث فرهنگی پاسداری نمی کنند. لطفا نگذارید از بحث اصلی منحرف شویم.
- یک کاربر، 2012/03/11
ببخشید من نفهمیدم ارتباط این موضوع به 28 مرداد چه بود!!!
- هرمز، 2012/03/11
گناهی که مورد اشاره شماست بیشتر متوجه عوامل شوروی سابق در حزب توده است تا کسانی که در 28 امرداد کشور را از بن بست مصدق و خطر توده ای نجات دادند. کمی به جای شعار دادن و مرثیه سرایی، بخوانید و بیاندیشید!
- Shahla، 2012/03/11
دست شما درد نکند. در این ساعت دیروقت در ولایت غربت، هم من را خنداندید و همه به گریه واداشتید. خنده از حرفهای دایی جان ناپلئون و گریه از خراب شدن این ساختمان تاریخی. بازهم از شما تشکر می کنم.
- یک کاربر، 2012/03/10
گزارش فوق العاده خوبی بود و لحن گوینده (بر گزارش تصویری) یادآور صدای گرم و لحن روایتگر سریال دایی جان ناپلئون، آقای هوشنگ لطیف پور، بود. ایکاش این خانه از ویرانی نجات پیدا کند و نهادهای مربوطه و مسوولان کاری انجام بدهند تا میراث فرهنگی کشورمان نابود نشود.
- یک کاربر، 2012/03/10
گناه دیگری برگناهان کودتای بیست و هشت مرداد وعاملان جنایتکارش افزوده شد. خیلی ممنون.
- پدرام، 2012/03/09
فوق العاده بود.....اطلاعات کامل بود و تصاویر، گفتار و موسیقی همه و همه درست و به جا کنار هم چیده شده بودند. دستتون درد نکنه.
- یک کاربر، 2012/03/09
سلام. دستتان خوش. چقدر حیف که این خانه در آستانه نابودی است. چقدر حیف.
Home | About us | Contact us
Copyright © 2017 JadidOnline.com. All Rights Reserved.
نقل مطالب با ذكر منبع آزاد است. تمام حقوق سايت براى جديدآنلاين محفوظ است.