Jadid Online
جدید آنلاین
درباره ما تماس با ما Contact us About us
موزه ای که نشد

موزه اى كه نشد
مهتاج رسولى

نمی دانم شما موزه ونگوگ را در آمستردام دیده اید یا نه؟ هر توریستی از هر جای دنیا که وارد آمستردام شود ممکن نیست ساعتی را در آنجا نگذراند. شاید قیاس مع الفارق باشد اما موزۀ هدایت در تهران می توانست چنین جایی باشد. موزه ای که زمانی رفت به وجود بیاید و هیچگاه به وجود نیامد.

صادق هدایت از جمله نویسندگانی بود که پس از استقرار جمهوری اسلامی، به رغم جو مخالفی که علیه او وجود داشت، به جامعۀ ایرانی برگشت. اگرچه کتاب هایش ممنوع الانتشار بود اما بحث هدایت به شکل گسترده ای جامعه را فراگرفت و نوعی رویکرد عمومی برای شناخت دوبارۀ او و آثارش پدید آمد.

مطبوعات فرهنگی همه جور بحثی دربارۀ او راه انداختند و از آثار او حرف زدند. دانشکده ها و دانشگاه ها بحث هدایت گذاشتند. تحلیل هایی که ابتدا در دانشکده ها به صورت سخنرانی ارائه شد بعدها پایه بحث های اساسی تر دربارۀ آثار هدایت قرار گرفت؛ فرهنگسراها به مناسبت های مختلف بحث هدایت درانداختند.

کتاب های زیادی درباره هدایت و آثار او نوشته و منتشر شد. از جمله اولین کتاب هایی که دربارۀ هدایت منتشر شد "آشنایی با صادق هدایت" م. ف. فرزانه بود که ابتدا در خارج از کشور منتشر شد. چنانکه بعدها همایون کاتوزیان هم کتابی دربارۀ او نوشت و نامه های هدایت را بعدها ناصر پاکدامن منتشر کرد.

خلاصه بر اثر مساعی علاقه مندان داخل و خارج جوی به وجود آمد که همه جا بحث هدایت بود اما آثارش منتشر نمی شد. چندی بعد، این ممنوعیت نیز برداشته شد و پاره ای آثار هدایت از سال ١٣٧٢ بار دیگر انتشار یافت. اوایل با سانسور زياد و بعدها كمتر.

حتا یک نسخۀ بوف کور به خط خود هدایت منتشر شد. برخی جوانان علاقه مند طرح ها و نقش ها و پوسترهای خوبی از هدایت به نمایش گذاشتند.

چند سال پیش که صدمین سال تولد هدایت بود اتفاقات درخور ذکر دیگری هم افتاد. جهانگیر هدایت، پسر سرلشکر عیسی و برادرزادۀ صادق هدایت،  یک کتاب عکس و سپس مجموعۀ کارت پستال های او را منتشر کرد.

این کتاب ها که توسط نشر چشمه انتشار یافت با استقبال قابل توجهی مواجه شد. در مجموعه عکس های هدایت عکس هایی وجود داشت که قبل از آن دست کم در سطح عمومی دیده نشده بود. کارت پستال هایش که جای خود داشت.

اینها کارت پستال هایی بود که هدایت در ایام تحصیل در فرانسه برای دوستان و کسانش فرستاده بود. می دانیم که هدایت به کارت پستال علاقه ویژه ای داشت و برای دوستانش همواره کارت پستال می فرستاد.

به غیر از اینها، جهانگیر هدایت در یکی از سخنرانی هایش خبر داد که یادداشت های پدرش را با عنوان سی و شش روز با صادق هدایت منتشر خواهد کرد. این کتاب شامل یادداشت هایی است که سرلشکر عیسی هدایت به هنگام تحصیل در فرانسه نوشته بود.

این طور اتفاق افتاده بود که هر دو برادر که به طور همزمان در فرانسه تحصیل می کردند، سی و شش روز با یکدیگر بودند و در آن سی وشش روز هر اتفاقی افتاده بود عیسی هدایت یادداشت کرده بود و حتما می توانست سند خوبی از زندگی صادق هدایت به دست دهد.

به غیر از همۀ اینها مقدار زیاد خط و تقدیم نامچۀ طنز آمیز به خط هدایت وجود دارد که همه می تواند به کار یک موزه بیاید. به هر صورت اطلاعات و اسناد قابل توجهی در آن سال ها دربارۀ هدایت انتشار یافت که به غیر از آنچه از خود هدایت باقی مانده، از دست نویس ها تا اشیاء شخصی می توانست موزۀ خوبی از هدایت به وجود آورد. اما هرگز چنین اتفاقی رخ نداد. کسی از مسئولان به فکر او نیفتاد یا اگر افتاد هم کاری صورت نگرفت.

این در حالی است که سال ها پیش از این در دهۀ پنجاه دفتر فرح پهلوی به فکر افتاده بود موزه ای برای صادق هدایت ترتیب دهد. برای این کار خانۀ پدری هدایت را خریدند و اشیاء شخصی اش را از بازماندگان هدایت گرفتند اما به انقلاب خورد و سرانجامی نیافت.

خانۀ هدایت بعد از انقلاب در اختیار بیمارستان امیر اعلم قرار گرفت و از آنجا به دانشگاه علوم پزشکی تهران انتقال یافت. بعد از انقلاب قرار شد این خانه به یک مرکز ادبی با نام "مرکز ادبی هدایت" تبدیل شود.

بیمارستان امیر اعلم خانه را تبدیل به مهد کودک کرده بود و بچه های کودکستان روی دیوار خانه هدایت نقاشی خرس و خرگوش و پسر شجاع می کشیدند و در حیاط خانه سرسره و چرخ فلک بازی می کردند و مکاتبات و مشاجرات یاران و دوستان هدایت با دانشگاه علوم پزشکی و نوشته های مطبوعات حاصل نمی داد.

وقتی سروصداها بالا گرفت مهد کودک تعطیل شد ولی باز هم خانه بلاتکلیف ماند و گویا همچنان بلاتکلیف مانده باشد.

وقتی خانۀ نیما را به شکل موزه در می آوریم، وقتی برای سهراب سپهری موزه و جایگاهی می سازیم، وقتی حتا خانۀ هنرمندان زنده را می خریم تا از بین نرود، جای آن دارد که درباره صادق هدایت نیز چنین کارهایی صورت دهیم.

صادق هدايت به عنوان یکی از برجستگان فرهنگ معاصر جای خود را در بین ملت باز کرده و مخالفت و موافقت ما تأثیری در عظمت او ندارد. ما علاوه برآنکه باید گذشتگان برجستۀ خود را زنده نگه داریم باید بتوانیم از زنده نگه داشتن آنها استفاده کنیم.

در گزارش مصور اين صفحه جهانگير هدايت از ماجراهائى كه بر اين خانه و يادمانده هاى ديگر صادق هدايت رفته سخن مى گويد.

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب

نظر شما

در صورت تمایل نام خود را بنویسید
در صورت تمايل نشانى ايميل خود را بنويسيد. نظر شما پس از ويرايش منتشر خواهد شد.
Image CAPTCHA
لطفا كد بالا را وارد كنيد. استفاده از این کد براى جلوگيرى از دريافت ايميل هاى گروهى است.
- کاظم، 2009/12/31
براستی تا کی باید سرکوب فرهنگ و هنر را در کشوری که پایگاه بزرگ تاریخ در جهان است دید؟ ما اگر بخواهیم اینگونه به نابودی خود ادامه دهیم، در اینده چه خواهیم شد؟ در حالی که گذشته ما آن بوده است که همیشه غبطه اش را خورده ایم.
- محمود، 2008/10/10
آدم اشک توی چشمانش پرمیشه ، چگونه از بزرگ مرد تاریخ ادبیات ایران و آثارش مواظبت و قدردانی شده .
وی خود نیک میدانست که کجای جهان ایستاده وچقدربرایش ارزش قائل اند، بیخود نبود که دور از سرزمین خود مرگ را در نهایت صمیمیت در آغوش کشید. یادش گرامی باد
- ناصر، 2008/06/22
بغد از آن گزارش زیبای خانه شاملو، ما شاهد یک گزارش زیبای دیگر از خانه هدایت هستیم. دست شوکای عزیز درد نکند.
- ليلي، 2008/06/21
سلام ... چه خوب ميشه كه واقعا به خانه ي اين نويسنده رسيدگي بشه. اين مطلب كاملا تكراري بود، قبلا گزارشي مفصل تر از اين در روزنامه ي اعتماد(توسط خانم سيد اصفهاني) چاپ شده بود.مطلب شما خلاصه اي از اون گزارش چاپ شده بود.جديد نبود!!!
Home | About us | Contact us
Copyright © 2014 JadidOnline.com. All Rights Reserved.
نقل مطالب با ذكر منبع آزاد است. تمام حقوق سايت براى جديدآنلاين محفوظ است.