Jadid Online
جدید آنلاین
درباره ما تماس با ما Contact us About us
شادی در میان آتش و دود
مهدی مهرآیین

به بامیان که میروی، تنها آثار باستانی بجامانده از دورۀ بودایی و ترکان غربی نیست که توجهت را جلب می‌کند. کشتزارها با پوشش گیاهی سبز و با گل‌های سفید و آبی همه جا به چشم می‌خورد. بامیان بهترین و بیشترین کچالو (سیب زمینی) را درافغانستان تولید می‌کند و اکثریت زمین‌های این ولایت (استان) زیر کشت کچالوست. کچالوی بامیان هم غذای اصلی مردم در زمستان‌های سرد است که برف عبور از راه‌ها را دشوار می‌کند و هم یکی از صادرات بامیان به ولایات دیگر و حتا کشورهای آسیای میانه. کچالوی بامیان انواعی دارد که از آن میان می‌توان از صمدی، بیگل، سفیدگل، سرخ‌گل زراعتی، سبزگل و چهارمغزی نام برد.

اگر در پائیزکه فصل برداشت این محصول است، از بامیان بگذری، دود کوچک اما فراوانی را می‌بینی که ازهر گوشه و کناراین شهر به آسمان می‌رود. اگرکمی بیشتر دقت کنی، کودکانی را می‌بینی که چشم طمع عجیبی به این دود دوخته‌اند و با جدیت خاصی آتش را روشن نگه می‌دارند. حتا وقتی دود به چشم‌هایشان می‌زند، توجهی نمی‌کنند و قلعۀ کلوخی کوچکی که باید خوب گرم شود، مرکز توجه است.

این قلعۀ کوچک مخروطی‌شکل که کودکان بامیان آن را قلوخی (کلوخی) می‌نامند، تشکیل‌شده ازکلوخ‌هایی نرم است که معمولأ به ارتفاع سی تا پنجاه سانتی‌متر و قطری سی- چهل سانتی‌متر ساخته می‌شود که دروازه‌ای برای ورود خس و خاشاک هم برایش درست می‌کنند. درونش آن‌قدر آتش می‌کنند که رنگ کلوخ‌ها از سرخی به سفیدی می‌زند. بعد خاکسترها را بیرون می‌کشند و کچالوها را داخلش می‌اندازند. حالا دیگر بچه‌ها باید آمادۀ هیجان‌انگیزترین قسمت برنامه باشند. یعنی با چوب و بیل و سنگ و هر چه که دم دست آمد، قلوخی را بر سر کچالوها خراب کنند و آن‌قدربکوبند که کلوخ‌های داغ نرم شوند. (ساختن این گونه کوره یا تنور در روستاهای خراسان ایران هم رسم بود که در آن جا آن را داش می‌نامند).

حالا بچه‌ها دورهم نشسته‌اند و از قسمت‌های هیجان‌انگیز قلوخی‌سازی امروز با هم قصه می‌کنند. چرا که در حدود نیم ساعت باید منتظر بمانند تا کچالوها پخته شوند. تنظیم حرارت این کلوخ‌ها با مقدار خاکی که روی کلوخ‌ها می‌پاشند و میزان سرخی آن در چگونگی کباب شدن کچالو مهم است.

کچالوها که پخته شد، خاک‌ها را پس می‌زنند و نمک و مرچ (فلفل)ی را که پنهانی از خانه آورده‌اند، روی آن می‌پاشند و با حرص و ولعی خاص ماحصل زحمت امروزشان را می‌خورند. تجربۀ قلوخی، تجربۀ انکارناپذیر هر بامیانی است که بازگویی آن، لبخند ملیحی را برلب‌های آدم‌بزرگ‌های جدی می‌نشاند.

معنی برخی از واژگان گزارش مصور این صفحه که شاید فهمیدن آن برای برخی دشوار باشد، در این جا آمده‌است: می‌کوفیم، از کوفتن: می کوبیم؛ خَشَک (به فتح خ و شین): خاشاک؛ سرآسیاب: قریه‌ای در مرکز بامیان؛ صلا زدن: دعوت کردن؛ نیلغه‌ها: کودکان؛ اوشتوک: کودک؛ میله می‌کردیم: جشن می‌گرفتیم؛ دست هم سیاه، نول هم سیاه: دست هم سیاه و نوک یا دهان هم سیاه.

در این گزارش تصویری چند کودک و بزرگ‌سال بامیانی از تجربۀ خود در درست کردن کلوخی می‌گویند.

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب

نظر شما

در صورت تمایل نام خود را بنویسید
در صورت تمايل نشانى ايميل خود را بنويسيد. نظر شما پس از ويرايش منتشر خواهد شد.
Image CAPTCHA
لطفا كد بالا را وارد كنيد. استفاده از این کد براى جلوگيرى از دريافت ايميل هاى گروهى است.
- یک کاربر، 2013/01/23
در شهر خوانسار نزدیک اصفهان نیز در فصل برداشت سیب زمینی جشن کوچک باغی می گرفتند وکلوخپز درست می کردند .در زبان خوانساری به سیب زمینی می گویند سوهاکی وبه اجاقی که با کلوخ ساخته می شود ودر بامیان کلوخی نامیده می شود، می گویند کلوخپز
- یک کاربر، 2011/12/09
راستش بسیار به یا د ماندنی خاتراتم راتکرار کردید خلیل از جاغوری
- رضائی، 2010/11/24
عالی تصویرکرده بودید. عکسها هم عالی بودند. ولی چرا پایانش با جنگ؟
- مینا، 2010/11/19
مهرآیین عزیز، تشکر. خیلی زیبا و عالی تجربه هایی را که هر بامیانی در دورانی نه چندان دور تجربه کرده اند و ممکن بعضی از یاد برده باشند، یادمان آوردید . امید که همه قلم بدستان ما پاسدار فرهنگ غنی این مرزوبوم باشند، زیرا تنها همین قصه های به ظاهر ساده و پیش پا افتاده است که باعث حفظ فرهنگها می شود. منتظر کارهای دیگری از شما در همین سایت هستم.
- زهرا حسینی، 2010/11/19
عجب چشم تیزبینی دارد این مهرآیین! این قبیل چیزها خیلی مهمند، اما کمتر کسی به آن توجه میکند. این گزارش مرا به دوران کودکی ام برد. زمانی که ما هم برای قلوخی جور کردن تلاشی نفسگیر میکردیم. بزرگترها اول دعوایمان می کردند، اما بعد در خوردن کچالوهایمان شریک می شدند و تازه چند عیب کارشناسانه هم می گرفتند. تهران
- محمد، 2010/11/14
بسيار زيبا و تک بود. مرا به ياد روزهايی انداخت كه پدربزرگم ازكودكی اش قصه می گفت. من هيچگاه نفهميده بودم كه منظور پدربزرگ ازقلوخی چيست، ولی حالا بعد ازخواندن اين گزارش فهميدم. عالی بود.

Home | About us | Contact us
Copyright © 2017 JadidOnline.com. All Rights Reserved.
نقل مطالب با ذكر منبع آزاد است. تمام حقوق سايت براى جديدآنلاين محفوظ است.