دگرگونی های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایران که در ایام انقلاب و سال های پس از آن روی داد، مایه چندین موج مهاجرت، با دلایل متفاوت شد.
در سال های اولیه که شور انقلابی در اوج بود و سال های پرتب و تاب مهاجرت را به دنبال داشت، در میان چند میلیون ایرانی که مهاجر شدند، گروه بی شماری هم هنرمندان بودند. بیشتر این دسته از مهاجرین، از هنرمندانی بودند که اسم و رسمی داشتند و دیگر برای خود در محیط اجتماعی جدید ایران جایی نمی دیدند.
حتی اگر رفتن آسان می نمود، اما انطباق با محیط هاى تازه، که با زبان و هنر آنها غریبه بود، چندان هم آسان نبود. از همین رو سال ها طول کشید که برخی از این مهاجرین ایرانی بتوانند خود را با شرایط جدید وفق دهند و برای خود کاری بیابند.
بيشتر کسانی هم که در محیط هنری خارج توانستند نقشی داشته باشند مثل برخی از بازيگران، نوازندگان و خواننده ها کارشان تکیه برنوعی نوستالژی دوری از وطن بود و در واقع پاسخی بود به نیاز احساسی بسیاری از مهاجرین دیگر که حتی بعد از گذشت سال ها، یاد و خاطره کشورشان را فراموش نکرده بودند.
بسيارى از اين هنرمندان نيز دورى از ايران را موقتى مى ديدند و در انتظار بازگشت از خوگرفتن و پذيرفتن محيط هاى تازه تن مى زدند. بهروز وثوقی یکی از بازيگرانى که در آستانه پیروزی انقلاب به غرب مهاجرت كرد در مصاحبه ای که سال گذشته با جدید آنلاین داشت، بر این موضوع تاکید کرد که "برای یک مدت طولانی فکر می کردم ( به ایران ) باز خواهم گشت."
برای این بازیگر سرشناس سینمای ایران، پیدا نکردن بستر مناسبی که بتواند در آن به فعالیت های هنری اش ادامه دهد، تجربه ای بسیار سخت و ناگوار بود.
دکتر هما محمودی روانشناس ایرانی مقیم کالیفرنیا، در مصاحبه ای غریبه بودن با فرهنگ و زبان جدید را از جمله مهم ترین دلایل سرخوردگی مهاجرین ایرانی در سال های اول مهاجرت شمرده است :"بسیاری از آنها کسانی بودند که در کشورشان آدم های متشخص و مهمی بودند و مهاجرت برایشان بسیار گران تمام شده بود. عده ای از آنان توانستند کاری را که در ایران داشتند به نوعی در اینجا ادامه دهند، مانند پزشکانی که مجوز کار در آمریکا گرفتند یا سرمایه دارانی که سرمایه خود را به اینجا انتقال دادند. اما بقیه عملاً بیکار شدند." و این بیکاری مایه افسردگی بسیاری از آنها شد.
شاید سرنوشت شهناز تهرانی به عنوان یکی از هزاران مهاجرایرانی که در سال های آغازین انقلاب به غرب مهاجرت کردند، نمونه ای از این افسردگی باشد.
شهناز تهرانی پيش از پیروزی انقلاب هنرپیشه شناخته شده ای بود که در سریال های معروفی بازی کرده بود.
در گزارش مصوری که در این صفحه می بینید، شهناز تهرانی، که اکنون در ترکیه به سر می برد، از سال های زندگی در مهاجرت و آرزوهایش می گوید.










نظر شما
سلام
حيف هنرمندي مثل شهناز تهراني كه نظيرش نخواهد آمد
شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهناز
تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهرانی
دوســــــــــــــــــــــــــتت داریــــــــــــــــــــــــــم
روزگار سختی است ای ایران
پس در مها جرت گنجی وجود ندارد و اگر دارد تصنعی است و حالا هرکجای دنیا باشد ایران یا امریکا!!!
seite khobiye ina, be tor etefaq ba in seit ashna shodam! khaily jalebe, mitonind az khanome marhome pooran wa giti matlab bezarind? merci
mamnoon az in gozaresh. man kheili narahat shodam ke hich kas kari baraye in honarmanda nemitooneh bekoneh. ina ke be hich kas azar naresoondan. chera nabayad to iran ye hagho hoghooghi nadashteh bashan. omidwaram roozi siasatmadarha arzeshe ye honarmand ro bedoonan
ای کاش هیچ هنرمندی پیر نشود.
شهناز تهراني حالا كه از امريكا ديپورت شده ميخواد به ايران بركرده..والله كه....
هنر شهناز تهرانی در ذهن مردم ماندگار می باشد لعنت بر غربت.
مرسی برای تهییه این گزارش. این آدما واقعاً به گردن ما حق دارن. خیلی برای این مملکت زحمت کشیدن. شهناز عزیز، مطمئن باش مردم دوست دارن و قدرت رو میدونن. حیف که این مملکت اینطوریه و آدمهایی که بویی از انسانیت نبردن، شما رو به این روز انداختن.
زیبا بود .ممنون.هیچ وقت یک هنرمند را این طور ندیده بودم.لعنت بر مهاجرت.