Jadid Online
جدید آنلاین
درباره ما تماس با ما Contact us About us
خـُماران خانه‌بدوش
فاطمه جمال‌پور

سازمان پزشکی قانونی درباره مرگ کارتون‌خواب‌ها به خاطر سرما در تهران هشدار داده است. سازمان بهزیستی  تمام سرپناه‌های شبانه معتادان و ظرفیت خالی کمپ‌هایش را برای اسکان شبانه در اختیار کارتون‌خواب‌ها قرار داده است و این‌ها همه اضافه بر گرم‌خانه‌های شهرداری است تا کارتون‌خواب‌ها از سرمای زمستان نجات پیدا کنند.

تمام پیش فرض‌های ذهنی‌ام از کارتون‌خواب‌ها محدود به زباله‌گرد‌هاست؛ آدم‌های خاکستری رنگ که برای تأمین مایحتاج زندگی تا کمر در زباله‌دان‌های بزرگ فرو ‌می‌روند. برای پیدا کردن آنها میدان شوش را به سمت دروازه غار می‌روم.
 
پرسه‌زنان پارک حقانی را جستجو می‌کنم اما اثری از آنها نیست. زمین گل شده است و باران هم خیال بندآمدن ندارد. از جستجو خسته شده‌ام  و دارم کم کم بی‌خیال می‌شوم که در زاویه دیوارهای پشتی خانه خورشید و حسینیه پیدایشان می‌کنم.
 
مرد سیه‌چرده برای گرم شدن لباس می‌سوزاند. زنی دیگر هیچ نشانی اززنانگی ندارد، خمار در میان گـِل ‌و‌لای نشسته است. دو دختر در زیر این باران و بر روی زمین سرد پتویی روی سرشان کشیده‌اند و خوابیده‌اند و با تکه‌هایی از پلاستیک حالت چادر را به زاویه دیوار داده اند.
 
مانده‌ام سر صحبت را چطور باز کنم. می‌پرسم بچه ها می‌شود من چندتا عکس بگیرم که صدایی از پشت تکه‌های پلاستیکی  می‌گوید: "خانم برو مارو فیلم نکن." مُردد میان ماندن و رفتن مانده‌ام که مرد سیه‌چرده می‌گوید: "هرچند تا می‌خواهی بگیر هر چیزی هم که می‌خواهی بپرس.
 
می‌روم جلو و کنارش ‌می‌نشینم، بوی سوختن لباس‌ها در بینی‌ام می‌پیچد. نگاه خیره‌ام به زخم‌ها و پینه‌های درشت دست‌هایش است که لباس‌ها را در میان آتش می‌رقصانند.
 
می‌پرسم: سرده؟ 
جواب می‌دهد: آره
می‌پرسم: اعتیاد داری؟
 
می‌گوید؟ آره...انگار بلد نیستی چی بپرسی الان باید بیوگرافی‌ام را بپرسی؟ و خودش شروع می‌کند به تعریف کردن: "من جعفر فرجی‌ام، ۲۰ ساله تخریب دارم..." و از پدری که نداشته می‌گوید، مادری که هم پدرش بوده هم مادر، از دیپلم فرهنگ و ادبش، ازمعتاد شدنش در زمان سربازی، از رفتنش به یونان، ۸ سال کار کردن در خانه‌های دیگران و پاک‌شدن از مواد، از بازگشت و ازدواج و اعتیاد دوباره می‌گوید و تصادفی که باعث شد پول پیش خانه‌اش را خرج عمل جراحی کند و راهی خیابان‌ها شود،‌ همسری که درخواست طلاق توافقی داده است  و روز چهاردهم که  باید به جلسه دادگاهش برود.
 
می‌پرسم چرابه  گرم‌خانه نمی‌روید؟ پسر کناری‌اش جواب می‌دهد" از ترس شفق، اگه گرم‌خونه بریم شهرداری به مامورها تحویلمان می‌ده و از آنجا به اردوگاه اجباری ترک اعتیاد می‌فرستنمون."
 
جعفر می‌گوید: "گرم‌خونه برای معتادان نیست، برای کسانی است که اعتیاد ندارند و طول روز سرکار می‌روند و شب‌ها به گرم خانه می‌آیند و بعد هم تمام تخت‌ها و کف‌خوابش پر است و تنها صندلی‌ها را به معتادان می‌دهند و خب آدم تا صبح روی صندلی خشک و خرد می‌شود. "
 
می‌پرسم: بروید شفق اوضاع بهتر از اینجا نمی‌شود؟
 
ناراحت جواب می‌دهد:" توی شفق کتک می‌زنند، غذا نمی‌دهند، بعد هم ترک کردن که اجباری نمی‌شه، می شه؟"
 
دخترکی لاغر اندام با لباس‌هایی که روی هم پوشیده است و چشم‌هایی که از زور خستگی بازنمی شوند جلو می‌آید. قبل از خودش صدای سرفه‌هایش به گوش  می‌رسد. سیاهی لوازم آرایش  کبودی زیر چشم هایش را تشدید کرده است. از تک تک آنها ‌می‌پرسد: "سیگار داری؟"  سیگار را که می‌گیرد می‌آید کنار آتش می‌ایستد. می فهمم که به شیشه اعتیاد دارد و در همین پارک زندگی می کند.
 
جعفرمی‌گوید: "اگر دوست داری می‌تونی همراه من بیایی، پیش ساقی می‌رم هرویین بخرم." به دنبالش راه می‌افتم. ساقی  پیرمرد نحیفی با دو کیسه پلاستیکی در دست است و جعفر در کمتر از پنج دقیقه یک گرم هرویین  می‌خرد. می‌رود پشت مخروبه‌ها و مشغول مصرف مواد می‌شود. می گویم: "بعد از اینجا چکار می کنی؟"  جواب می دهد: "هر بار مصرف برای ۸-۷ساعت کافیه. بعد از اینجا همین کارها را انجام می‌دیم تا شب...هر شب زمستان  که صبح می‌شه انگار یکسال گذشته."
 
کارتون‌خوابی یکی از عواقب توسعه نامتوازن در کلان شهرهاست؛ پدیده ای که بیش از همه جای ایران در گوشه و کنار اتوبان‌ها، خیابان‌ها، پارک‌های تهران خود را نشان می‌دهد. در چند سال اخیر شهرداری تهران برای رفع این معضل مکان‌هایی را به نام گرم‌خانه برای اسکان شبانه متکدیان اختصاص داده است و گشت‌های شهرداری هم در طول شبانه روز متکدیان را جمع‌آوری و به گرم‌خانه‌ها می‌برند. گاهی هم طرحی ضربتی اجرا می‌شود و در طی آن کارتون‌خواب‌ها، متکدیان، زنان ویژه،  کودکان کار و معتادان از سطح خیابان‌های شهر جمع آوری و ساماندهی می شوند.
 
در طی این ساماندهی معتادان به اردوگاه‌های کار اجباری، کودکان کار؛ زنان ویژه، بیماران روانی و معلولان به مراکز سازمان بهزیستی و متکدیان واجد شرایطی خاص به کمیته امداد معرفی می‌شوند.
 
در این میان سازمان بهزیستی با کمک بخش خصوصی اقدام به ایجاد مراکز مختلفی ازجمله مراکز گذری ترک اعتیاد معتادان و سرپناه‌های شبانه کرده است تا از این طریق از گسترش آسیب‌های اجتماعی، شیوع ایدز جلوگیری شود و معتادان هم از طریق متادون درمانی در مسیر ترک اعتیاد قرار بگیرند.
 
استقبال معتادان از مراکز گذری مانند خانه خورشید که به زنان معتاد اختصاص دارد، به خاطر نوع خدمات ارائه شده مطلوب بوده است. در مراکز گذری معتادان کارتون‌خواب روزانه یک وعده غذای گرم و یک سی سی متادون، لوازم بهداشتی و پیشگیری از جمله کاندوم دریافت می‌کنند و از خدمات مددکاری بهره‌مند می‌شوند.
 
این‌ها در حالی است که در سال جاری بودجه مراکز گذری و طرح‌های کاهش آسیب به سمت اردوگاه‌های اجباری ترک اعتیاد رفته است. اردوگاه‌هایی که به موجب قانون تصویب شده در مجمع تشخیص مصلحت نظام ایجاد شده‌اند و معتادانی که از درمان‌های خودمعرف خودداری کرده‌اند از سطح شهر جمع‌آوری و به این اردوگاه‌ها منتقل می‌شوند تا در پروسه ای ۶ ماهه اقدام به ترک اعتیاد کنند. درباره علل وجودی و میزان موفقیت این اردوگاه‌ها در میان کارشناسان سازمان بهزیستی، وزارت بهداشت، ستاد مبارزه با مواد مخدر و دیگر متولیان اختلاف نظرهایی وجود دارد.
 
در سال‌های اخیر نهادهای مردمی زیادی برای  حمایت از کارتون‌خواب‌ها ایجاد شده اند. نهادهایی مانند موسسه طلوع، بی‌نام و نشان‌ها یا جمعیت دانشجویی امام علی که به توزیع پتو، لباس گرم و غذا در شب‌های سرد زمستان در میان کارتون‌خواب‌ها اقدام می‌کنند.
 
با این همه باز هم تعداد زیادی از کارتون‌خواب‌ها درشب‌های سرد زمستان در گوشه و کنار تهران رها شده اند. تقویم را نگاه می‌کنم ۶۰ روز تا پایان زمستان، اما به حساب ساکنان زاویه پشتی میان حسینیه و خانه خورشید شاید ۶۰ سال تا پایان زمستان مانده باشد. با خود فکر می‌کنم چند نفر از آن‌ها خورشید را دربهار پشت دیوارهای "خانه خورشید" می‌بینند.

 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد


ارسال مطلب
- یک کاربر، 2014/06/21
دستتون درد نکنه گزارش خیلی خوبی بود.
- صبا، 2012/01/28
مسئله اعتیاد تو کشور ما خیلی پیچیده تر از این حرفاست که سمیرا خانم فکر میکنن.... ممنون از گزارش خوبتون خانم جمال پور.
- روزبه، 2012/01/26
تشكر بسيار به خاطر گزارش خوبتون...
- سمیرا، 2012/01/25
واقعاً متاسفم- گزارش واقع بینانه نیست در تمام شهرهای ایران شهرداری ها گرمخانه ایجاد کرده اند ولی چون قانونمند است و آدم هایی چون جعفر اجازه مصرف مواد و گدایی ندارند به این گرمخانه ها نمی روند اگر در گوگل سرچ بفرمایید به صحت حرف من پی خواهید برد. از سایت های فرهنگی انتظار بیشتری هست.
- مهرنوش، 2012/01/24
واقعا آدم نمیدونه چی بگه. فقط یه مشت چرا؟ ممنون از گزارشتون
- شکوه، 2012/01/23
گنجشکک اشی مشی! لب بوم ما مشین! بارون می یاد خیس میشی........
- پریسا، 2012/01/23
گزارش تکان دهنده ای بود، جعفر ترسی از دیده شدن نداره ، چیزی برای از دست دادن نداره، خیلی راحت از زندگی روزمره اش حرف می زنه از دردها و مشکلات خودش حتی از زندگی اطرافیانش! چون هنوز امیدواره... و منتظر..
- مریم، 2012/01/23
تو این چند روز هوا خیلی سرد تر شده، تمام مدت دارم به این فکر می کنم که هر آن یه نفر از سرما ممکنه بمیره، یا از گرسنگی یا از درد شایدم از هر سه! کاش صدای جعفر به گوش اونایی که باید برسه...کار شما واقعا تحسین برانگیزه خانم جمال پور، شاید صدای جعفر با دست شما یه سیلی باشه به گوش اونایی که باید کاری انجام بدن اما افسوس... ولی هنوز امیدواریم...
- بهار، 2012/01/23
صرف تکراری بودن یک موضوع دلیلی برای رد یک گزارش نیست. گرچه بهتر بود درباره اردوگاه‌های شفق و شرایط آنها در گزارش بیشتر صحبت می‌شد.
- یک کاربر، 2012/01/23
بسیار خوب و تاثیر گذار بود، هیچ وقت به این نزدیکی جعفرها رو درک نکرده بودم...
- saeedeh، 2012/01/23
زیاد می شنویم راجبشون و زیاد می خونیم... اما تاثیرش لحظه ای و کوتاه مدته... پس لازمه که مدام کسی به یادمون بیاره این آدمای نامرئی و غمگین رو... مرسی که باز به یادمون آوردید ...و عالی بود و متفاوت:)
- ستاره، 2012/01/23
واي. واقعا اسفناك بود. خيلي خوبه كه مردم با حقيقت و واقعيت هاي جامعه آشنا بشن. خسته نباشد.
- حمیدرضا خوزستانی، 2012/01/22
گزارش خوبی نبود موضوعش برای ما ایرانی ها خیلی تکراریه مطلب جدیدی هم نداشت این مطالب بارها وبارها در روزنامه ها سایت ها و رسانه های ایران درج می شود و بسیار حرفه ای تر وکاملتر. از جدیدآنلاین انتظار میرود ممیزی قوی تری داشته باشد و به موضوعات فرهنگی غنی تری بپردازد. گزارش خوبی نبود.
- یک کاربر، 2012/01/21
سرنوشت تلخ این آدم ها بسیار تاثرانگیز و تکان دهنده است و هدف گزارش هم که معرفی فراموش شدگان و دیده نشده هاست در خور تقدیر است. ولی آیا انتشار چنین گزارشی با عکس ها، نام ها و نشانی این افراد آنها را در معرض خطر دستگیری و خشونت بیشتر نیروهای انتطامی قرار نمی دهد؟ آیا می دانستند که قرار است حرف هایشان چطور منعکس بشود؟
- آزاده، 2012/01/20
تصویری از همین نزدیکی ها که همه مان با آن مواجه بودیم و شاید هرگز این گونه که شما دیده اید به آن نگاه نینداخته ایم. سپاس که دغدغه هایی اینچنینی دارید.
- یک کاربر، 2012/01/20
DIDAN IN HAMVATNAN, RANJ GORBAT RA DRD AVAR MIKOND.
Home | About us | Contact us
Copyright © 2020 JadidOnline.com. All Rights Reserved.
نقل مطالب با ذكر منبع آزاد است. تمام حقوق سايت براى جديدآنلاين محفوظ است.