
به گفته سهراب سپهری "بزرگ بود و از اهالی امروز بود و با تمام افقهای باز نسبت داشت و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید". چهل سال پیش در چنین روزهایی مرد. شعر او که از ذهنیت و جهان بینی و تجربه وسیع انسانی اش نشات گرفته از چنان نیرویی برخوردار است که پس از مرگش نیز در حال گسترش بوده است. با توجه به تاثیرات فرهنگی و اجتماعی شعر فروغ درمیان شاعران و چند نسل از زنان، شاید بتوان او را ، تاثیرگذارترین شاعر زن در زبان فارسی شمرد. از همین رو در این مجموعه چند گزارش داریم در باره:
جهان بینی فروغ و همانندی اش با تی. اس. الیوت، شاعر برجسته انگلیسی امریکایی در قرن بیستم؛ تاثیر فروغ بر زنان شاعر در تاجیکستان و افغانستان؛ پانوشتی برای تاریخ در باره چگونگی به خاکسپاری اش در آرامگاه ظهیرالدوله در تهران و نقش ابراهیم گلستان، دکتر باهری و عبدالله انتظام در آن.
وقتی که اعتماد من
از ریسمان سست عدالت آویزان بود
و در تمام شهر
قلب چراغ های مرا تکه تکه می کردند
وقتی که چشم های کودکانه عشق مرا
با دستمال تیره قانون می بستند
و از شقیقه های مضطرب آرزوی من
فواره های خون به بیرون می پاشید
وقتی که زندگی دیگر
چیزی نبود هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم باید باید باید
دیوانه وار دوست بدارم
فروغ فرخزاد
مهم ترین تاثیرات فروغ در شعر افغانستان تغییر در لحن، شیوه نگرش و تفکر شاعرانه، در شاعران نسل های پسین است. مثلا شاعری که عادت داشت از معشوق خویش چون مردان سخن بگوید ، اینک براحتی نه از جایگاه مجنون که از جایگاه لیلی و نه از جایگاه فرزند که از جایگاه مادر صحبت می کند:
عشق مادر
عشق خاک
و تو دانه های پراگنده کاجی
که به دامان من باز خواهی گشت
شکریه عرفانی
و به راحتی وارد موضوعات پیش پا افتاده زندگی می شود:
پهن نمی شوم به کسی که نمی بینم
و حیف می شوم
در دفتر در مالیات در مدرسه
خالده نیازی
و حتی وارد موضوعات شخصی زندگی خود و شخصیت خود می شود ، وارد قلمروی می شود که همواره قلمرو ممنوعه (تابو) بوده است:
چهره از ملحفه به خیابان تف می شو
من که از دستمال قرمز مادر هم بی بهانه ترم
مارال طاهری
مجسمه های آزادی
ماده بودنم را بار ها بوسیده اند
لباس های گشاد بپوش
و جهنم را با تف کردن نوزادی سرد کنم
مریم ترکمنی
در این شعر ها تاثیر زبان و لحن فروغ کاملا آشکار است. جدا از اینکه اعتراض به وضع موجود، اعتراض به جامعه و تاریخ و خانواده و قانون نیز راهی است که فروغ به این شاعران نشان داده است:
و بعد دیگران
با قافیه مادر گای و زن چران
و بعد دیگران با ردیف بابا و سالار
و از ما بهتران که از خودمان حذفمان کرده اند
و انگار برای زندگی دیر شده ایم
خالده نیازی
این نیز تاثیر فروغ است ، که شاعران زن افغانستان وقتی دارند از خودشان و از احساسات شان حرف میزنند، تو می توانی بفهمی که یک زن دارد حرف می زند، یعنی زاویه نگرش زنانه، جای خودش را پیدا می کند. به علاوه که بسامد کلماتی که برای زنان یا از آن زنان است نیز بطور مشهودی افزایش میاب:
از آن آئینه ای هر موج را در دست می گیرم
که گوش آویز سازم شعر گوهر بار دریا را
عاشق حقیقت سپید عشق
تو می آیی و من کشف میشوم
ای دختران بادیه ، ای همرهان من
از هجر سرنوشت وصالی براورید
خالده فروغ
صبح رخت های چرک
صبح کوه ظرف ها
در اتاق کوچکی
باز می شوی اسیر
محبوبه ابراهیمی
شاعر در این شعر ها از گوشواره که زینت زنانه است حرف میزند و با دختران همصحبت میشود، و همچنین از خانه داری صحبت می کند ، که معمولا کار روزمره زنان است .
و به همین شکل تاثیر شعر فروغ ، نظریات فروغ در باره شعر، و زندگی فروغ بعنوان شاعر بزرگ را میتوان بسیار بیشتر از این در شعر شاعران زن افغانستان پیدا کرد. و هرچه این آشنایی با شعر فروغ و صحبت ها و زندگی و لحن و فکر او بیشتر بوده است ، تاثیرات بيشتری مشهود است.








