Jadid Online
جدید آنلاین
درباره ما تماس با ما Contact us About us
شوش در دامن لوور

حمید رضا حسینی

شوش که ارمغان دیدنش یک دنیا پرسش آمیخته به افسوس است، شهری است در خوزستان. آبادانی امروزش را وامدار آرامگاه دانیال نبی است و بدین سبب "شوش دانیال" خوانده می شود. باستان شناسان بنیانش را به بیش از پنج هزار سال پیش می رسانند و می پندارند که پیدایی اش، نقطه عطفی در شهرنشینی جهان باستان بود.

شوش تختگاه ایلامیان (عیلامیان) بود؛ همانان که پیش از ورود آریایی ها به ایران، درخشان ترین تمدن این سرزمین را شکل دادند و پاره ای سنت های خویش را برای هخامنشیان به ارث نهادند. یکی از سه پایتخت هخامنشیان نیز شوش بود. تخت جمشید جنبه آیینی و تشریفاتی داشت. هگمتانه در فصل گرما پذیرای دربار و دیوان بود و شوش در سایر اوقات سال این وظیفه را بر دوش می کشید.

در روزگاران بعد، از دوران سلوکیان و اشکانیان و ساسانیان گرفته تا سلسله های اسلامی، شوش همچنان جای آبادی بود اما در عصر مغول (سده سیزده و چهاردهم میلادی) رو به زوال رفت. از آن پس هیچ نبود مگر خرابه های کهن که در هیبت تپه های بزرگ، بیل و کلنگ باستان شناسان عصر جدید را انتظار می کشیدند.

فرانسویان در واپسین دهه های سده نوزدهم به این انتظار پایان دادند و رازهای سر به مهر شوش را گشودند. بی شک آنها بودند که با کاوش های باستان شناسی خویش، غبار از چهره تاریخ ایران در روزگاران بسیار کهن برگرفتند و آگاهی های سودمندی را عرضه داشتند.

اما برای هر آن چه دادند، بهایی گزاف ستاندند. گنجینه های باستانی شوش را با خود به موزه لوور بردند و برای همیشه حسرت به دل ایرانیان نشاندند. شاید هم نباید فرانسویان را مقصر بدانیم. آنان بخش بزرگی از آثار شوش را با اجازه دولت ایران به کشورشان بردند. هرچند که گاه از چارچوب قراردادهای خود پا فرا نهادند و از در فریب وارد شدند، اما اصل مشکل جای دیگری بود.

می توان بر این ها چشم بست و گفت: گذشته ها گذشته است. اما چیزهایی هم هست از جنس حال و آینده؛ آیا شوش هنوز گنجینه هایی در دل دارد؟ چرا دیگر تپه های باستانی این شهر کاوش نمی شوند؟ چرا ته مانده آثاری که فرانسویان نبردند – یا نخواستند ببرند – این سو و آن سو پراکنده است و رو به نابودی می رود؟

گزارش مصور این صفحه روایتی است از چگونگی کاوش و انتقال آثار تاریخی شوش به فرانسه. بخشی از این روایت براساس دو کتاب مادام ژان دیولافوا به نام های "ایران، کـَلده، شوش" و "خاطرات کاوش های باستان شناسی شوش" فراهم آمده است. تصاویر تاریخی نیز عکس هایی هستند که خانم دیولافوا گرفته و به صورت گراور روی چوپ منتشر ساخته است.

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب

نظر شما

در صورت تمایل نام خود را بنویسید
در صورت تمايل نشانى ايميل خود را بنويسيد. نظر شما پس از ويرايش منتشر خواهد شد.
Image CAPTCHA
لطفا كد بالا را وارد كنيد. استفاده از این کد براى جلوگيرى از دريافت ايميل هاى گروهى است.
- یک کاربر، 2010/10/23
آقا، چهل سال برده اند. میخواستید چیزی بماند؟! تأسف آوره
- یک کاربر، 2010/08/31
آفرین به فرانسوی ها که این چیزها را برای ما - شرقی های جهان سومی - حفظ کردند و الا خودمان عرضه نداریم. سال ها طول خواهد کشید.در ضمن در تهیه گزارش های بعدیتان - جناب فیلمساز یا خبرنکار - با اهل فن در خصوص تاریخ و الفاظ صحیح نامهای فرنگی مشورت کنید.
- محمود، 2010/06/18
سلام
واقعا جای تاسف است، اما باید بگویم که ایران و فکولکهای اصیل ایرانی با ورود آریایی ها به این سرزمین خیلی چیزها را از دست داده اند. اینها نمونه ای از خروار هستند .
- صادق، 2009/04/14
مطلب تامل برانگيزي است. متاسفانه جهان سومي هستيم.
لينك كليپ كار نميكند. بدليل فيلتر بودن سايت در ايران ناچارا با فيلترشكن وارد سايت شذه ام، و قكر ميكنم شايد بهمين سبب، نميتوان لينك را فعال نمود.
لطفا راهنمايي فرماييد.
- یک کاربر، 2009/03/18
قابل توجه خانم يا آقاي اهوازي: سلسله ايلاميان را آشوريان برانداختند نه آريايي ها. اتفاقا آريايي ها (مادها) بودند كه آشور دشمن ايلام را نابود كردند. بين سقوط ايلام تا بناي گندي شاپور حدود هزار سال فاصله است. در اين زمان هيچ شهر ايلامي وجود نداشت كه ساسانيان بخواهند تخريب كنند. گندي شاپور پادگان نظامي نبود، دانشگاه بود. اهواز يك شهر ساساني است نه ايلامي. اين شهر را ساسانيان بنا كردند و هرمزد اردشير ناميدند.
- اهوازي، 2009/03/18
شما در جايي به قوت وجديت تعصب نژادي وجود اقوام غير آريايي و حتي غير فارس زبان را نفي مي كنيد و در جايي ديگر و برحسب موقعيت وشرايط با اندوه وحسرت از غارت رفتن آثار و ميراث اقوام (عيلامي)غير آريايي را يا د مي كنيد. آنچه بعنوان آثار عيلامي به شكل نقوش يا مجسمه تاكنون از زير خاك در آمده نشانه هاي ازآنها در زندگي امروزي مردم اهواز بخصوص در روستاها آن به چشم مي خورد. كه اينها نمايي ماندگاراز سابقه تمدن عيلامي در سرزمين اهواز دارد كه با هجوم آريايي ها منقرض گرديد و مردم عيلام رابه بردگي گرفته شدند...و از آن جمله است سوزاندن و ويران شهر شوش پايتخت عيلامي و همينطور تخريب جنتا شيشنا شهر آموزش و عبادت و تبديل آن به پادگان نظامي كه در اثر آن بنام جندي سابورشناخته شد....امر شما عجيب است كه چگونه حالا تمدن عيلام براي شماها اهميت پيدا كرده است اگر تمدن عيلام براي شما محترم است پس چرا از اشغال گران و غارت گران آن حمايت و تمجيد مي كنيد.
- یک کاربر، 2009/03/14
at least there are in safe place.Believe it or not, we still are loosing our historical monuments. We are loosing more than Ghajar period now. Lots of things that are in Iranian museums are copies.
- بهروز، 2009/03/14
واقعا اسف ناک است. چقدر عصبانی کننده است این واقعیت. و چه مایه باعث تحقیر. باید دانش به دست آوریم تا کمتر سرمان کلاه برود.
- Mohsen، 2009/03/13
Thanks a lot, however pleaes keep in mind: the merciful God keep the knowledge in the safe place for the right time. I'm sure in the future , sooner or later we -as well as other countries whose goods been taken to the safe places in Europe_ will have the opportunity to take all their belongings back to their -hopefully SAFE- countries. Seems we need to first think how to make our land safe and sound, then claim our rights from the French, British etc,
sepas,Mohsen,
- mansour، 2009/03/13
long live iran
- احمد وحدت خواه، 2009/03/13
آفرین بر میهن دوستی شما. من هم مانند بسیاری از ایرانیان کم و بیش از سرقت آثار باستانی میهنمان توسط غربی ها آگاهی داشتم ولی این گزارش شما ابعاد وحشتناک آن را فاش می کند. حکام قاجار را اگر یک ننگ تاریخ ایران ندانیم اشتباه نخواهد بود که به آنها جز به دیده مشتی پادشاهان ذلیل و منفور ملت نگاه نکنیم.
- یک کاربر، 2009/03/12
یکی از بهترین کلیپ های شما بود که دیدم و یکی از دردناکترین داستان یا بهتر بگم واقعیتی بود که شنیدم. افسوس و صد افسوس که جز آن چیز دیگری نمی شود گفت.
- یک کاربر، 2009/03/11
در دوران بعداز انقلاب بود که حفاري هاي غير مجاز در ايران رونق گرفت واشيايي که نمي شود روي آن قيمت گذاشت رهسپار حراجي ها و موزه هاي جهان شد.شعبه لوور که در امارات وقطر و ابوظبي گشايش يافت خواهيد ديد که چه چيزهايي در ويترين هايشان چيده اند. بادرود به خانم يا آقاي شاهد
- یک کاربر، 2009/03/10
ایران میتواند درخواست کند که انچه را بر اساس قرارداد نبوده باید برگردانده شود مثل مصر و یونان . قاجاریه واقعا چه نادانیها که نکردند جای بسی تاسف !
- حميد رضا حسيني، 2009/03/10
كاربر محترم
حق با شماست. انتقال آثار تاريخي ايران به فرانسه تا دهه 50 ادامه داشت و اين مطابق ماده اي از قانون حفظ آثار عتيقه مصوب 1309 بود كه امكان كاوش هاي تجاري و تقسيم اشياء كشف شده ميان دولت ايران و گروههاي خارجي را فراهم مي آورد. اين ماده قانوني هيچ گاه لغو نشد، بلكه اجرايش مسكوت ماند.در اين گزارش تنها مي خواستم سرآغاز اين روند و بزرگ ترين موج آن را شرح دهم.
- شاهد، 2009/03/10
متاسفانه ماجرای انتقال آثار باستانی ایران به فرانسه را، ناقص گزارش کرده اید.این غارتهای بیشرمانه فرانسویان هرچند در زمان رضاشاه محدود شد ولی تا اوایل دهه پنجاه شمسی که مرکز باستان شناسی ایران تاسیس شد و با لغو همه قرار داد های موجود جلو خارج کردن عتیقه جات ، به هر عنوان گرفته شد، این غارت ها ادامه داشت. این موضوع بسیار مهم وحساس می طلبد که مورد بررسی گسترده تری قرار گیرد.بدانید که : « موزه لوور» بزرگترین انبار اموال مسروقه جهان است !!
- hamed، 2009/03/10
lovely very well done
Home | About us | Contact us
Copyright © 2014 JadidOnline.com. All Rights Reserved.
نقل مطالب با ذكر منبع آزاد است. تمام حقوق سايت براى جديدآنلاين محفوظ است.