Jadid Online
جدید آنلاین
درباره ما تماس با ما Contact us About us
آواى ناقوس کهن
حمیدرضا حسینى

مسیح به روزگار اشکانیان (۲۵۰ پیش از میلاد تا ۲۲۶ میلادى) ظهور کرد و آموزه هایش خیلى زود به ایران رسید. اشکانیان که آگاهى از باورهاى دینى شان اندک و پراکنده است، با هیچ دین و آیینى در ستیز نبودند و از این رو مسیحیت در قلمروشان پایه و مایه گرفت.

اما وقتى نوبت به ساسانیان (۲۲۴ تا ۶۵۲ میلادى) رسید، اوضاع دگرگون شد. این عصر از یک سو، با گسترش مسیحیت در ایران همراه بود و از دیگر سو با آزار مسیحیان.

به روزگار ساسانیان، مسیحیت علاوه بر ارمنستان، در بخش هاى غربى ایران گسترش یافت؛ به گونه اى که  شهرهاى بسیارى در کرانه خاورى دجله، کردستان و خوزستان اسقف نشین شدند.

هنگامى که شاهان ساسانى در نبرد با رومیان چیره مى شدند، مسیحیان روم را به دوردست ترین نواحى ایران کوچ مى دادند و بذر اندیشه هاى مسیحى را بى آن که بخواهند، همه جا مى پراکندند.

مخالفت ایشان با مسیحیان، رنگ و بوى سیاسى داشت. تا زمانى که امپراتورى روم – دشمن دیرینه اشکانیان و ساسانیان- مسیحیت را به عنوان دین رسمى نپذیرفته بود، مشکلى در کار نبود، اما وقتى چنین شد، مسیحیان ایران مجذوب دولت روم شدند و ساسانیان احساس خطر کردند.

حتى وقتى مسیحیان ایران حساب خود را از کلیساى روم جدا کردند و کلیساى نسطورى را به عنوان یک کلیساى ایرانى بنیان نهادند، سختى ها پایان نیافت. 

پى گرد و آزار مسیحیان از ابتداى سده چهارم میلادى به روزگار فرمانروایى شاپور دوم آغاز شد و کمابیش تا پایان دوره ساسانى ادامه داشت. اگر شاهانى مانند یزدگرد اول با روم پیمان صلح مى بستند، کشتار و شکنجه مسیحیان پایان مى گرفت یا کمتر مى شد و اگر با رومیان وارد نبرد مى شدند، بر مسیحیان تنگ مى گرفتند.

وقتى هم که پى گردى در کار نبود، فرقه هاى گوناگون مسیحى خود به جان هم مى افتادند و روزگار یکدیگر را تباه مى کردند. سرانجام نه امپراتورى روم مسیحى، که عرب هاى مسلمان، به کار ساسانیان پایان دادند.

 فراگیر شدن اسلام در ایران و چیرگى آن بر امپراتورى روم شرقى، از پیشرفت مسیحیت در ایران تا حد زیادى جلوگیرى کرد. اما از آن جا که اسلام، مسیحیان را در زمره اهل کتاب جاى مى داد و آزار ایشان را روا نمى دانست، رخدادهاى محنت بار عصر ساسانى تکرار نشد. البته براى خلفاى اموى و عباسى که همکیشان مسلمان خود را به اتهام خارجى و رافضى و علوى و .... آزار مى دادند، پى گرد مسیحیان ناممکن نبود. 

شواهد تاریخى از وجود مراکز کوچک و بزرگ مسیحى در بین النهرین، آذربایجان، همدان، فارس، سیستان،  خراسان، آسیاى مرکزى، سواحل خزر و حتى قم و رى در نخستین سده هاى اسلامى حکایت مى کند. این مراکز تا سده سیزده میلادى و یورش مغولان کمابیش باقى بودند.

عصر مغول دومین دوره گسترش مسیحیت در ایران را همراه آورد. مغولان به آیین شمنى باور داشتند؛ این آیین ادعاى جهانى بودن یا جهانى شدن نداشت و لاجرم دربرخورد با ادیان دیگر از در تساهل و تسامح وارد مى شد.

این تساهل براى مسلمانان ایران که اکثریت داشتند، نفع چندانى نداشت، اما به پیشرفت کار اقلیت مسیحى یارى رساند. رقابتى سخت میان اسلام و مسیحیت براى تسخیر مغز و قلب مغولان درگرفت و هنگامى که مادر و همسر هولاکو خان ( سرسلسله ایلخانان مغول در ایران) مسیحى شدند، مسیحیت در دستگاه حکومت جایى براى خود باز کرد و همدلى هولاکوخان را برانگیخت.

با زوال مغولان، پیشرفت مسیحیت در ایران –چه در حیطه قدرت، چه در عرصه اجتماع- کاستى گرفت و تا برآمدن صفویه چنین ماند. عصر صفویه (۱۵۰۱ تا ۱۷۲۲ میلادى) بیش از آن که دوران گسترش مسیحیت باشد، دوران دگرگونى حال و روز مسیحیان، خصوصا ارمنیان بود.

ارمنى یک قوم است، نه یک مذهب. مذهب ارمنیان گریگورى از شاخه هاى مسیحیت ارتدوکس است و چون بیشتر ارمنیان پیرو این مذهب هستند، در باور عام، قومیت آنها با مذهبشان یکى گرفته مى شود و ارمنى بودن، مسیحى بودن معنى مى دهد.

شاه عباس اول، ارمنیان جلفا بر کرانه جنوبى ارس را به اصفهان کوچ داد و محله اى به همین نام برایشان پى افکند که در قلب پایتخت صفویه یک جامعه خودگردان با امتیازهاى ویژه بود.

شاید ترجیع بند هاتف اصفهانی نمونه ای از  تساهلی باشد که در بخشى از دوران صفویه نسبت به مذاهب دیگر روا مى شد. آنجا که او  در باره کلیسا و تثلیث در مسیحیت از زبان دختری مسیحی  مى گويد:

سه نگردد بریشم ار او را/ پرنیان خوانی و حریر و پرند/ ...

ما در این گفتگو که از یک سو/ شد زناقوس این ترانه بلند

که یکی هست و هیچ نیست جز او/ وحده لا اله الا هو

با این حال کوچ ارمنیان جلفا از آذربایجان، موجب ضعف مراکز مسیحى در این ناحیه نشد و آذربایجان تا دویست و اندى سال بعد، یک پایگاه بزرگ مسیحى باقى ماند.

آن چه این ناحیه را تقریبا از وجود ارمنیان تهى کرد، جنگ هاى ایران و روس بر سر قفقاز در دوره قاجاربود. در این جنگ ها ایران به سختى شکست خورد و قفقاز و ارمنستان که بیشتر شهرهایشان مسیحى نشین بود، از خاک ایران جدا شدند.

ارامنه آذربایجان نیز ترجیح دادند که به قلمرو دولت هم کیش خود – دولت روسیه تزارى- بکوچند و کوشش دولت قاجار براى ماندنشان در آذربایجان ناکام ماند.

آنان به تدریج تا پس از جنگ جهانى اول خاک آذربایجان را ترک کردند و آنچه از قرن ها حضورشان در آذربایجان باقى ماند، میراثى از کلیساها، نمازخانه ها و صومعه هاى پراکنده در این سو و آن سو بود.

این کلیساها در تابستان سال ۲۰۰۸ میلادى تحت عنوان "کلیساهاى ارامنه ایران" برابر کنوانسیون ۱۹۷۲ سازمان علمى، فرهنگى و تربیتى ملل متحد (یونسکو) در فهرست میراث فرهنگى جهانى ثبت شدند و در پوشش حمایت و حفاظت بین المللى قرار گرفتند.

اکنون، اگرچه ارامنه آذربایجان کم شماراند و حوالى کلیساهاى بزرگى چون تادئوس مقدس (تاتوس، طاطاوس) و سنت استپانوس خالى از حضور ارمنیان است، اما از میراث پربهاى خود قطع علقه نکرده اند و هر ساله در روزهاى مشخصى از سال از سراسر ایران به زیارتشان مى آیند.

گزارش حاضر روایتى است از سرگذشت کلیساى تادئوس معروف به قره کلیسا ( کلیساى سیاه) که داستان درازش از نخستین سال هاى حضور مسیحیت در ایران آغاز مى شود و با ثبت جهانى، دورانی دیگر را تجربه مى کند.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد


ارسال مطلب

نظر شما

در صورت تمایل نام خود را بنویسید
در صورت تمايل نشانى ايميل خود را بنويسيد. نظر شما پس از ويرايش منتشر خواهد شد.
Image CAPTCHA
لطفا كد بالا را وارد كنيد. استفاده از این کد براى جلوگيرى از دريافت ايميل هاى گروهى است.
- یک کاربر، 2009/02/10
.Very nice and informative. Thanks so much
- یک کاربر، 2008/11/09
This is a wonderful account of the Armenians and their Christian heritage in a part of historic Armenia, namely north-western Iran. Moreover it a is wonderfully honest and accurate/scientific account. Let's wish one day another part of historic Armenia, namely Western Armenian lands and heritage in Eastern Turkey will get the same enlightened treatment and attitude by an enlightened, honest and courageous Turkish government, public/media and intelligentsia, which now is sadly lacking. Best BN, London.
Just one correction if I may: Shah Abbas took Armenians from Julfa in Nakhijevan, which is on the NORTH coast of Arax River not its south coast as stated in this otherwise great article.
- یک کاربر، 2008/11/03
فوق العاده جالب بود. بسیار ممنون. عکسها، مصاحبه و موسیقی همه به جا انتخاب شده بودند. سایت جدید آنلاین واقعا" یکی از جالبترین سایتهای فرهنگی ایرانی بر روی اینترنت هست.
باز هم ممنون.
- Saeed، 2008/11/02
اطلاعات بسیار کمی در مورد ارامنه ایرانی و سرنوشتشان داشتم. از وجود این کلیسای باستانی هم بی خبر بودم. اطلاعات خیلی مفیدی در گزارشتون بود. و گزارش تصویریتون خیلی زیبا بود و آخرش هم بسیار معنادار و غم انگیز بود. موفق باشید!
- sara، 2008/11/01
besyar gozareshe jaaleb va khandani bood. film ham mokhtasar va gooya bood. besyar estefade kardam va lezat bordam
- یک کاربر، 2008/10/31
gozareshe besyar jalebi bod merci, fagat omidwaram ke in makanhaye tarikhi keshware pars rozi be sarneweshte budah dar bamiyan dochar nashwand wa tawasote afrad jahele bedone huwiyate ba khak yeksan nashawand, hamishe bargarar wa jawidan sarzamine parsiye ahura mazda
Home | About us | Contact us
Copyright © 2014 JadidOnline.com. All Rights Reserved.
نقل مطالب با ذكر منبع آزاد است. تمام حقوق سايت براى جديدآنلاين محفوظ است.