فروغ فرخزاد شناختهترین شاعر زن در شعر فارسی است. گرچه در جوانی درگذشت، اما در دورهای که زیست توانست شیوهای را در شعر فارسی به نام خویش به ثبت برساند؛ شیوهای چون سادگی در زبان، نگاه و بیان انسانی و توجه به سرنوشت آدمی، صمیمیت و صراحت و گاه بیپروایی در کلام، کوتاهگویی، تجربه شخصی زنانه و جهانبینی و از همه شاید مهمتر تاثیرگذاری بر سر نوشت شعر زنانه بعد از خودش. پیش از او شاعرانی چون رابعه و مهستی و قرهالعین و پروین اعتصامی در شمار برجستگان شعرزنان بودند اما تاثیر فروغ آن بود که پس از او بیان شعر فارسی دگرگون شد و صراحت یافت و زنان بیشتر از زبان خود شعر گفتند.
سالهای نوجوانی و جوانی فروغ با سالهای سیاستزدگی جامعه ایران و روشنفکران ایرانی مصادف بود، اما او از فعالیتها و در گیریهای مستقیم سیاسی به دورماند. شعر فروغ نگاه موشکافانه خود را بیشتر به روابط رنگارنگ هستی از انسان و اشیا دوخت و کل هستی را زیر ذرهبین برد و در کشف حقایق آن کوشید. او بسیار ساده "دلش برای باغچه میسوزد" و حسرت لمس و دیدن خوشبختی، در شعرش موج میزند: "اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم". گویی میراث شاعرانه و مکتب فروغ برای همه موجودات هستی از جاندار و بیجان، که با انسان همزیستی دارند گفته شده است.
حالا چهل و پنج سال است که دوستداران فروغ و شعر فروغ هرسال در آستانه سالمرگش، بر سر مزار او در گورستان ظهیرالدوله گرد میآیند تا یادش را گرامی دارند. هر کس، چه شاعران و چه مردم عادی، زن و مرد از زاویهای و با نگاه خود به فروغ و میراث شاعرانه او مینگرد و با خاطراتی که از اشعار او دارد، جنبهای از آثار و شخصیت او را برجسته میکند. و شعر فروغ چنان چند بعدی و عمیق است که این حس و حال نسلها نسبت به شعر او هیچگاه تکراری نیست.
در گزارش تصویری این صفحه که به مناسبت چهل و پنجمین سالگرد درگذشت فروغ فرخزاد تهیه شده است، شماری از دوستداران فروغ تاثرات خود از شعر و نگاه فروغ به هستی را بیان میکنند. برخی از عکسهای این گزارش متعلق به هاله حیدری است.
علاوه بر آن در آستانه ۴۵ سالگی درگذشت فروغ سه نگاه به فروغ را از آرشیو جدیدآنلاین بار دیگر در دسترس شما قرار میدهیم که تاثیرگیری و تاثیرگذاری شعر فروغ را در ورای مرزهای ایران مورد بررسی قرار میدهد.
نگاه نخست از دکتر محمد هادی کامیابی است که از شباهتهای شعر فروغ و تی.اس. الیوت شاعر انگلیسی/آمریکایی زبان میگوید. زیرا هم فروغ و هم الیوت با موضوعهای مربوط به دلهره بشر در یک دنیای بیمعنا سر و کار دارند. پوچی، سترونی روحی جهان و احساس تنهایی و انزوای انسان از معمولترین موضوعهای شعر الیوت و فرخزاد است:








نظر شما
بیاد داشتن وتجلیل از این بزرگان خود حرکت بزرگی است.
فروغ چه زیبا گفت:
دانی از زندگی چه می خواهم؟
من تو باشم
سر تا پا همه تو،
زندگی گر هزار باره بود، باردیگر تو... باردیگر تو...
روانش شاد
دربسیاری ازمحیط های مجازی ، استفاده از "عنوان" دکتر و مهنذس پذیرفته نیست، از جمله شاید به این دلیل که این "عنوان" موجب توقعاتی در مخاطبین می شود که در صورت برآورده نشدن، آن "عنوان" هم نا معتبرمی شود و...یا مطلب و رویکردی نامعتبر به اتکای آن "عنوان" ، اعتبار می یابد و...
به دوست عزیزمان آقای دکترعلی فروغی عرض می کنم که این "عنوان " شما را مکلف می کند که کمی مسئولانه تر به جهان برخورد کنید. فروغ (با هر نقدی به او)، "دکان" نیست که تخته شود! من شخصا به این نتیجه رسیده ام که هرقدر متوسط سواد جامعه افزایش می یاید، دو نفر عزیزتر می شوند: فروغ و شاملو! و به برغم میل آقای دکتر فروغی ، "دکان" شان پر رونق ترمی شود!
به این آقای فروغی باید گفت که هروقت بهتر از فروغ آمد، این دکان خود به خود تخته خواهد شد. حرفهای فروغ هنوز نو است چون ما عقب رفته ایم.
چهل و چند سال است که اين حرف ها و ناله ها تکرار مي شود. اين دکان کي تخته خواهد شد؟
به رغم احترام خاصم براي ادبيات كلاسيك فارسي و تخصصم در اين عرصه يگانه به فروغ و شعر عميق اش عشق مي ورزم و در هر خوانش شعر او به اعماق تازه تر فرو مي روم. روح بلندش جاويد.
فروغ مردمی ترین شاعر ایران بود چنانکه حکومت از او یادی نکرد. همیشه در میهنم این چنین بوده که از فروغ ها بترسند. یادش گرامی.
زحمت زيادى براى تهيه اين گزارش خوب كشيده ايد. موفق باشيد.
روحش شاد...
فروغ صریح ترین و شجاع ترین و زن ترین شاعر ایران است. اینکه کشور ما همیشه بزرگان را به انزوا می کشاند و حتی از یادآوری نامشان پس از سال ها هراس دارد، غمی تاریخی است. اما فروغ های این سرزمین در جان ما ریشه دارند.
اگر به خانه من امدی، برای من ای مهربان چراغ بیاور، و یک دریچه که از ان به کوچه خوشبختی بنگرم. فروغ نقطه ملاقات شادی و غم بود.