Jadid Online
جدید آنلاین
درباره ما تماس با ما Contact us About us
حسن ظهوری

ویدیو

ایران را کشوری با میراث اساطیری،‌ تاریخی و فرهنگی می‌شناسند. این آوازه باعث شده تا این کشور برای بسیاری از گردشگران، بخصوص آن‌هایی که دیدار را به شنیدار  ترجیح می‌دهند، در میان گزینه‌ها برای سفر قرار گیرد. در این میان اصفهان، یکی از خوش‌آوازه‌ترین شهرهای توریستی ایران است. شهری که به طور حتم در برنامه سفر گردشگران خارجی، گنجانده می‌شود.

با این‌حال اگر یک‌‌دهه به عقب برگردیم، شاهد رکود گردشگران خارجی به این شهر تاریخی هستیم، رکودی که مردم اصفهان، با پوست و استخوانشان آن را لمس کرده‌اند.

اقتصاد اصفهان، صرفا اقتصادی وابسته به گردشگری نیست. این شهر فارغ از درآمدهای توریستی، شهری صنعتی هم هست؛ اما به دلیل وجود توانایی‌های بالقوه و فراوان، رونق گردشگری، می‌تواند اقتصاد شهر اصفهان را از این رو به آن رو کند. 

با روی کارآمدن دولت حسن روحانی و بهبود بخش اندکی از روابط خارجی ایران وتلاش برای حل مشکلات هسته‌ای،‌ ایران دوباره در کانون توجه گردشگران و علاقه‌مندان سفر به کشورهای تاریخی ـ فرهنگی قرار گرفت و در پی آن  اصفهان هم بار دیگر با استقبال تازه‌‌ گردشگران خارجی مواجه شد. استقبالی که هرچند اصفهانی‌ها آن را بارها تجربه‌ کرده‌اند اما به نحوی برایشان تازگی دارد و  می‌تواند حامل خبر خوش رونق دوباره اقتصاد گردشگری شهر باشد. با این‌حال کسبه اصفهان، بخصوص کسبه میدان نقش‌جهان به عنوان مرکز اصلی آمد و شد گردشگران، روایت‌ها و برداشت‌های متفاوتی از حضور گردشگران خارجی در اصفهان می‌دهند. بزرگترین مشکل آن‌ها همچنان فروش صنایع‌دستی، به خصوص صنایع‌دستی گران قیمت مثل ظروف نقره‌کاری، قلم‌زنی، مینا کاری و فرش به گردشگران است.

از سال ۱۳۹۰ و با افزایش ناگهانی نرخ دلار، ایران برای گردشگران در زمره کشورهای ارزان قرار گرفت. هرچند به دلیل مشکلات در روابط خارجی، همین ارزان بودن هم کمکی به رونق گردشگری خارجی نکرد، اما با روی کار آمدن دولت جدید و بهبود روابط با دیگر کشورها ، ارزان بودن ایران برای سفر، راه را برای بازنشسته‌ها و اقشار کم‌درآمد کشورهای اروپایی یا توسعه یافته باز کرد. 

شکوفایی رونق توریسم، نیازمند حضور گردشگرانی است که یا قدرت خرید بالایی دارند و یا از نسلی پویا و جوان هستند که  با شبکه‌های اجتماعی در ارتباط‌ اند و می توانند با معرفی بهتر ایران نقش سفیران فرهنگی ایران را ایفا کنند و در نتیجه مایه رونق گردشگری شوند. به نظر فروشندگان صنایع دستی کار آن‌ها هنوز به رونق لازم نرسیده که دلیل آن را فروشندگان بالا بودن سن گردشگران می‌دانند.

افزایش گردشگری در ایران یک واقعیت است. گرچه برخی از فروشندگان شکوه می‌کنند اما نمی‌توان با صراحت گفت که حضور این همه گردشگر درماه‌های اخیر، کمکی به اقتصاد شهری چون اصفهان نکرده باشد.

 آنچه می‌بینید، گزارشی درباره حضور گردشگران در شهر اصفهان است.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
حمیدرضا حسینی

سنت استپانوس از قدیسان مسیحی است که در بیت‌المقدس سنگباران شد زیرا به گفته کتاب مقدس، مخالفانش "با آن حکمت و روحی که او سخن می‌گفت  یارای مکالمه نداشتند."  از او در مسیحیت هم چون شهید یاد می‌شود و يکی از  نخستین کلیساهای ارامنه در ایران به نام اوست.

در واقع این کلیسا که به صومعه سرخ هم معروف است، مدت‌هاست که متروک مانده. گرچه مسيحيان ارمنی از جلفا و اطراف آن کوچ کرده‌اند، اما بازهم در در روزهاى خاص،  بسیاری از ارامنه به زیارتش مى‌آیند. در طول سال هم  گردشگران بسیاری ــ چه مسلمان، چه مسیحى ــ از این اثر فرهنگی بازدید مى‌کنند که تعداد آن‌ها هم رو به فزونى است.

"وانک سنت استپانوس" یا کلیسای سنت استپانوس، بزرگترین کلیساى آذربایجان ایران هم هست که در کنار کلیسای "تادئوس مقدس" ( نزدیکى شهرستان ماکو و از بخش هاى شهرستان چالدران) دارای شهرت جهانى‌اند.  

در سال ۲۰۰۸ میلادى، این دو کلیسا  و حدود ۲۰ کلیسا و عبادتگاه مسیحی دیگر مانند کلیساى زر زر، چوپان و ننه مریم در آذربایجان در فهرست میراث فرهنگى جهانى ثبت شدند و تحت حفاظت بین‌المللى قرار گرفتند.

ساز و کار ثبت جهانى آثار

ثبت جهانى آثار تاریخى-فرهنگى طبق کنوانسیون "حمایت از میراث فرهنگى و طبیعى جهان" صورت مى‌پذیرد که به سال ۱۹۷۲ میلادى در سازمان تربیتى، علمى و فرهنگى ملل متحد (یونسکو) تصویب شد و ایران در سال ۱۹۷۴ بدان پیوست.

برابر این کنوانسیون آثار تاریخى و فرهنگى، فارغ از مرزهاى جغرافیايى و سیاسى متعلق به فرهنگ بشرى هستند و تمام ملت ها در قبال نگاهدارى شان مسئول‌اند.

در ماده ۷ کنوانسیون گفته شده است: "مقصود از حمایت بین‌المللى میراث فرهنگى و طبیعى جهان، ایجاد یک نظام همکارى و مساعدت بین‌المللى به منظور تأیید دولت‌هاى متعاهد کنوانسیون در کوشش‌هايى است که به خاطر حفاظت و تشخیص میراث فرهنگى خود مبذول مى‌دارند."

ثبت آثار فرهنگى و طبیعى در فهرست جهانى از طریق یک کمیته بین‌الدولى به نام "کمیته میراث جهانى" صورت مى‌پذیرد که اعضاى آن از میان کشورهاى عضو کنوانسیون ۱۹۷۲ انتخاب مى‌شوند. این کمیته تقاضاى دولت‌ها براى ثبت آثار را بررسى و در صورت احراز شرایط پیش‌بینى شده، تصویب مى‌کند.

مزایاى ثبت جهانى

کمیته بین‌الدولى میراث جهانى در موارد لزوم، فهرستى از آثار فرهنگى و طبیعى را که در خطر هستند و نجات آن‌ها مستلزم همکارى‌هاى بین‌المللى است، تنظیم، تکمیل و منتشر مى‌کند. در صورت وقوع حوادثى مانند سیل، زلزله، آتش‌سوزى، آتشفشان، جنگ، توسعه سریع شهرى و جهانگردى یا هر عامل آسیب زاى دیگر، عملیات بین‌المللى براى نجات اثر آغاز مى‌شود.

بخشى از حمایت‌ها به صورت مالى و از طریق "صندوق میراث جهانى" به عمل مى‌آید. منابع این صندوق از طریق سهمیه اجبارى یا داوطلبانه اعضاى کنوانسیون و وجوه پرداختى، هدیه دولت‌ها، مجامع بین‌المللى، دستگاه‌هاى عمومى یا خصوصى و یا اشخاص تأمین مى‌شود.

سایر حمایت‌ها عبارت است از کمک‌هاى فنى و مطالعاتى، در اختیار گذاشتن کارشناسان و نیروى انسانى لازم، تربیت کارشناسان در همه سطوح و تهیه تجهیزات فنى.

این کمک‌ها اگرچه براى آثار در خطر فورى‌تر و گسترده‌تر ارایه مى‌شوند، اما شامل حال همه آثار جهانى هستند و براى پژوهش و معرفى اثر یا مرمت‌هاى معمول به کار مى‌آیند.

شرایط ثبت جهانى

اثرى که در فهرست آثار جهانى ثبت مى‌شود، باید یکى از شرایط زیر را دارا باشد:

ـ نمایانگر و دستاورد بى‌نظیرى از نبوغ هنر بشرى باشد.

ـ تبادل فرهنگى و ارزش‌هاى مهم بشرى را در محدوده زمانى خاصى و داخل یک حیطه فرهنگى جهانى نشان دهد.

ـ نمونه منحصر به فرد یا حداقل استثنايى از یک سنت فرهنگى و تمدنى زنده یا از میان رفته باشد.

ـ نمونه برجسته‌اى از بنا، مجموعه معمارى یا محوطه تاریخى باشد که نشانگر مرحله یا مراحل مهمى از حیات بشر در طول تاریخ محسوب مى‌شود.

ـ نمونه برجسته‌اى از یک مکان مسکونى بشرى باشد که معرف کامل یک یا چند فرهنگ باشد.

ـ به نحوى مستقیم و ملموس با رویدادها، آداب و سنن، افکار و عقاید، معتقدات، آثار هنرى یا ادبى واجد اهمیت جهانى مرتبط باشد.

چرا کلیساهاى اصفهان ثبت نشدند؟

غیر از کلیساهاى تاریخى ارامنه آذربایجان، در سایر نقاط ایران و خصوصا در محله جلفاى اصفهان کلیساهاى بزرگ و پراهمیتى وجود دارند که شایسته ثبت جهانى‌اند.

دولت ایران از سال‌ها پیش، مى کوشد تا غیر از میدان نقش جهان، تمام بافت تاریخى اصفهان را به ثبت جهانى برساند و چون با انجام این کار، کلیساهاى جلفا نیز ثبت مى‌شوند، پرونده آن‌ها از پرونده کلیساهاى آذربایجان جدا شده است.

ایران در پیشنهاد اولیه خود به کمیته میراث جهانى، از عنوان "کلیساهاى ارامنه آذربایجان" استفاده کرده بود، اما از آن‌جا که کشورى به نام آذربایجان در شمال ایران قرار گرفته و به نوبه خود داراى کلیساهایى از ارامنه است، ممکن بود استفاده از نام آذربایجان، پاى این کشور را به میان بکشد و موجب پیچیدگى پرونده شود. بنابراین پرونده ارسالى به "کلیساهاى ارامنه ایران" تغییر نام داد؛ هرچند که این نام دقیق و فراگیر نیست.

گزارش مصور اين صفحه به معرفى "وانک سنت استپانوس" مى‌پردازد.

* انتخاب از آرشیو جدیدآنلاین.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد


ارسال مطلب

جشن میلاد مسیح یا كریسمس كه امروزه با زرق و برق زیادی در بسیاری از کشورهای جهان برگزار می‌شود، در طول قرون با تغییرات زیادی به شكل امروزی درآمده و دریك قرن گذشته به جشنی مردمی تبدیل شده و جنبه تجارتی‌مصرفی آن پررنگ‌تر از جنبه دینی آن شده است.
 
گفته شده كه جشن كریسمس تا قرن سوم میلادی هنوز تحت تاثیر آیین‌های باستانی در نقاط مختلف بود. بجز جشن تولد "میترا" ( الهه ایرانی‌هندی) كه توسط پیروان میترا به اروپا آورده شده بود و در این فصل برگزار می‌شد، كریسمس با جشن تولد "حوروس"، خدای مصری نیز همزمان بود. رومی‌های باستان هم بلندترین شب سال را بعنوان پرستش خدای خود "ساتورن" جشن می‌گرفتند.
 
کلیسا در سده سوم میلادی كوشش‌های خود را برای در هم آمیختن این جشن‌های باستانی با آیین‌های مسیحی آغاز كرد و بالاخره اولین جشن كریسمس مسیحیان در سال ٣٥٤ میلادی برگزار شد. امروزه بسیاری از مسیحیان ۲۵ دسامبر را به عنوان زادروز مسیح جشن می‌گیرند. 
 
جشن كریسمس در طول سال‌ها در معرض تغییرات و نوآوری‌های گوناگون بوده است. یكی از این تغییرات سنت خوردن غاز در شب كریسمس است كه اکنون در بسیاری از كشورها مرسوم است. گفته می‌شود كه مسیحیان پس از دوره یك ماهه روزه داری كه در آن تنها خوردنی و آشامیدنی‌های محدودی صرف می‌شد، غذاهای زیاد و مقوی از جمله ماهی و خوک برای شام کریسمس تهیه می‌كردند. اما به سبب یك حادثه، كه بیشتر به افسانه شبیه است، این سنت تغییر كرد. در شب كریسمس سال ١٥٩٩ میلادی برای ملكه الیزابت اول غاز تهیه شده بود. بر سر سفره آن شب خبر پیروزی انگلستان بر لشکریان اسپانیا به ملكه داده شد و از آن به بعد به یاد این پیروزی خوردن غاز برای همیشه در شب کریسمس به پیشنهاد دربار مرسوم شد و به سایر كشورها نیز رسوخ كرد. امروزه بوقلمون نیز به عنوان غذای اصلی برای شام کریسمس در نظر گرفته می‌شود.   
 
انقلاب صنعتی و اختراعات نو بر این جشن اثر خود را گذاشته و  تزیینات و تدارکات کریسمس نیز دچار دگرگونی‌هایی شده است. نور شمع جایش را در شهر و ده و خیابان و خانه به چراغ‌های رنگی داده و اندیشیدن به تهی‌دستان که از آیین‌های مهم کریسمس بود جای خود را به طیف وسیعی از هدیه‌های رنگارنگ داده است. فروشگاه‌های بزرگ و کوچک هدیه‌های کریسمس را در بسته‌بندی‌های گوناگون، غالبا با بسته‌بندی‌های سرخ و سبز که دو رنگ اصلی کریسمس هستند، به مردم عرضه می‌کنند. حتا غذاها و نوشیدنی‌هایی که در گذشته به ایام روزه مسیحیان متعلق بوده‌اند، امروزه تولید انبوه شده و در فروشگاه‌ها به شکل مختلف فروخته می‌شود. هدیه دادن کریسمس بیش از آنکه یک باور دینی باشد به سنتی تبدیل شده که روابط اجتماعی را تقویت می‌کند. علیرغم این جو مصرفی‌-تجارتی در روزهای پیش از کریسمس، هنوز معتقدینی هستند که براساس باورهای خود در پی کمک به تهی‌دستان هستند. اهدای خون برای نیازمندان یا جمع‌آوری پول برای کودکان به طرق مختلف از جمله این نوع فعالیت‌هاست.  
 
در نمایش تصویری این صفحه، که عکس‌های آن را گلریز فرمانی تهیه کرده است، حال و هوای کریسمس در برخی از فروشگاه‌های لندن، با توضیح تعدادی از نشانه‌های مربوط به جشن کریسمس منعکس شده است.

 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد


ارسال مطلب
Keith Parmenter

Although Christmas is moving away from its traditional and religious roots and is becoming more commercial, you can still find people who celebrate the true spirit of the season. For the older generation in Britain Christmas doesn't mean excessive consumption or long hours of shopping, it is simply about being together, reminiscing about the old days and being in contact with family and friends and enjoying the occasion. It is also about the preparation and planning in advance – fresh homemade food rather than the well presented, but low quality, supermarket produce.  
 

Elderly people prefer not to travel at this time of the year, except for those visiting loved ones. However for the younger generation, with their busy lives, having a few days of holiday is a good excuse for going away.
 

The recipes that grandfathers and grandmothers use for baking the Christmas cake and pudding can barely be found in modern cookery books. They have been often passed down by word of mouth to the next generation although you may still find hand written version of these recipes.
 

For so many of the older members of the family, Christmas is a reminder of those things that were not so easily obtainable in times gone by. The little Brussels sprouts that are traditionally served with turkey on Christmas day can nowadays be found fresh or frozen throughout the year. But in the old days they were available only for a short period of time towards the end of December. Not being able to provide sugar or spices such as cinnamon or ginger, and not having the fresh fruit available during the winter season and just having only a little deposit of dried fruit from the summer made the Christmas cake a magnificent symbol of the most festive celebration of the year, which would have been prepared months in advance.
 

All these details and many more will gradually be forgotten by the simple act of stretching our hands to the shelf of the supermarket chains, or even worse by the act of pressing a couple of keys on a keyboard to order a wide variety of produce within a couple of seconds online.
 

These days no one makes paper chains as Christmas decoration. Making these decorations which once kept all members of the family in the only warmed room of the house during the cold winter is no longer an engaging and creative activity.
 

The Christmas tree which is supposed to be evergreen as a sign of life can be produced and found in any shape or colour. And many people are not aware that the red breasted bird, the Robin has had its own special place amongst the decorations of the tree: it is the winter bird heralding the next coming of the spring, and for religious people its red breast also symbolises the blood of Jesus.  
 

Instead of sending hand written letters and cards, with individualised good wishes, most people send a batch of mass produced pre-printed cards, just signed and put through the post box. And the younger generation just post a simple message on their Facebook or Twitter. They seldom sit and play board games with the older members of their family on Christmas day as they are mainly occupied with their netbooks.
 

Perhaps one should accept that Christmas is changing like so many other things and is becoming devoid of human relationships. Nevertheless, this year, Christmas is full of light and delight, and the Christmas spirit with its heady aroma of spice is present in many houses in Britain. 



 Like us on Facebook

Share this story
محبوبه شیرخورشیدی

زمستان‌های سرد و طولانی و روزهای کوتاه. تا به خودت بجنبی، هنوز وسط روز نشده، هوا تاریک است. در این شرایط بهترین بهانه برای شاد بودن و سپری کردن روزها، جشن و تعطیلات کریسمس و سال نو است. مردم از یک ماه پیش، سرگرم تدارکات و برنامه‌ریزی برای این چند روزند و نور و رنگ هفته‌های آخر سال فرنگی در خیابان‌های شهر بر شادی و انرژی آن‌ها می‌افزاید. 

این روزها روزهای خانواده است. مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها تعطیلند و جوانان به خانه‌هایشان بازمی‌گردند تا دور سفرۀ خانوادگی میلادی مسیح و آغاز سال نو را جشن بگیرند. حتا اگر در شهر یا کشور دیگری مشغول کار یا تحصیل باشند، این فرصت را برای بودن در کنار خانواده غنیمت می‌شمارند.
 
برای دانشجویان ایرانی اما داستان کمی متفاوت است. آن‌ها عادت ندارند سال نو را در میانۀ زمستان جشن بگیرند و کریسمس هم برای اغلب آن‌ها بیگانه است. بسیاری از آن‌ها نیز مثل دیگر هم‌شاگردی‌‌هایشان از فرصت استفاده می‌کنند و هرچند کوتاه، سفری به ایران می‌کنند تا به بهانۀ تعطیلات با خانواده‌شان تجدید دیدار کنند. اما برای آن‌هایی که می‌مانند، این تعطیلات همیشه هم خوشایند نیست. خوابگاه‌ها و خانه‌های دانشجویی در این روزها سوت و کور است. روز کریسمس همۀ شهر خالی و تعطیل است و همه در کنار خانوادۀ خود این روز را جشن می‌گیرند و سرگرم شدن در این روز برای یک دانشجوی ایرانی دور از خانواده کار آسانی نیست. 
 
بعضی‌ها این آرامش و سکوت را غنیمت می‌شمارند و به درس‌ها و کارهای عقب‌افتاده می‌پردازند. بعضی، اگر خوش‌شانس باشند، با دوستان ایرانی دیگر خود دور هم جمع می‌شوند و بعضی فقط جلو تلویزیون یا با کامپیوتر و تپلت وقت می‌گذرانند.
 
اما همۀ تعطیلات هم این طور نیست. در روزهای دیگر فرصت‌های زیادی برای وقت‌گذرانی و تفریح هست. انواع جشنواره‌ها و بازارچه‌های خیابانی که پر از غرفه‌های سرگرمی، خوراکی‌ها و نوشیدنی‌های گرم و خوش‌مزه است، حراج‌های بزرگ فروشگاه‌ها  و شور خرید لباس‌ها و وسایل نو و انواع شب‌نشینی‌ها و بزم‌های دوستانه برای کریسمس و سال نو مسیحی. این روزها همین‌طور فرصتی است برای کسانی که می‌خواهند با فرهنگ و سنت‌های مردم کشورهای میزبان‌شان آشنا شوند.
 
در  گزارش مصور این صفحه تعدادی از دانشجویان مقیم لندن از تجربه‌ها و خاطرات این روزهای خود می‌گویند.
 
* انتخاب از آرشیو جدیدآنلاین.

 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد


ارسال مطلب
سپهر مهدوی‌فر

صبح جمعه پاییزی برای تهیه گزارش به سمت جاده جالوس راه می‌افتم. بعد از عبور از چند تونل و درست جایی که سد امیرکبیر تمام می‌شود دیواره سنگی بزرگی کنار جاده نمایان می‌شود. آنجا تابلوی "پل خواب" را می‌بینم. "کافه نیش ترمز" در نزدیکی آن مکانی است که علاقه‌مندان ‌سنگ‌نوردی آنجا صبحانه می‌خورند و برای صعود به دیواره‌های پل خواب آماده می‌شوند. مسئول کافه می‌گوید پنج شنبه و جمعه‌ها اینجا شلوغ می‌شود و هر هفته حدود پنجاه نفر برای صعود می‌آیند. کمی بعد یک ماشین پراید با پنج سرنشین خانم کنار کافه توقف می‌کند و با کوله‌های بزرگ و سنگین از ماشین پیاده می‌شوند. "نسیم عشقی" به همراه شاگردانش هر هفته برای  ‌سنگ‌نوردی به اینجا می‌آیند. دختران آماده‌اند تا یک جلسه آموزش  ‌سنگ‌نوردی همراه با هیجان و لذت را تجربه کنند.

نسیم عشقی که امسال سی و دو ساله شده است از کودکی تا به امروز در بسیاری از رشته‌های ورزشی همچون کیک بوکس، بدنسازی، دومیدانی، شنا، تیراندازی و هندبال فعالیت حرفه‌ای داشته است اما آشنایی او با سنگ‌نوردی در دوران تحصیل در دانشگاه باعث شد تا تمامی ورزش‌ها را کنار بگذارد و به صورت حرفه‌ای به این رشته روی بیاورد.

سنگ‌نوردی به دو بخش داخل سالن و طبیعت تقسیم می‌شود. نسیم در زمینه طبیعت و دیواره‌نوردی فعالیت می‌کند و دلیل آن را "آزادتر بودن این رشته و قانون‌های نانوشته‌ای که در طبیعت و جود دارد" می‌داند. از نظر او سنگ‌نوردی انتها ندارد و هیچگاه حس بهترین بودن به شما دست نمی‌دهد. وقتی می‎‌توان به توانمندی بالا رسید که در دیواره‌هایی با جنس‌های مختلف صعود کرده باشید. 

او در ایران صعود به دیواره‌های مختلف را شروع کرد و بعد از مدتی برای کسب تجربه بیشتر به کشورهای مختلف سفر کرد. او سفرهایش را از کشورهای همسایه آغار کرد و بعد از مدتی به دعوت یک مجله‌ سنگ‌نوردی به آلمان رفت. هدف از این دعوت تهیه عکس‌هایی از او برروی دیواره‌های بلند بود که برخی از آن‌ها را دراین گزارش می‌بینید. پس از آن توانست به کشورهای اتریش، چک، سویس و ایتالیا نیز سفر کند و به تجربیاتش بیفزاید. در حال حاضر می‌توان گفت نسیم عشقی یکی از بهترین دیواره‌نوردان ایران است که به طور مستقل و بدون حمایت فدراسیون سنگ‌نوردی فعالیت می‌کند. 

نسیم درباره گشایش مسیر در سنگ‎‌نوردی می‌گوید: "مثلا من یک دیواره‌ای پیدا می‌کنم که تا حالا کسی نتوانسته صعود کند و یا تلاشی برای آن نکرده است. برای همین آن مسیر را با هزینه شخصی و بدون هیچ کمکی تجهیز می‌کنم تا بعد از آن بقیه سنگ‌نوردان بتوانند از آن استفاده کنند. تا به امروز حدود 60 مسیر باز کرده‌ام؛ نه فقط در ایران بلکه در کشورهای هند، ترکیه، ارمنستان، گرجستان و عًمان هم گشایش مسیر داشته‌ام."

او با جدیت در پای دیواره شاگردان خود را راهنمایی می‌کند تا بتوانند بهترین صعود را داشته باشند. وقتی آن‌ها اشتباه می‌کنند فریاد می‌زند و آن‌ها را جریمه می‌کند. یکی از آن‌ها که برای صعود آماده می‌شود با خنده می‌گوید: "من تمرین‌هایم را یواشکی شروع کردم و حتا عکس‌هایم را قایم می‌کردم اما کم کم خانواده عادت کردند و البته همیشه نگرانی دارند." 

نسیم عشقی از اینکه به شمار دختران سنگ‌نورد افزوده خوشحال است. او کلاس‌هایش را با هزینه کمی برپا می‌کند و درآمد کلاس‌هایش را صرف سفرها و گشایش مسیرها می‌کند. 

از دیدگاه او تقریبا تمامی شرایط برای حضور بانوان در این رشته ورزشی وجود دارد و هیچ بهانه‌ای پذیرفتنی نیست: "زمانی گروه‌های کوه‌نوردی برای ورود خانم‌ها به این رشته تلاش می‌کردند اما امروز راه‌ها هموار است و هر کس می‌تواند علائق‌اش را در کوه‌نوردی و سنگ‌نوردی دنبال کند". 

در گزارش تصویری این صفحه به محل تمرین و آموزش ‌سنگ‌نوردی نسیم عشقی رفته‌ایم و با او  و نیز یکی از شاگردانش گفت و گو کرده‌ایم.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد


ارسال مطلب

صحافی سنتی و جلدسازی، با تاریخی هزارساله، از عالی‌ترین جلوه‌های هنر ایرانی است که با روشی دقیق و پیچیده، نمونه‌های بی‌مانندی خلق کرده و به گنجینۀ فرهنگ بشری افزوده است.

در این هنر، روش‌های مختلفی به کار می‌رفته که هر یک در نوع خود مهارت خاصی می‌طلبیده است. جلدهای اولیه اغلب از چوب نازک، با پوششی از روکش چرم شکل می‌گرفته که نقوش روی آن‌ها ساده و هندسی بوده است. این چرم از تیماج، پوست میش و ساغری و چرم‌های دیگر فراهم می‌آمده و بعدها، به جای چوب از مقوای ضخیم که از کاغذهای باطله ساخته می‌شد، استفاده می‌کردند.

با گسترش تمدن اسلامی، هنرمندان ایرانی روش‌های تازه‌ای ابداع کردند. به کمک قالب‌های حکاکی شدۀ  فلزی، نقش‌های متنوع و دلپذیری بر روی جلدهای چرمی به وجود می‌آوردند و بعدها با استفاده از ورقه‌های نازک طلایی، ترکیب درخشانی از دو رنگ قهوه‌ای و طلایی به کار گرفتند که به صورت نشانه و شکل کلی جلدهای کتاب‌های نفیس درآمد.

از قرن نهم هجری، جلدسازی با ظرافتی بی‌نظیر همراه شد. درون جلدها را با نقش‌های مشبک چرمی می‌پوشاندند و این روش که به معرق سوخت مشهور است، از عالی‌ترین نمونه‌های صحافی به شمار می‌آید.

در قرن دهم هجری، جلدهای لاکی نقاشی شده ابداع شد که تا قرن چهاردهم ادامه یافت. در این روش، هنرمندان بر روی صفحات مقوایی، نقاشی‌هایی عالی و هوش‌ربا می‌کشیدند. جلد از نوشته‌ها و نقش و نگارها پوشیده می‌شد و در پایان، با لایه‌هایی از روغن کمان، پوششی به آن داده می شد که سبب محافظت از جلد می شد. روغن کمان، روغنی بود که از سرو کوهی و بَزرَک می‌گرفنتد و کمان ها را با آن چرب می کردند.

هنر صحافی و تجلید، نسل‌های پیاپی توسط هنرمندان به شاگردان آموخته و منتقل می‌شد. یکی از آخرین بازماندۀ این نسل در عصر ما، مرحوم "حاج حسین عتیقی" بود که هنرش را به فرزندان خود و از میان آن‌ها به "محمد‌هادی عتیقی" سپرد.

کارگاه صحافی خاندان عتیقی در تهران  که سابقۀ تأسیس آن به ۱۲۷۰ هجری قمری می‌رسد – کانونی شد برای دیگر رشته‌ها و شعبه‌های هنر صحافی، از وصالی و افشانگری گرفته تا دو پوسته کردن کاغذها، رنگ آمیزی، متن و حاشیه، مرقع سازی و قطعه‌بندی. در این کارگاه، بی اغراق، هزاران جلد کتاب قدیمی خطی در حال از میان رفتن، احیا و مرمت شده و به حالت نخستین خود بازگشته است.

و اما نسل آخر این هنرمندان، یعنی محمد هادی عتیقی و برادرانش، به غیر از رموز صحافی سنتی که از پدر فرا گرفته‌اند، اغلب هنرهای دیگر کتابسازی را نیز، چون تذهیب، مینیاتور، تشعیر، جدول کشی و حل کاری، آموختند و در میان اقران خود، یگانه شدند.

محمد هادی عتیقی در طول مدتی قریب به چهل سال، صدها نسخه خطی را مرمت کرده و به روزگار اصلی‌اش بازگردانده است که در میان آن‌ها می توان به نسخه های نفیسی از ده‌ها جلد قرآن منحصر به فرد و دیوان‌ اشعار و رساله‌های مذهبی و نسخه‌های علمی و طبی اشاره کرد که امروزه در مراکزی چون موزۀ لوور، کتابخانۀ ملی فرانسه- پاریس، موزۀ سلطنتی لندن، موزۀ ویکتوریا و آلبرت لندن، موزۀ متروپولیتن نیویورک، موزه توپکاپی استانبول، موزۀ رضا عباسی تهران، کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی، موزۀ آستان قدس رضوی، موزۀ کتابخانۀ حرم حضرت عبدالعظیم، موزۀ قرآن کریم و بسیاری از مجموعه‌های مجموعه‌داران خصوصی داخل و خارج نگهداری می شود.

محمد هادی عتیقی علاوه بر صحافی و مرمت نسخه‌های خطی در طول این چند دهه، به گردآوری نمونه‌های عالی و کم‌نظیر نسخه‌های خطی و قطعات خوشنویسی، جلدهای دوره‌های مختلف و مینیاتورهای قدیمی نیز پرداخته و مجموعه‌ای نفیس فراهم آورده است که برای بسیاری از علاقه‌مندان و محققین سودمند است.

شوکا صحرایی در گزارش تصویری این صفحه به کارگاه محمدهادی عتیقی رفته است و شما را با هنر صحافی و جلدسازی سنتی او آشنا می‌کند. 

* انتخاب از آرشیو جدیدآنلاین.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد


ارسال مطلب
مهتاج رسولی

پاییز تازه از راه رسیده بود که وارد محلات شدیم. آفتاب هنوز سوزان بود، اما در ورودی شهر، پارک تازه‌سازی بود که حضور یکی دو خانواده در آن نشان می‌داد می‌توان در سایۀ درختان جوانش بساط ناهار را پهن کرد. بعد از ناهار یک‌راست تا آب ‌گرم محلات راندیم تا در مهمانسرای جهانگردی بیتوته کنیم.

مهمانسرا جای دوری بود و به شهر دسترسی نداشت. مهمانسرا برای مسافرانی ساخته شده که قصد استفاده از آب گرم را دارند. ما برای استفاده از خواص آب گرم به سفر نرفته بودیم. مسافر به معنی گردشگر دوست دارد در خود شهر بماند، سر شب به خیابان‌ها سری بزند و حال و هوای شهر را دریابد. مهمانسرا چنین امکانی نمی‌داد. ناگزیر تا خیابان امام خمینی در مرکز شهر راندیم که در هتل اقصی، تنها هتل شهر اقامت کنیم. اما هتل در دست تعمیر بود. خانۀ معلم در سرچشمه هم، اگرچه در بهترین نقطۀ شهر واقع بود، دل‌پسند نبود. یک خانۀ نوساز را هم که نشانی‌اش را داده بودند دیدیم، نمی‌شد در آن ماند. سرانجام در ساختمان دهکدۀ گل و گیاه، متعلق به اتحادیۀ گلکاران اقامت کردیم که بنایش نو بود و باغش دلگشا بود و اتاق‌های خوب و پاکیزه‌ای داشت و عظمتش به پایتخت گل و گیاه ایران جلوه‌ای می‌داد. این بنا در واقع برای آن ساخته شده‌ است که هر ساله نمایشگاه سراسری گل و گیاه در آن برپا شود (۲۳ تا ۲۸ شهریور) و ای بسا نمایشگاه‌های میان‌دوره‌ای در فصل‌های دیگر.

بر سر راه، از باغ‌های گل و گلخانه‌هایی که ثروت و زیبایی را توأمان به شهر هدیه می‌کنند، عبور کردیم. گاه در کنار باغی ایستادیم، گاه وارد گلخانه‌ای شدیم. هزار جور گل در هزار رنگ زیر آفتاب یا زیر سقف‌های روشن گلخانه‌ها جلوه می‌فروختند. یاد یحیی‌خان محلاتی افتادم. می‌گویند پرورش گل در ایران حدود صد سال پیش توسط یک شخص مسیحی در تهران شروع شد. او کارگرانی داشت که به گل‌هایش می‌رسیدند. یحیی‌خان سرکارگر او بود که چون به شهر خود، محلات بازگشت کار کشت گل را شروع کرد.

اکنون محلات مرکز صادرات گل ایران است. سالانه دست کم ده میلیون دلار گل صادر می‌کند. هر سال حدود ۱۲۰ میلیون گل شاخه‌ای تولید می‌کند، تولید سالانۀ گلدان‌های آپارتمانی و باغچه‌ای آن بیش از ۱۲ میلیون عدد است. تمام این‌ها در واقع از کوشش‌های یحیی‌خان سرچشمه گرفته که یک کارگر محلاتی بود. امروزه اما در محلات یک کارگر محلاتی به زحمت پیدا می‌شود. تقریبأ تمام کارگران باغ‌ها و گلخانه‌ها افغان بودند. به همراهان گفتم، اگر یحیی‌خان سرمشق این‌ها باشد، در آینده افغانستان چه گلستانی خواهد شد.

وقتی ثروت یک شهر گل باشد، زیبایی شهر دوچندان می‌شود. اما بدون گل هم، محلات جای زیبایی است. همان خیابان امام خمینی که خیابان باریکی است - و باریکی‌اش از قدمتش نشان دارد - با درختان چناری که همواره در هوای پاک زیسته‌اند، به خیابان ولیعصر تهران فخر می‌فروشد. میدان چنارش کوچک است، ولی در آن میدانی که میدان نیست، یک چنار هزارساله، تمام تاریخ شهر را در سینه دارد. پارک سرچشمه که بدون چشمه‌اش اساسأ شهری پدید نمی‌آمد، جای بی‌بدیلی است. آن آب عظیم از کجا می‌آید که هزار سال و بیشتر، شهر را سیراب می‌کند و زیر جویبار خود چنارهای تناور می‌پرورد؟ از سرچشمه، محل تفریح شبانگاهی مردم شهر که در شمالی‌ترین نقطۀ شهر واقع است، تا دهکدۀ گل و گیاه در جنوبی‌ترین نقطه که محل اقامت ما بود، با خودرو ده دقیقه بیشتر راه نبود و این خود بر جاذبۀ شهر می‌افزود. جاذبه‌های شهر محلات اگر تا دیروز آب گرم بود امروز باغ‌های گل هم بدان افزوده شده‌ است. آب گرم از ثروت‌های قدیم محلات است، اما امروز ثروت عظیم آن از پرورش گل در دشت‌ها و کندن سنگ از کوه‌ها می‌آید.

شب در باغ گل و گیاه قدم زدیم و با نگهبان باغ آشنا شدیم. از بسیاری تحصیل‌کرده‌ها بیشتر می‌دانست و رفتار مدرنی داشت. سوادش چندان نبود، اما از گذشت روزگار آموخته بود. فهم والایی داشت. وقتی دید اهل جستجو هستیم و می‌خواهیم در بارۀ محلات بیشتر بدانیم، گفت: می‌خواهی من یک مقاله در این باره بنویسم؟ باورم نشد درست شنیده باشم. گفتم: مقاله؟ گفت: بله، مقاله. گفتم: تا حالا نوشته‌ای؟ گفت: گاهی. گفتم: کی می‌نویسی؟ گفت: همین امشب. ساعت از ده گذشته بود. گفتم: امشب؟ سری تکان داد. گفتم: بنویس.

صبح، پیش از ساعت شش که محل خدمتش را ترک می‌کرد تا به سر کار روزانه برود، مقاله را دستم داد. چه زیبا نوشته بود. افسوس که من آن نوشته را به همراه یادداشت‌ها و کتابی که همه در آن بود، گم کرده‌ام و نمی‌توانم متن آن را در اینجا بیاورم، تا نشان دهم چه اندازه خوب و ادیبانه نوشته بود. تنها یکی دو جمله‌اش که زیباتر بود، به خاطرم مانده‌ است. در بارۀ سنگ تراورتن نوشته بود: "چون تعلق به بلندا دارد، وقتی از قلۀ کوه جدا شود، ناگزیر بر قلۀ آسمان‌خراش‌ها فرود می‌آید". و باز در بارۀ استخراج سنگ نوشته بود: "از دور صدای روح خراش ماشین‌های معدن (بولدوزر، لودر، موتور برق و باد) سر عاشقان استخراج را مست و دل عاشقان طبیعت را خون می‌کند".

صبح، هنوز خورشید بالا نیامده بود که چشم‌مان از پنجرۀ هتل به کوه‌های جنوب افتاد. در کنار کوه‌های واقعی، در دور دست، کوه‌های سفیدی به چشم می‌آمد که شبیه کوه نبودند. کوه، رنگ کوه دارد، سفید نیست. این کوهواره‌های سفید را در فاصلۀ دلیجان تا محلات هم دیده بودیم، اما نمی‌توانستیم بفهمیم چه چیز آنها را به رنگ کاغذ درآورده‌است. آن روز معلوم شد این کوه‌ها معدن سنگ است. سنگ‌ها را کنده و برده‌اند، ضایعات بر جای مانده‌است. سنگ تا در دل کوه پنهان است، سپیدی آن زیر خاک پنهان می‌ماند. وقتی کوه را شکافتند و سنگ‌ها را بریدند، رنگ کوه عوض می‌شود. ضایعات سنگ چندان زیاد است که کوه‌ها را به رنگ سفید در می‌آورد. تماشای آن ضایعات و کوه‌های ازدست‌رفته اندوهبار بود. به خود گفتم: ای کاش معدن سنگ در کوه‌های بیشتری یافت نشود، وگرنه طولی نخواهد کشید که در محلات کوهی نخواهد ماند و آنچه می‌ماند، همین ضایعات است.

شهر، هوا و فضایی دارد که هر تهران‌نشینی را در یک نگاه عاشق خود می‌کند. هوایش نه مانند تهران آلوده است، نه مانند شمال که همه به سوی آن می‌شتابند، شرجی. فاصلۀ آن هم با وجود اتوبان‌های تهران– قم و تهران– ساوه دورتر از شمال نیست. ۲۶۰ کیلومتر فاصلۀ آن تا تهران در همان چهار ساعتی پیموده می‌شود که جاده‌های تهران به شمال. آب و هوایش معتدل است و دمای متوسط سال از ۲۴ درجه فراتر نمی‌رود. با چنین آب و هوایی و در چنین فاصله‌ای حیرت می‌کردم که چرا تا کنون خوش‌نشینان تهرانی آنجا را تسخیر نکرده‌اند.      

گذشته از نزدیکی‌اش به تهران، محلات در نقطه‌ای واقع است که از سوی شرق به دلیجان، قم و کاشان و از سمت غرب به خمین، گلپایگان و خوانسار دسترسی دارد. از ساوه هم فاصله‌اش چندان نیست. روز دوم اقامت در محلات به سوی خمین راندیم. با خمین فاصله‌اش کمتر از یک ساعت است و از آنجا تا گلپایگان هم کمتر از یک ساعت طول می‌کشد. خوانسار نیز که جای خوش آب و هوایی است در کنار گلپایگان واقع است. همۀ این‌ها به محلات موقعیتی می‌دهد که کمتر شهری از آن برخوردار است. به‌خصوص که با تهران در واقع همان فاصله‌ای را دارد که با اصفهان. در روزگار گذشته نیز تمام مبادلاتش با اصفهان بوده‌است، نه با تهران.

هنگام بازگشت از محلات، مدام توجه ما به تریلرهای بزرگی جلب می‌شد که سنگ‌های عظیم کنده‌شده از کوه را متصل از شهر خارج می‌کردند. شاید هر دقیقه یک کامیون سنگ از نیم‌ور، شهری که تمام صنایع سنگ محلات در آن متمرکز است، خارج می‌شد. می گفتند بسیاری از این سنگ‌ها را در بندرها سوار کشتی‌ها می‌کنند؛ در همان کشتی‌ها بریده و فراوری می‌شود و از همان‌جا و به نام سنگ کشور خریدار (چین، ترکیه، ایتالیا) صادر می‌شود. من در اعلان یکی از شرکت‌های سنگ دیدم که نوشته بود: هر روز پانصد تن سنگ لاشۀ سفید – همه از معادن حاجی آباد و آتش‌کوه که بهترین نوع تراورتن سفید است - آمادۀ تحویل دارد. این کار یک شرکت سنگ است. با ۱۵۰ شرکتی که عضو انجمن صنفی سنگ بران شهر هستند، کوه‌های محلات چند سال دیگر دوام خواهند آورد؟

* انتخاب از آرشیو جدیدآنلاین.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد


ارسال مطلب
امیر اسدی*

 
مجمع‌الجزایر زنگبار در شرق آفریقا و در اقیانوس هند واقع شده است. این جزایر در ۶۰ کیلومتری دارالسلام، پایتحت تانزانیا قرار دارد و اکنون بخشی از تانزانیاست. زنگبار را به زبان محلي "اونگوجا" می‌گویند وشامل جزایر زنگبار، پمبا و مافیا است. پایتخت این مجموعه جزیره‌ شهر "زنزیبار سیتی" می‌باشد
 

زنگبار دارای فرهنگی غنی و تاریخی دراز است. علاوه بر صادرات میخک، عاج و ادویه، این جزیره تا اواخر قرن نوزدهم ميلادي مرکز تجارت برده نیز بود. کشورهای گوناگونی بر این جزایر حکومت کرده‌اند، مسلمانان و پرتقالی‌ها و عمانی‌ها و بریتانیا. 

سلاطين عمان از سال ۱۶۹۸ تا ۱۸۶۱ بر زنگبار حكومت راندند. کاخ‌های اين سلاطین هنوز در این جزیره پابرجا و از جاذبه‌هاي گردشگري آن هستند. بعد از قیام علیه حاکمان عمانی که تحت‌الحمایه بریتانیا بودند زنگبار در سال ۱۹۶۳ به استقلال رسید. در سال ۱۹۶۴ "جمهوری خلق تانزانیا" که در دوره استقلال ایجاد شده بود به اتحادیه تانگانیکا (سرزمین‌های ساحلی امروز تانزانیا) پیوست، که دیرتر به جمهوری تانزانیا تغییر نام داد. 

طبق تحقیقات باستان‌شناسی اولین قوم بیگانه که حدود سه هزار قبل از میلاد مسیح وارد زنگبار و سایر مناطق افریقا شدند، سومری‌ها بودند. پس از آن آشوری‌ها، ایرانی‌ها و مصری‌ها این منطقه را درنوردیدند. 

از بین ایرانیانی که به این منطقه سفر کرده‌اند، "شیرازی‌ها"، که در دوره اسلامی به آن منطقه رفتند، از همه مشهورتر و معروف‌ترند. گفته می‌شود شیرازی‌ها سلسله‌ای به همین نام در شرق آفریقا تاسیس کردند و حزب موسوم به "افروشیرازی" (افریقایی شیرازی) از احزاب مهم در تانزانیاست. آثار اسلامی مهمی در این جزیره دیده می‌شود و مسجد منسوب به شیرازی‌ها تا امروز هم یکی‌ از مهمترین بناهای تاریخی‌ و از آثار باستانی آن است. افروشیرازی‌ها در جنبش استقلال زنگبار نقش مهمی داشتند و هرسال به همین مناسبت جشنواره‌ای فرهنگی برپا می‌کنند که بسیار طرفدار دارد و مردم شادی خود را نشان می‌دهند.   

شیرازی‌های امروز زنگبار در فاصله زمانی نیمه دوم ماه ژوئیه تا نیمه اول ماه اوت جشنی برگزار می‌کنند که به زبان سواحیلي "مواکا کوگوا" (جشن آب یا جشن شستشو) ناميده مي‌شود. آن‌ها معتقدند كه این جشن، كه امروزه عمدتا در روستای "مکوندوچی" برگزار مي‌شود، توسط اجدادشان از ایران به زنگبار آورده شده و تغییر یافته جشن نوروز ایرانیان است. در برخی از کتب تاریخی از جشن مواکا کوگوا به نام "نیروزی" نام برده شده است. 

برخی از پژوهشگران معتقدند کلمه زنگبار از دو کلمه فارسی "زنگ" و "بار" گرفته شده است؛ «زنگ» در فارسي به معنای افریقایی و «بار» به معنی ساحل است. در حالیکه عده‌ای دیگر معتقدند بار از واژه "بر" عربی گرفته شده است و به معنی زمین است. 

زبان اصلی‌ مردم زنگبار سواحیلی است که گفته می‌شود در آن نزدیک به ۳۰۰ واژه فارسی که تعدادی زیادی از آن با دریانوردی و کشتیرانی مرتبط است وجود دارد. 

آب و هوای این جزیره‌ استوایی گرمسیر و معتدل است و سواحل آن مانند سواحل دیگر افریقای شرقی از تانزانیا تا موزامبیک گویی بهشت را به تصویر می‌کشند. از مشخصات مردم زنگبار، مهماندوستی، آرامش و روی خوش است و با وجود فقر خوشحال به نظر می‌آیند. 

در بيشتر سواحل این جزیره‌ امروزه می‌توان جهان‌گردان بسیاری را دید که از این جزایر دیدن می‌کنند از جمله اروپایی‌ها، آمریکایی‌ها، کانادایی‌ها و نیوزیلندی‌ها  که نشان از جذابيت طبيعت اين سرزمين و فرهنگ مردم آن است. 

* امیر اسدی از کاربران جدیدآنلاین است که نمایش تصویری این صفحه را پس سفر به جزیره زنگبار در فوریه و مارس ۲۰۱۴ تهیه کرده و برای ما فرستاده است. شما هم اگر مطلبی برای انتشار دارید، آن را به نشانی info@jadidonline.com بفرستید. 


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد


ارسال مطلب
فرزانه خالق‌زاد

زائور داخته رستم‌ویچ سال ۱۹۳۶در منطقۀ داغستان روسیه به دنیا آمد. سال ۱۹۶۴ از رشتۀ فیلم‌برداری فارغ شد و تا زمان بازنشتگی در استودیوی تاجیک‌فیلم کار می‌کرد. وی تا کنون ۱۳ فیلم هنری و حدود ۷۰۰ فیلم مستند فیلم‌برداری کرده‌ است. "انسان پوستش را عوض می‌کند"، "شیرک دلاور"، "جستجوی ببر" و "رستم و سهراب" از جملۀ مهم‌ترین آثار فیلم‌برداری زائور داخته است که تا کنون از طریق شبکه‌های تلویزیونی تاجیکستان پخش می‌شوند. در این میان فیلم‌هایی که "باریس کیمیاگرف" با فیلم‌برداری زائور داخته ساخته بود، همگی بدون استثنا پرطرفدار بودند و هستند.

در اتحاد شوروی پیشین که همه‌ساله استودیو تاجیک‌فیلم چندین فیلم هنری تحویل مسکو می‌داد، تأکید فیلمسازان بر کیفیت حرفه‌ای فیلم‌برداری بسیار زیاد بود. امکاناتی که فیلمسازان آن دوره در اختیار داشتند، با امکانات فعلی تاجیک‌فیلم قابل مقایسه نیست. کارگردان برای ساختن فیلمش به هنرمندان و هنرپیشه‌های سراسر اتحاد شوروی دسترسی داشت. در فیلم‌های شاهنامۀ باریس کیمیاگرف هم هنرپیشه‌ها از تاجیکستان و روسیه و اوستیا و ازبکستان گرد هم آمده بودند تا آثاری را بیافرینند که تا کنون بر تارک سینمای تاجیکستان می‌درخشد. زائور داخته می‌گوید که یکی از هدف‌های ساختن فیلم‌های شاهنامه، در کنار بزرگداشت فردوسی و آفریدۀ جاودانه‌اش، تجلیل از صلح و تقبیح جنگ بوده‌ است.

باریس کیمیاگرف، کارگردان یهودی‌تبار تاجیک که به فردوسی علاقۀ بسیار داشت و پرخرج‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای تاجیکستان را بر مبنای شاهنامه ساخته‌است، می‌خواست این سلسله را با فیلمی در بارۀ شخص ابوالقاسم فردوسی به پایان ببرد که عمر به او وفا نکرد و این طرح بزرگ نافرجام ماند. جنگ داخلی در پی استقلال تاجیکستان و هرج و مرج و بینوایی متعاقب آن امکان تولید فیلم‌های پرهزینه را از تاجیک‌فیلم سلب کرده‌ است.

این گرفتاری‌های سراسری که سینمای تاجیکستان را در کنار دیگر عرصه‌های هنری و صنعتی زمین‌گیر کرد، افراد بااستعداد و بنامی چون زائور داخته را هم به گردابی از حوادث انداخت. او برای چندین سال دوربین عکاسی را جایگزین دوربین فیلم‌برداری‌اش کرد و رویدادهای تاریخی تاجیکستان و زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم آن را ثبت تاریخ کرد.

زائور داخته در عرصۀ عکاسی هم خوش درخشید. نخستین نمایشگاه عکاسی وی سال ۲۰۰۴ در کاخ وحدت شهر دوشنبه برگزار شد. در پی آن راه زائور داخته به خارج از کشور، به عنوان عکاسی که تاجیکستان را معرفی می‌کند، هموار شد. وی تا کنون در چین، فرانسه، روسیه، آلمان، ژاپن و هند نمایشگاه‌های عکس برگزار کرده‌ است. او توسط عکس‌هایش در نمایشگاه‌های برون‌مرزی خارجی‌ها را با نماهایی از طبیعت، مردم و پوشش‌های سنتی تاجیکستان آشنا می‌کند.

زائور داخته امروز هم مقیم شهر دوشنبه است و برای نشریه‌های تاجیکستان عکاسی می‌کند.

در گزارش مصور این صفحه زائور داخته در بارۀ تجربیاتش، به ویژه در مورد فیلم‌برداری فیلم‌های شاهنامۀ باریس کیمیاگرف، صحبت می‌کند.

* انتخاب از آرشیو جدیدآنلاین.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد


ارسال مطلب
Home | About us | Contact us
Copyright © 2018 JadidOnline.com. All Rights Reserved.
نقل مطالب با ذكر منبع آزاد است. تمام حقوق سايت براى جديدآنلاين محفوظ است.