Jadid Online
جدید آنلاین
درباره ما تماس با ما Contact us About us
آغداشلو، عابری کنار دیوار
علی دهباشی

آیدین آغداشلو، فرزند ناهید آغداشلو (خان نخجوان) و محمد بیک آغداشلو (حاجی اوف)، روز هشتم آبان سال ۱۳۱۹ در شهر رشت، کوچه آفخرا به دنیا آمد.

او یازده ساله بود که پدرش را از دست داد، پس از درگذشت پدر به همراه مادرش به تهران رفت و از آن پس در تهران زندگی کرد و در سال ۱۳۳۲ وارد دبیرستان جم در محله قلهک شد.

اولین اثر نقاشی آیدین آغداشلو زمانی که او چهارده ساله بود به فروش رسید. دو سال بعد، او طراحی گرافیک را در موسسه تبلیغاتی " آشنا " آغاز کرد و چندی بعد در بخش تبلیغاتی روزنامه اطلاعات مشغول به کار شد.

او در نوزده سالگی به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت، اما هشت سال بعد، در سال ۱۳۴۶، از ادامه تحصیل منصرف شد. اولین مقاله اش را در زمینه نقد هنری در مجله اندیشه و هنر انتشار داد و از آن پس نگارش نقد هنری و ادبی بخشی از کار او بوده است.

آغداشلو از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ در هنرستان هنرهای زیبای پسران و دانشکده هنرهای تزئینی به تدریس می پرداخت. در طی همین سال ها در انجمن ایران و آمریکا در تهران یک نمایشگاه انفرادی نقاشی برگزار کرد؛ مجموعه ای از کتاب ها و نسخه های خطی را که جمع آوری کرده بود در موزه نگارستان به نمایش گذاشت؛ برنامه ای با عنوان" شیوه های دیدن " برای تلویزیون ملی ایران ساخت؛ به نگارش، طراحی و اجرای فیلم نامه ای به نام " رنگین کمان " پرداخت که شامل نقاشی های متحرک بود؛ و نویسندگی و اجرای دو فیلم مستند درباره خوشنویسی و کاشی کاری در معماری کهن ایرانی را بر عهده گرفت.

آغداشلو در تأسيس موزه رضا عباسی در سال ۱۳۵۶ نقش مؤثرى داشت و به سرپرستى آن منصوب شد. مشارکت در تاسیس و برنامه ریزی موزه هنرهای معاصر تهران، موزه  کرمان و موزه خرم آباد از دیگر فعالیت های او در این زمینه بود.

او یک سال پس از انقلاب اسلامی کار گرافیک را از سر گرفت و از سال ۱۳۵۹ در دانشکده هنر دانشگاه الزهرا، دانشگاه آزاد، و دانشگاه کرمان تدریس کرد و در ضمن به ایراد بیش از دویست سخنرانی در ایران و خارج از کشور پرداخت.

آغداشلو از سال ۱۳۵۹ نقاشی را در سطح وسیعی آغاز کرد و از آن پس در بیش از سی نمایشگاه گروهی شرکت نمود. سال ۱۳۶۰ کلاس های نقاشی کارگاه آزاد "هنرکده  آزاد" توسط آیدین آغداشلو تاسیس شد. 

وی در زمینه نوشتن و ساخت فیلم مستند درباره هنر ایران نیز فعالیتش را ادامه داد و مجموعه سیزده قسمتی با عنوان " به سوی سیمرغ " را درباره تاریخ نقاشی ایران تا قرن چهاردهم هجری برای صدا و سیما ساخت.

او تا سال ۱۳۸۵ چندین کتاب منتشر ساخت که از آن جمله می توان به 'تک چهره ها'، 'آقا لطفعلی صورتگر شیرازی' و 'سال های آتش و برف' اشاره کرد.

کتاب  "این دو حرف" جدیدترین کتابی است که از آیدین آغداشلو منتشر شده و شامل مجموعه ای از مقالات اوست.  در روز هشتم آبان که مصادف می شد با سالروز تولدش مراسمی جهت رونمایی کتاب "این دو حرف" در خانه هنرمندان برگزار شد. در این مراسم  بهرام بیضایی، احمدرضا احمدی و محمد احصایی در باره او سخن گفتند:

بهرام بیضایی:

آیدین خیلی زود متفاوت بودن را درک کرد. با کشف مهاجر بودن پدرش؛ و تخیل درباره  قفقاز؛ جایی(آن زمان نا-در-دسترس)  که پدرش از آن آمده بود؛ و اندیشیدن به آن چه او پشت سر گذاشته بوده و بعد -مهم تر- با مرگ پدرش در ده یا یازده سالگی او، و ناگهان احساس کمبود و هراس. آیدین بار دیگر، و این بار در تهران، با لهجه غریب رشتی/ترکی اش؛ و باعث خنده شدن، از نو متفاوت بودن را درک کرد؛ و کوشید با چیره شدن بر زبان و فرهنگ و سرآمد شدن در آن، این تفاوت را از سرگشتگی به برتری برساند، و رساند.

احمدرضا احمدی:

بعد از دیدن نقاشی های آیدین بود که دانستم نقاش باید درد و رنج داشته باشد تا نقاش شود. همان درد و رنجی که خمیرمایه شعر ناب و واقعی است. دردهای کودکی و نوجوانی نسل من و آیدین در نقاشی های خاطرات انهدام خانه گرفت. هراس و وحشت و مرگ خمیرمایه این نقاشی است. حتی در آبرنگ های باغ ملک ویرانی، انهدام، مرگ دیده می شود.

آیدین به خاطر دوران مشقت بار کودکی خیلی زود متوجه هراس و تنهایی ابدی انسان گشت. در تازه ترین کتابش با نام "این دو حرف" کتیبه ای را با کلام ترسیم کرده است به عنوان زندگی یک آدم تنها می نویسد: "آرمان های بزرگ را وا نهاده ام، اما خوشحالی تماشای گل خشک شده ای را که غنچه باز می دهد با هیچ چیزی عوض نمی کنم."

آیدین همیشه برای نقاشی احترام و جلال قائل بود. همیشه عابری تنها بود که از کنار دیوارها گذشت. گاهی بر سرش سطل آب را خالی کردند. حتی بالا را نگاه نکرد که چه کسی بر سرش آب ریخته است. همیشه دانسته است که هنرمند انسان را تحقیر نمی کند، صاحبان زور و زر هستند که انسان را تحقیر می کنند.

محمد احصایی:

آیدین، راجع به هر موضوعی، مطلبی، مقاله ای، نقدی نوشته است پر است از اطلاعات گوناگون. در زمینی و آسمانی نگاهی به خوشنویسی ایران؛ آدم می ماند این همه معلومات برایش چگونه حاصل شده است. مدت هاست دیگر خیالم را راحت کرده ام. هر چه می خواهم بدانم به تکدی به در خانه اش می روم. در کار خود، این فقیر اگر چیزکی شده است، گردنم زیر بار منت اوست. یک تنه، تمام و کمال، یک دانشکده هنر است. این را از هزار و چند نفر شاگردانش بپرسید.

 


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد


ارسال مطلب

نظر شما

در صورت تمایل نام خود را بنویسید
در صورت تمايل نشانى ايميل خود را بنويسيد. نظر شما پس از ويرايش منتشر خواهد شد.
Image CAPTCHA
لطفا كد بالا را وارد كنيد. استفاده از این کد براى جلوگيرى از دريافت ايميل هاى گروهى است.
- یک کاربر، 2017/11/04

دوره تحصیل دردانشکده هنرهای زیبای آن زمان چند سال بود که ایشان بعد از هشت سال از ادامه تحصیل
منصرف شد؟ چند بار می شود مردود شد و باز پذیرفته شد وآخرسر بدون گواهی نامه پایان تحصیلا ت در دانشکده دیگری به استادی وآموزش پرداخت؟

- صفر، 2011/07/26
من رشتي ام و به اصل و نسب خود نمي نازم ولي به آن وفادارم و هيچ مشكلي با آن ندارم.مثل هر آدم ديگري از هر قوم و مليتي بهتر است با ريشه هاي خود كنار بياييم.
- atta danaee، 2009/02/05
ba didane naghashihaye aghdashlo bod ke fahmidam ke honarmand bayad dard va ranj dashte bashe ta ghadre honaro bedone makhsosan dar shear,naghashi va shear hardo rohe moshtarak dar honar daran, zarif va shekanandan va ta amaghe vojode adami rah peyda mikonan,ba arezoye sarbolandi baraye bozorg marde honare iran.
- saeid khaghani، 2009/02/03
Dear Shoka,

the language, the narration Mr Aqadashlu uses to tell his family history, and hte beautiful parallel between objects and peoples, shows the beautiful spirit which made Mr Aqadashlu the great person he is.

thanks alot for the beautiful report
saeid khaghani
- خشايار، 2009/02/02
گزارش را ديدم. لذت بردم. خواستم از شوكا صحرايي تشكر كنم كه نظرات پايين را ديدم تازه متوجه شدم به جاي تشكر بايد از ايشان انتقاد كنم كه چرا گزارش از چنين هنرمند برجسته اي تهيه كرده و موجبات آن را فراهم نموده كه من بي سواد، بي فرهنگ ببينم و به خود اجازه دهم نه در مورد گزارش بلكه در مورد آيدين آغداشلو و يا نوشته هاي بهرام بيضايي اظهار نظر كنم !
- رسام، 2009/02/01
چه فداكاري بزرگي كرده اند به ريشه تركي و رشتي خويش پشت پا زدن وفرهنگ خود را انكار كردن!!!
- مریم، 2009/01/31
سلام مرسی شوکا جان روایت جالبی بود به خصوص گلدان شکسته مادر آیدین این دقیقا همان نگاهی که به مرور تو ساختن گزارش های چند رسانه ای بهش می رسی جزئیاتى که قصه قشنگی دارن اما همیشه نادیده گرفته می شن. من از فضا سازی کارات خیلی خوشم می اد به ویژه عکس های راه پله که ما رو می بره به دل روایت آیدین و کاسه شکسته
اسم گزارشت خیلی قشنگ و با معنی بود.
مرسی
Home | About us | Contact us
Copyright © 2017 JadidOnline.com. All Rights Reserved.
نقل مطالب با ذكر منبع آزاد است. تمام حقوق سايت براى جديدآنلاين محفوظ است.