گفته می شود که گورستان سفیدچاه در استان مازندران پیشینه ای ۱۲۰۰ساله دارد.
میمند آخرین پارۀ ایران باستان است که همچنان زندگی در آن جریان دارد.
آثار منصوره حسینی بیننده را به یاد قالبها و خاتمهای ایرانی میاندازد.
در فروشگاه بتهوون در دههً ۴۰، بهترین نمونههای موسیقی ایران و جهان عرضه میشد.
نعمتِ حقیقى، شریف و پاکنهاد بود و دیدارش حقیقتاً نعمت و غنیمت بود.
هر کدام از محلههای یزد یکی دو تا آبانبار دارند که کنار مکانهای عمومی ساخته شدهاند
کلاچای، در شمال ایران، بنگاه حمل کالا و مسافر به اطراف بود و بازار آن مرکز داد و ستد.
از مرمت و بازگشایی خانۀ ستارخان در تبریز درست یک سال میگذرد.
تهران و حومه در روزگاری نه چندان دور پر از باغهای سراسر درخت بودند.
نقاشیهای مینا غازیانی کشاکشی است آمیخته با میل و نیازی است جسمانی و پنهان.
آندره آرزومانیان در موسیقی فیلم، نقشهایی نازدودنی از خود به جای گذاشتهاست.
آثار سراميک پرويز تناولی که طول پنجاه سال ساخته، مفهوم دقیق فلسفی و اجتماعی دارد.
تمبرهایی که در گذشته یک قران قیمت داشتند الان ارزش طلا پیدا کردهاند.
شهیندخت صنعتیزاده و همسرش همایون، در لالهزار کرمان گل سرخ پرورش دادند.
اغلب سفره خانه های سنتی یزد در میان کوچه پس کوچه های شهر پنهانند.
در ایران چیزی که فراوان است، اثر تاریخی است و فراوانی اسباب ارزانی است.
انگشتان پرییوش گنجی قادر به بیان چیزهایی هستند که هر زبانی از گفتنش عاجز است.
صد و یک سال پیش نخستین صفحات موسیقی ایرانی در دسترس همگان قرار گرفت.
جوچی، روستایی است زیبا در دامنۀ کوههای استان اصفهان، با ۱۵۰خانوار و ۵۵۰نفر جمعیت.
گروه "اصل انتخاب" تعبیری است ریاضی و تلاشی است در راه سامانمند کردن موسیقی.
عکسهای محمود پاکزاد از زندگی طهران قدیم، از معدود اسناد تصویری آن زمان است.
بجز از شبستان مسجد طَرق، شاید تنها دو مسجد دیگر فضای معماری ساسانی دارد.
دکترآجودانی، استاد ادبیات و تاریخ و پژوهشگری مطرح در زمینۀ تجدد است.
سمبات، نقاش ارمنیتبار ایرانی است که در ایران کمتر شناخته شدهاست.
امروز نقالی به تحولی در محتوا و فرم نیاز دارد، تا بتواند مخاطبانی را جذب کند.
فرامرز پيلآرام گويا آمده بود که بماند و هنرهای اصيلی را که رفتنی بودند، ماندگار کند.
زندگی بدون رادیو غیر قابل تصور است. از ورود آن به ایران هفتاد سال میگذرد.
پیانو سازی فرنگی است که با دستکاریهایی طنین موسیقی ایرانی را به خود پذیرفتهاست.
سعدی در همین ماه اردیبهشت بود که بوی گلش مستش کرد و به فکر نوشتن گلستان افتاد.
از سهراب سپهری نوشتن سخت است. او را میسرایم با سرودههای وی.