Jadid Online
جدید آنلاین
درباره ما تماس با ما Contact us About us
Subscribe to RSS - جهان
جهان

مقالات و گزارش هایی درباره جهان

داريوش رجبيان

در بریتانیا هرگونه تبعيض عليه معلولان را قانونی که سال ١٩٩٥ ميلادی تصويب شد، جرم می شمارد. این قانون فراهم سازان هر نوع خدمات را موظف می کند که شیوه دسترسی افراد معلول به آن خدمات را نيز پيش بينی کنند.

در نتيجه، هم اکنون همه ٨٠٠٠ دستگاه اتوبوس شهر لندن پله های فلزی سراشيبی دارند که برای ورود صندلی های چرخدار معلولين باز و بسته می شود؛ پله های سراشيبی در برابر اماکن همگانی نيز بيش از پيش ديده می شود؛ ورزشگاه ها امکانات ويژه معلولين را فراهم کرده اند؛ در اطراف ساختمان ها و فروشگاه های بزرگ و فرودگاه ها فضای بازی برای توقف خودروهای معلولين اختصاص داده شده است و ظاهرا معلولين بيش از هر دوره ديگر از تسهيلات مختلف برخوردارند.

اما رعايت حقوق ناتوانان برای طراحان تارنماها و فراهم سازان خدمات اينترنتی سهل و ساده نيست و هنوز بيشتر کافه های اينترنتی و تارنما ها برای استفاده افراد معلول از آنها سازگار نيستند.

دو سازمان، یعنی موسسه ملی سلطنتی نابينايان و کميسيون حقوق معلولين بريتانيا (که اکنون جزئی از "کميسيون حقوق بشر و برابری" است)، از فراهم سازان خدمات اينترنتی خواسته اند که در رعايت قانون جلوگيری از تبعيض عليه معلولين بکوشند و در مشورت با آنها موانع موجود بر سر راه استفاده معلولين از اينترنت را برطرف کنند.

برای رعايت مفاد قانون، نرم افزارهايی ساخته شده است که دسترسی به اينترنت برای افراد نابينا يا نيمه بينا، کوررنگ، ناشنوا و نيمه فلج را ميسر کرده است. اما تنها تعداد اندکی از کافه های اينترنتی اين نرم افزارها را روی دستگاه های خود نصب کرده اند. چون به گفته کيت تورنر، مدير کافه اينترنتی ويژه معلولين در شهر تروبريج انگليس، هزينه نصب همه نرم افزارها بسيار گزاف است.

او در باره امکانات موجود در اين کافه اينترنتی می گويد: "برای افراد نابينا يا نيمه بينا ما صفحه خوان ديجيتال داريم. در واقع، اين نرم افزار صفحه را با صدا برای کاربران نابينا می خواند. البته، ياد گرفتن نحوه کاربرد اين نرم افزار زمان می خواهد و کاربران ما پس از مدتی به آن خو می گيرند. يکی از افراد نابينا که از مدت ها پيش از کاربران ما بود، با استفاده از اين نرم افزار تارنمای خودش را ساخته است.  شماری از کاربران ما قادر به کنترل دست و انگشت های خود نيستند. برای آنها ما دسته فرمان داريم که مرور صفحه رايانه را برايشان آسان تر می کند. برای معلولينی که فقط می توانند دگمه موشواره (ماوس) را فشار دهند، يک برنامه مناسب ديگر هم داريم.

"جاوس" نام صفحه خوانی است که می توان آن را برای کاربرد آزمايشی سی روزه از تارنمای آن پياده کرد. اما آنانی که ضعف بينايی دارند، به نحوی ساده تر و بدون هزينه، می توانند با اجرای این گام ها:

View>Text>size>Largest
روی "اينترنت اکسپلورر" حروف صفحه را درشت تر کنند.

افراد نيمه بينا همچنين می توانند ذره بين های ويژه ای را روی صفحه رايانه نصب کنند که حروف را به مراتب درشت تر نشان می دهد.

طراحان تارنما ها همچنين موظف اند گفتارها را  همراه با نوشتار آن منتشر کنند، تا افراد ناشنوا هم به آن دسترسی داشته باشند. اين موردی است که در بيشتر تارنماها به آن توجه نشده است.

گزارش هاى تصويری اين صفحه در باره يکی از کافه های اينترنتی معلولين در بريتانياست. 

 

 

 

 

  

 

 

 

 Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
داريوش رجبيان

در حال حاضر تقريبا همه بنگاه های چاپی غرب از شيوه واحد انتشار پيروی می کنند که معروف به چاپ "عمودی" است. يعنی داستان هايی که به شکل جلد سخت (زركوب) منتشر می شود، تنها در صورت فروش قابل توجه به شکل جلد نرم (شميز) هم در می آيند.

اما روز چهارم آوريل سال جاری ميلادی انتشارات پيکادور بريتانيا برای نخستين بار در تاريخ انتشارات اين کشور يک کتاب داستان را همزمان در دو شکل شميز (جلد نرم) و زركوب (جلد سخت) منتشر خواهد کرد. البته چاپ جلد سخت آن فقط در هزار نسخه خواهد بود. قرار است بيشتر کتاب های پيکادور از بهار آينده به همين صورت منتشر شود. اين شيوه انتشار مختص کتاب های داستان خواهد بود.

اندريو کيد، از ناشران پيکادور که وابسته به مجموعه انتشارات عظيم بريتانيايی "پان مک ميلان" است، معتقد است که از ديرباز داستان های جلدسخت از چشم خوانندگان بريتانيايی افتاده اند و نيازی به حفظ شيوه "ميرنده" عمودی انتشار نيست. به گفته او، دليلی هم وجود ندارد که به تغيير وضعيت در آينده نزديک اميدوار باشيم، از اين رو بهتر است به فکر پيدا کردن راهکاری تازه به مانند ابتکار پيکادور باشيم که از سوی برخی از نشريه های لندن "آغاز پايان نشر جلدسخت کتاب داستان" عنوان شده است.

گفته می شود  بسياری از داستان های جلدسخت در سراسر بريتانيا زير ٢٠٠ نسخه فروش داشته اند، در حالی که جمعيت بريتانيا از لحاظ کتابخوانی در مقام شاخصی قرار دارد. برای نمونه، طی سال ٢٠٠٦ ميلادی ٤٥٩ ميليون نسخه کتاب انتشارات بريتانيايی در داخل اين کشور به فروش رفته و يک سال قبل از آن اين رقم ٤٧٢ ميليون نسخه بوده است.

چرا نشر جلدسخت، جان سخت است؟

اوين پورسل، از ناشران ايرلندی با استقبال از اين تصميم پيکادور در تارنگار خود توضيح داده است که به چه دليلی نشر جلدسخت داستان ها تا کنون دوام آورده است.

وی می نويسد: "مولف کتاب معمولا از امضای قرارداد با ناشر خوشنود است اما علاقه مند است کتابش در شکل جلدسخت چاپ شود. وقتى ناشر توضيح می دهد که نوع جلد کتاب را خود او با توجه به وضعيت بازار و ده ها عامل ديگر، مانند قيمت گذاری و رقابت و غيره تعيين خواهد کرد؛ مولف با بی ميلی موافقت می کند اما همچنان آرزومند ديدن داستانش در شکل جلدسخت است (چون کتاب جلدسخت ظاهرا از اعتبار بيشتر برخوردار است)."

"کتاب در جلد نرم منتشر مى شود و به خوبى به فروش مى رود. با اين همه مولف، وقتى کتاب يک نويسنده ديگر را می بيند که ناشر در شکل جلدسخت منتشر کرده می پندارد که سرش کلاه رفته است.  ناشربا نشان دادن آمار فروش به مولف ثابت می کند که کتاب جلد نرم او سه برابر بيشتر از کتاب جلدسخت فلان نويسنده فروش داشته است و مولف با بی ميلی منطق صحبت های ناشر را می پذيرد. اما باز هم اظهار علاقه می کند که کتاب بعدی اش به صورت جلدسخت دربيايد. دنباله ماجرا غالبا تکرار همين فرآيند است."

در انتظار عاقبت

بيشتر بنگاه های چاپی، با وجود اين که خودشان همچنان پايبند شيوه سنتی انتشار مانده اند، با تقدير از ابتکار دليرانه پيکادور منتظر پيامد های آن هستند، چون به قول اندريو کيد، اين تصميم، يک اقدام ضروری، اما مخاطره آميز است.

اسکات پک، از انتشارات "فرايدی پراجکت" در تارنمای بوکسلر دات کام نوشته است که نگرانی برخی از کتاب فروشی ها مبنی بر کسادی بازار کتاب های جلدسخت در پی ابتکار پيکادور موجه نيست، چون رونق بازار کتاب های جلدسخت از مدت ها پيش کم رنگ شده است.

اما برخی ديگر از کتاب فروشی ها خرسند اند که از اين به بعد خريدارانشان امکان انتخاب خواهند داشت و به احتمال زياد، تعداد بيشترى کتاب به فروش خواهد رفت. "توبی بورن" از کتاب فروشی زنجيره ای "واتراستونز" در لندن به تارنمای "بوکسلرز" گفته است که اقدام پيکادور آزمايش جالبی است و کتاب فروشی ها از نزديک پيامد های آن را مشاهده خواهند کرد.

"کتاب جلدسخت باقى خواهد ماند"

مازيار جوادزاده، مسئول بازاريابی انتشارات "وان ورلد" در شهر آکسفورد انگليس در گفتگو با جديد مديا گفت که اين شرکت هنوز در فکر پيروی از پيکادور نيست، اما منطق اين اقدام را قبول دارد، چون به راستی، ميزان فروش کتاب های جلدسخت افت کرده است، در حالی که هزينه انتشار اين نوع کتاب ها رو به افزايش است.

انتشارات "وان ورلد" با توجه به محتوی کتاب و مشتری تصميم می گيرد که آن را در چه شکلی دربيارد. کتاب هایی که ارزش الحاق به کتابخانه ها و کلکسيون های شخصی را دارند، معمولا در شکل جلدسخت چاپ می شوند. اين انتشارات برای دوره کريسمس و سال نو مسيحی تنها کتاب های جلدسخت منتشر کرد، تا بتوانند به عنوان هديه به فروش بروند. اما تعداد کتاب های جلدنرم، به دليل ارزانی توليد و سرعت فروش بيشتر، فراوان تر است.

اما تقريبا همه ناشرها نگرانی برخی از روزنامه ها از پايان احتمالی دوره کتاب های جلدسخت را بی پايه دانسته اند. مازيار جوادزاده می گويد، آدم ها دوست دارند کتاب های قطوری مانند دانشنامه و فرهنگ لغات را در شکل جلدسخت بخرند تا ماندگار باشد و گذشته از آن، ندرتا کسی کتاب جلدنرم را به عنوان هديه به کسی تقديم می کند. از اين رو کتاب های جلدسخت، ولو بطور محدود و معدود، در بازار کتاب باقی خواهند ماند.

نخستين کتابی که روز چهارم آوريل توسط انتشارات پيکادور بنا به طرح جديد چاپ همزمان در جلدسخت و جلدنرم منتشر می شود، داستان "سرود پيامبری بی ميل" به قلم "ژوان پرو" خواهد بود.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
بابك امين تفرشى

سفر يک ماهه من و شادى حامدى آزاد، همسرم و سياوش صفاريان پور، از كاراكاس، پايتخت پرهياهوى ونزوئلا آغاز شد. شهرى آميخته از جلوه هاى زندگى مدرن و آداب و رسوم قديم مردمان امريكاى لاتين.

به اميد ديدن زيباترين جلوه هاى طبيعت در شمال آمازون، با هواپيماى كوچك ملخى از شهر كوچكى در نزديكى رودخانۀ بزرگ اورينوكو راهى پارك مالى كانايما در شمالى ترين بخش جنگل هاى انبوه آمازون شديم.

پرواز از فراز بلندترين آبشار جهان، آنجل، رويايى باورنكردنى بود. آبشارى به ارتفاع ٩٣٠ متر كه يكسره از بام كوه سر سخت تپوى (به معنى تپه در زبان سرخپوستان منطقه) به دره شيطان سرازير مى شد. آنجل ١٥ بار بلندتر از آبشار نياگاراست.

درياچه كانايما در عرض جغرافيايى ٦ درجه جنوبى اقامتگاه ما بود. چندصد كيلومتر دورتر از نورِِ شهرهاى بزرگ، آسمان زيباى جنوبى در شب اين منطقه از آمازون بى نظير بود. 

ونزوئلا با جنگل هاى بارانى استوايى و با سواحل طولانى رو به درياى كاراييب آب و هوايى گرمسيرى دارد، مگر آن كه به جنوب غربى، قلمرو كوه هاى آند برويد.

رشته كوه آند كه از جنوب شيلى و آرژانتين آغاز مى شود، در منطقه شهر مريدا در ونزوئلا با قله هايى به ارتفاع ٤٠٠٠ تا ٥٠٠٠ متر خاتمه مى يابد. گروه فيزيك دانشگاه مريدا، دومين دانشگاه بزرگ اين كشور و قطب نجوم حرفه اى در ونزوئلا، ميزبان ما بود. 

يكى از به يادماندنى ترين خاطرات سفر به امريكاى مركزى در جنگل هاى انبوه پاناما رقم خورد. ما پايتخت را به مقصد شهرى كوچك در نزديكى پارك ملى اى كه رود چاگرز از آن مى گذشت، ترك كرديم. اين رود در دل جنگل هاى انبوه بارانى در نيمه شرقى پاناما پيش مى رود، جايى كه چند دهكدۀ بدوى سرخپوست نشين باقى مانده است.

سرخپوستان قبيله ايمبرا كه برخى از آنها در جنگل هاى كلمبيا زندگى مى كنند، در اين دهكده ها با پوششى نيمه عريان و حفظ آداب و رسوم خود زندگى مى كنند. تنها راه رسيدن به آنجا پيشروى در مسير رود بود. دو سرخپوست در كرانۀ رود با قايق هاى كوچك سنتى خود كه كانو نام دارد، راهنماى ما به سوى روستاى دورافتاده و بكر پاراراپورو در جنگل هاى حاشيه رود چاگرز شدند.

در طول مسير جانورانى همچون تمساحهاى ٢ تا ٥ مترى گاهى در حاشيه رود ديده مى شدند. كمتر از صد سرخپوست در اين روستا زندگى مى كنند. ارتباط ما با آنها زبان ايما و اشاره بود، هر چند آنها به زبان اسپانيايى نيز آشنا بودند. 

با مهمان نوازى سرخپوستان در يكى از كلبه هاى چوبى شان كه بالاتر از سطح زمين ساخته شده است، شب را سپرى كرديم. شبى زيبا همراه با تماشاى آسمان جنوبى، سكوت و گهگاه صداى جانورانى كه در جنگل پرسه مى زدند.

به رسم دوستى با مسافران ايرانى، سرخپوستان ايمبرا، هنگامى كه آنجا را ترك مى كرديم، مراسم مخصوص موسيقى و رقص سنتى اجرا كردند كه آواى آن را هنوز در گوشم مى شنوم. 

فقط يك روز به گرفت خورشيد در ١٩ فروردين باقى مانده بود. انجمن نجوم پاناما محل رصد را فرودگاه اين شهر كوچك انتخاب كرده بود. در اين منطقه كسوف حلقوى فقط ١٦ ثانيه طول مى كشيد. هزاران كيلومتر براى تماشاى اين ثانيه هاى استثنايى طى شده بود. بيش از ٢٥٠ رصدگر از ١٢ كشور جهان با تلسكوپ هاى كوچك و بزرگ در محل بودند. سايه ماه در راه رسيدن به ما، هزاران كيلومتر را در اقيانوس آرام سپرى كرد. 

در گرفت هاى خورشيدى اغلب يا اندازۀ ظاهرى قرص ماه كمى بزرگ تر از قرص خورشيد است كه گرفت كلى پديد مى آيد يا اين كه قرص ماه كمى كوچك تر است و حلقه اى از نور در اوج كسوف باقى مى ماند كه گرفت حلقوى است. اما در اين كسوف اندازۀ قرص ماه و خورشيد بسيار به هم نزديك بود و فقط چند ثانيه قوس اختلاف قطر آن دو، كسوف را از حالت حلقوى به كلى يا برعكس تبديل مى كرد. 

نازنين معتمدى و عليرضا واصفى، جذابيت هاى اين سفر يك ماهه را در گفتگويى با سياوش صفاريان پور جويا شدند.

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
داريوش رجبيان

 

 
 
کتابخوان ديجيتال کيندل

برای شماری از مشتريان شرکت آمازون که تا کنون نسخه دیجیتال بیش از نود هزار جلد کتاب را آماده فروش کرده، حمل دويست جلد کتاب در آن واحد ممکن شده است.

کتابخوان ديجيتال کيندل که در واقع يک کتابخانه سيار است، با ١٩ سانت طول و ١٣ و نيم سانت عرض و حدود دو سانت قطر در بيش از ٤٣٠ مگا بايت حافظه اش حدود دویست جلد کتاب را حفظ می کند که هميشه دم دست خواهند بود و به راحتی می توان تک تک آنها را ورق زد. با افزودن کارت حافظه "اس دی" می توان مقدار بيشتری کتاب هم روی دستگاه پياده کرد.

کيندل که شايد ترجمه فارسی آن را بشود "افروز" گفت، از طريق پيوند با شبکه بی سيم رايگان موسوم به "ويسپر نت" محتوای يک کتاب را در کمتر از يک دقيقه پياده می کند. اين دستگاه ماه نوامبر گذشته وارد بازار ايالات متحده آمريکا شد و تا کنون، به گفته شرکت آمازون، تمامی آن فروش رفته و خريداران بی شماری یافته است. اما شرکت در مورد تعداد  دستگاه های فروخته شده و نیز تعداد مشتریانی که در انتظار دريافت کيندل هستند، لب فروبسته است.

نقاط ضعف و قوت کيندل

يکی از عواملی که در رونق بازار افروز ( کيندل ) ايجاد شک می کند، قيمت گران آن است. اين کتابخوان ديجيتال ٣٩٩ دلار قيمت دارد و پياده کردن يک کتاب تازه در آن دست کم ده دلار هزينه خواهد داشت. البته کتاب های کلاسيک را می توان در ازاء دو دلار خريد، اما بهای اشتراک برای روزنامه ها بين شش تا پانزده دلار در ماه و نرخ بازديد از وبلاگ ها از طريق کيندل يک دلار در ماه است، در حالی که همان تارنگار ها و تارنمای نشريه ها را می توان بطور رايگان روی اينترنت باز کرد.

با وجود اين، شماری از کاربران "افروز" در گفتگو با خبرنگاران اظهار خوشنودی کرده اند که پولشان هدر نرفته است، بلکه اکنون کتابخانه ای در اختيار دارند، به اندازه يک کتاب جيبی، با صفحه ای که بيشتر به کاغذ کتاب می ماند، تا به صفحه رايانه و چشم خواننده را آزار نمی دهد. از جمله امکانات رايگان "افروز" دسترسی به فرهنگ لغات نوين انگليسی آمريکايی اکسفرد و دانشنامه اينترنتی ويکيپدياست.

روشن نيست که آيا شرکت آمازون قصد دارد در آينده دامنه استفاده از "افروز" را گسترش دهد و آن را بیرون از آمريکای شمالی هم عرضه کند يا نه. اما تا کنون هر فرآورده ای که از هفت خوان بازارهای داخلی با کامگاری گذشته، جهانی شده است. شبکه اينترنت هم قبل از آنکه جهانی شود، منحصر به آمريکا بود. آيا چنين آينده روشنی را می توان برای کتابخوان های ديجيتال پيش بینی کرد؟

کيندل، خواب و خيال است

دو ناشر ايرانی که در اين باره اظهار نظر کردند، چندان خوشبين نبودند. به باور صادق سميعی مدیر انتشارات کتابسرا در تهران، برای يک خواننده ايرانی داشتن دستگاهی چون "افروز" به خواب و خيال می ماند، چون امکانات فنی و الکترونيکی ايران اجازه نمی دهد چنين کتابخوان ديجيتالی وارد بازار شود.

آقای سميعی معتقد است،  ولو اينکه معجزه ای شود و کيندل به ايران هم راه يابد، بازار کتاب های کاغذی کساد نخواهد شد. او می گويد، در دوره پيدايش اينترنت هم پيش بینی هايی حکایت از آن داشت که پس از مدتی ديگر کاغذی در کار نخواهد بود، اما پيدايش اينترنت باعث افزايش ميزان توليد کاغذ شد، چون اينترنت نتوانست وظيفه کاغذ را انجام دهد، بلکه ما را به کاغذ وابسته نگه داشت.

داوود موسايی مدیر انتشارات فرهنگ معاصر در تهران نيز معتقد نيست که کتابخوان ديجيتال روزی همه گير شود و جای کتاب را بگيرد. او می گويد، اظهار نظر در اين باره خيلی زود است، اما به دو دليل عمده کتابخوان ديجيتال نمی تواند جايگزين کتاب عادی شود: برای اين که به خواننده حس کتاب خواندن را نمی دهد و صفحه آن – هرچند به کاغذ شباهت داشته باشد – باز هم کاغذ نيست، بلکه صفحه يک ابزار الکترونيکی است.گذشته از اين کتابخوان ديجيتال به انرژی نياز دارد و ممکن است شما هر آن نتوانيد آن را شارژ کنيد.

باطری قابل شارژ کيندل در صورت روشن بودن ارتباط بی سيم دو روز دوام می آورد و در غير اين صورت، دستگاه را برای هفت روز روشن نگه می دارد.

آقای موسايی معتقد است که تهيه کيندل در جهان سوم مشکل خواهد بود و حتا در صورت استقبال عموم از آن در کوتاه مدت همه گير نخواهد شد.

منصور آزاد، روشنفکر افغانستانی مقيم لندن نيز بر همين باور است که کتابخوان ديجيتال بيشتر در غرب کاربرد خواهد داشت و افراد عادی در افغانستان تمايل کمتری به استفاده از اين گونه دستگاه نشان خواهند داد.

کتابخوان ديجيتال را به تاجیکستان می آورم

اما پرويز رحيم زاد، مدير يک شرکت  ضبط و پخش صوت و تصویر  در دوشنبه، پايتخت تاجيکستان، مدت ها پيش از توليد کيندل به فکر آوردن کتابخوان ديجيتال به تاجيکستان بوده است.

آقای رحيم زاد معتقد است که در آينده بساط انتشارات کاغذی برچيده خواهد شد و کتابخوانی توسط کتابخوان های ديجيتال صورت عمومی خواهد شد. او می گويد، برای کشور فقيری چون تاجيکستان که توان چاپ کتاب و روزنامه به اندازه کافی را ندارد، داشتن کتابخوان ديجيتال يک امر حياتی است.

با اهدای يک دستگاه کيندل به يک دانش آموز تاجيک شما در واقع ٢٠٠ جلد کتاب را به او تقديم کرده ايد. پرويز رحيم زاد می گويد، اگر کتابخوان ديجيتال کيندل از محدوده آمريکا بيرون آيد، در تاجيکستان طرفداران بسياری خواهد داشت.

کيندل نخستين کتابخوان ديجيتال نيست که توليد شده است. پيش از آن شرکت های سونی و آيرکس دستگاه های مشابهی توليد کرده بودند که با استقبال گرم کتاب دوستان روبه رو نشد.

هنوز هم در کشور های غربی افراد اندکی می توان یافت که کتابخوان ديجيتال را بر کتاب سنتی ترجيح داده باشند. ولی اين بار شرکتی دست به کار توليد کتابخوان ديجيتال شده است که هم جهان کتاب را به خوبی می شناسد و هم در زمينه فن آوری تخصص دارد. تنها اندکی انتظار نشان خواهد داد که کتابخوان ديجيتال آمازون تا کجا جلو خواهد رفت: به اسلاف خود از شرکت های سونی و آیرکس خواهد پيوست يا مانند رايانه و اينترنت به ابزار فنی ضروری تبديل خواهد شد؟


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
علی عطار

نگاهی به فعالیت های مشاورین املاک زن در تورنتو

مهاجرت ایرانیان به کانادا که پیش از جنگ دوم جهانی با تعداد ۱۲ نفر  آغاز شد در دهه های  اخیر افزایش چشمگیری یافته است. بر اساس آمار بدست آمده از سر شماری  کانادا تعداد کل مهاجران ایرانی در سال ۲۰۰۱ در این کشور ۸۹۰۰۰ نفر ذکر شده  است.

بر اساس همین آمار از سه شهر تورنتو، ونکوور و مونترال که مقر اصلی سکونت ایرانیان است، شهر تورنتو، و بخصوص شهرک ریچموند هیل در شمال آن،  با ۴۱۰۰۰ ایرانی  یکی از بزرگ ترین و مهم ترین مراکز ایرانی نشین کاناداست تا جایی که  آن را به شوخی و گاه جدی "تهرانتو" می نامند. آمار غیر رسمی جمعیت ایرانیان مقیم کانادا را در سال  ۲۰۰۷ بیش از دویست هزار نفر گزارش می کند.

بسیاری از ایرانیان مقیم کانادا و بخصوص تورنتو فارغ التحصیلان دانشگاهی و متخصصین قابلی هستند که موفقیت های چشمگیری کسب کرده اند.  گفته می شود که در کانادا حدود ۳۵۰ استاد دانشگاه ایرانی به تدریس و تحقیق مشغول هستند.

با این وجود در حالی که بیش از ۳۷% ایرانیان ساکن در کانادا پایان نامه دانشگاهی دارند، بسیاری از آنان نتوانسته و یا نخواسته اند در "وطن جدیدشان" در رشته تخصصی خود فعالیت کنند. این گروه برای امرار معاش و گذران زندگی خود به شغل های دیگری رو آورده اند که گاه به رشته تحصیلی آنان هیچ گونه ارتباطی ندارد.

در بین گروه های شغلی، برخی از ایرانیان تحصیل کرده به شغل های به اصطلاح  آزاد مانند امور حقوقی یا ساختمان سازی روی آورده اند. در کنار آنان بخش قابل توجهی نیز به خرید و فروش خانه و املاک می پردازند که در ایران نیز سابقه طولانی دارد.

این شغل با رشد خانه سازی و گسترش روز افزون "تورونتو بزرگ" (GTA) در حال حاضر بازار داغی دارد.  در سال ۲۰۰۷ خرید و فروش املاک در بعضی مناطق کانادا دوبرابر شده است و افراد زیادی را به این حرفه جذب کرده است.

در حالی که از تعداد مشاورین املاک ایرانی آماری وجود ندارد، تعداد کل مشاورین مسکن تورنتو حدود ۲۴۰۰۰ نفر ذکر شده  است. در بین مشاورین  املاک و مسکن در شهر تورنتو تعداد قابل ملاحظه ای از زنان ایرانی نیز به این کار مشغول هستند.

در حال حاضر صفحات بسیاری از هفته نامه ها و مجله های فارسی زبان چاپ تورنتو و رسانه های سمعی و بصری ایرانیان به تبلیغات مشاورین مسکن یا مشاورین مالی زن و مرد اختصاص یافته است.

گزارش مصور اين صفحه نگاهی است اجمالی به دیدگاه ها، علل پرداختن به این پیشه و شرایط کاری دو نفر از مشاورین مسکن زن ایرانی که هر دو تحصیلات عالی دارند و تنها بعد از مهاجرت به کانادا به این شغل روی آورده اند.

در این گزارش تکه هایی  از تبلیغات سمعی و بصری در رسانه های فارسی زبان تورنتو نیز استفاده شده است. علاوه بر این آمارهای ذکر شده عمدتا بر گرفته از نوشته پژوهشی وحید گروسی در باره جامعه ایرانی کانادا است.

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
مهدی داودی

نام فیلم: The Kite Runner
کارگردان: مارک فارستر
بر اساس داستان کاغذپران باز* نوشته خالد حسینی

"کاغذ پران باز" روایت پس دادن تاوان گناهانی است که جبران آنها آسان نیست. بیشتر صحنه های فیلم "کاغذ پران باز" در شهر "کاشغر" در چین فیلمبرداری شده است. این شهر شباهت های بسیاری به کابل دهه ١٩٧٠ میلادی دارد که داستان در آن زمان اتفاق می افتد.

شهری با خانه های گلی که در طرفی از آن، کوهی مشابه کوه آسمایی لنگر انداخته است و ناحیه مسکونی مرفه نشین شهر نیز، شباهت هایی به محله وزیر اکبرخان کابل دارد. شاید بازسازی مسجدی شبیه "مسجد پل خشتی" به شهر حال و هوای نزدیک تری به کابل داده است.

حسن، پسر بچه ای از قوم هزاره است که پدرش سرایدار یک خانواده ثروتمند در کابل است. او در همین خانه به دنیا آمده است و خدمتکار و همبازی "امیر" پسر ارباب خانه است. مادر حسن کجاست؟ آیا او واقعا فرزند این مرد هزاره است؟ کسی به دنبال این موضوع ها نیست ولی بعدها حقیقت، بیننده فیلم را (در صورتی که اصل رمان را نخوانده باشد) در حیرت فرو می برد.

حسن رفتاری مسیح گونه دارد. منتهای صداقت، درستکاری و وفارداری است. اگرچه به عنوان دستیار امیر در مسابقه کاغذپران بازى شرکت می کند اما قهرمان اصلی اين مسابقه است. او قربانی یک تجاوز جنسی می شود که پیامد وفاداریش به "امیر"  قهرمان داستان است و از طرفی نیز ما حصل تفکر برتری طلبانه پشون ها (آنچنان که در فیلم گفته می شود) علیه هزاره ها.

اینجاست که به ماهیت بسیاری از مشکلات موجود در گذشته و حال افغانستان نیشتر زده می شود و فیلم از نظر انسانی  به اثری فراتر از یک عنوان جدید در ژانر دراماها و تراژدی های سرگرم کننده سینمای هالیوودی تبدیل می شود.

تولد امیر به قیمت مرگ مادرش تمام شده است، بنابراین از همان ابتدا در درون خود با نوعی حس گناه مانوس بوده است. ولی  این حس گناه زمانی اوج می گیرد که او از کنجی مخفی، شاهد تجاوز به حسن است.  بزدلی مانع کوچکترین اقدامی برای نجات حسن می شود و مایه ملامت درونی امیر برای همیشه.

فیلم در مقاطع مختلف به مفاهیم عرفانی نزدیک می شود. شاید مورد توجه قرار گرفتن آثار مولانا در سال های اخیر در آمریکا و تولید فیلم در سالی به نام مولانا و نیز نوع نگاه فیلم به زندگی، از دلایل این امر باشد.

مثلا وقتی که هجوم شوروی به افغانستان، "امیر" و پدرش را آواره کوه و بیابان می کند، مخفی شدن آنها در یک تانکر سوخت، شبیه مرگ و پناه بردن به یک گور تنگ و تاریک است. جایی که پیش از وارد شدن زندگی به برزخ مهاجرت، امیر اشعاری از مولانا را به یاد می آورد:
گر به جهل آییم، آن زندان اوست / ور به علم آییم آن ایوان اوست
ور به خواب آییم، مستان وییم/ ور به بیداری به دستان وییم
ما که ایم اندر جهان پیچ پیچ/ چون الف او خود چه دارد هیچ هیچ

رشته مهاجرت به آمریکا کشیده می شود. امیر پس از سپری شدن تلخکامی های مهاجرت، ازدواج کرده است. پدرش مرده ولی امیر در کارش موفقیت هایی به دست آورده است. دقیقا همین زمان، زمان اندیشیدن به گذشته و به گناهی است که بر دل او سنگینی می کند. پیش از این که ماجرا به افغانستان در زمان طالبان کشیده شود، امیر دريافته است که حسن برادر ناتنی اوست!

فیلم روایت می کند که چگونه سه نسل از یک خانواده هزاره در سه دوره زمانی متفاوت قربانی سوء استفاده و تجاوز جنسی می شوند. مادر حسن، حسن و بعد سهراب پسر او. در همین حال نشان داده می شود که تجاوز جنسی به آنها مسئله ای حاشیه ای است و اصولا تفکر رایج ، بر بیگاری گرفتن و حتی از بین بردن آنها استوار است.

اما فیلم در ارائه تصویری زمخت و بسیار خشن از تعصب قومی در افغانستان، به گونه ای متوازن عمل نکرده و تقریبا هیچ عنصر مثبتی را از پشتون ها در داستان نگنجانده است. از این زاویه محتوای فیلم چیزی غیر از یک داستان کلیشه ای نیست. ولی باید گفت که مهاجرت در فیلم به خوبی تصویر شده است، خصوصا آنجا که به زندگی افغان های ساکن آمریکا مى پردازد. بازیگری "ژنرال"، "دختر" و "همسر"ش  ماهرانه است.

البته فیلم از نظر فنی غیر از تصویر برداری متوسط، از توانایی های سینمای هالیوود بهره چندانی نبرده است. مثلا بازسازی شهر کابل به خوبی انجام نشده است و تقریبا جز در چند مورد اندک، به شباهت های کاشغر و کابل آن زمان، اکتفا شده است. در حالی که استفاده از جلوه های ویژه و صحنه آرایی قدرتمند از ویژگی های سینمای هالیوود است.

اگر این فیلم توفیقی حاصل کند، مانند کارهای پیشین مارک فارستر کارگردان این فیلم، بیشتر مدیون توانایی او در تشخیص چهره های مناسب برای نقش های فیلم خواهد بود، چنانکه این مهارت او در فیلم Monster’s Ball (که در جایی به نام رقص هیولا  ترجمه شده) باعث شد تا هال برى Halle Berry، بازیگر زن فیلم،  در سال ٢٠٠٢ جایزه اسکار را از آن خود کند.

فیلم از چند جوان و نوجوان افغان، که پیش از این تقریبا تجربه نقش آفرینی در هیچ فیلمی را نداشته اند، به خوبی بهره برده است. نقش آفرینی بسیار موفق این نوجوانان به ويژه حسن (احمد خان محمود زاده) به عنوان قربانی و نایب قهرمان فیلم و نیز امیر در سال های کودکی (ذکریا ابراهیمی) به عنوان قهرمان فیلم،  نوید دهنده است.

نقش های دیگر فیلم نیز به چهره هایی مناسب سپرده شده است. مثلا نقش امیر (البته امیر در جوانی)  به "خالد عبدالله" هنرپیشه بریتانیایی مصری الاصل واگذار شده و از توانایی های همایون ارشادی هنر پیشه ایرانی به عنوان "پدر امیر" به خوبی بهره برداری شده است.

یکی دیگر از جذابیت های فیلم - به قول خالد حسینی نویسنده رمان کاغذپران باز-  اینست که هیچ عملیات انتحاری در آن رخ نمی دهد و قهرمان فیلم در یکی از صحنه های نزدیک به پایان فیلم، با سجده در یک مسجد، آرامش را به فضای فیلم باز می گرداند.

* کتاب خالد حسينى در ايران با نام 'بادبادک باز' هم منتشر شده است.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
مصطفی میلاد

در سال ١٧٠٠ ميلادى هنگامى كه بازرگانان اسپانيايى مى خواستند از راه دشت هاى نوادا به لوس انجلس بروند، سفر شان را " سفر مرگ" ناميدند.

رافايل ريويرا Rafael Rivera اولين مأمور اكتشافى اروپايى بود كه از دشت هاى پهناور نوادا ديدن كرد. كشف يك وادى پر آب و علف، سفر اين گروه را كوتاه تر ساخت. آنها اين وادى را لاس وگاس  ناميدند كه به اسپانيايى چمنزار معنى مى دهد. وادى وگاس  تابستان خيلى گرم و زمستان سرد دارد.

چندى بعد Brigham Young  بريگهام يانگ رهبر مورمون ها حدود سى تن از مبلغان فرقه مذهبى مورمون را مأمور بناى قلعه اى در لاس وگاس كرد كه هنوز به عنوان اولين بناى غير بومى در گوشه اى از خيابان واشنگتن در بلوار لاس وگاس باقى است.

ظاهرا هدف از بناى عمارت اين بود كه در آن به بومى ها، كشاورزى بياموزند. بومى ها نه تنها اين پيشنهاد را نپذيرفتند بلكه گاهى هم با هجوم خود به تاراج آن پرداختند.

كشف سنگ هاى معدنى  قيمتى راه را براى آماده سازى معادن در  لاس وگاس گشود. با تكميل شدن خط آهنى كه جنوب كاليفرنيا را به شهر درياچه ى نمك Salt lake city  وصل مى كرد، اين وادى هم داراى خط آهن شد.

وادى لاس وگاس در ماه مى ١٩٠٥ ميلادى بنا شد و در ابتدا تقريبا٨٠٠ نفر درآن زندگى مى كردند.

در نوزدهم مارس سال ١٩١١ ميلادى شرط بندى و قمار در لاس وگاس قانونى شد و طى سى سال بعد از آن جميعت اين شهر به ٨٤٢٢ نفر رسيد.

وقوع جنگ دوم جهانى لاس وگاس را به مركز صنعت دفاع نظامى تبديل كرد زيرا در اينجا آب فراوان است و انرژى  زياد.

لاس وگاس رفته رفته وسيع تر و باشندگانش بيشترشدند. در سال ١٩٦٠ ميلادى اين شهر با مساحت ٤٦ كيلومتر مربع ٦٤٤٠٦ نفر جمعيت داشت.

لاس وگاس شهرى است كه دائماً در حال گسترش و نوسازى بوده و شهرتش مایۀ توجه هنر پيشگان سينما و آوازخوانان معروف به آن شده است . از فرانك سيناترا گرفته تا الويس پرسلى، آواز خوان مشهورى كه هتل بين المللى اين شهر را افتتاح كرد، بسيارى از نام آوران آمريكائى از اين شهر ديدن كرده اند. امروز هم هنرپيشگان بسيارى به اين شهر سفر مى كنند.

لاس وگاس را شهر گناه هم ناميده اند.  شايد به خاطر وجود انبوه كازينوها و بارها در اين شهر. برد و باخت جزو سرگرمى هاى سياحان در لاس وگاس است. روزانه در قمارخانه هاى لاس وگاس ده ها ميليون دلار برد و باخت مى شود. ميزان باخت را سه برابر برد تخمين مى زنند. يعنى هفتادو پنج در صد بازى كنندگان مى بازند و ٢٥ در صد مى برند.

بيشترين و معروف ترين كازينوها در باريكه لاس وگاس Las Vegas Strip  قرار دارد كه تقريبا ١٥٠ تا ٢٠٠ هزار نفر در روزهاى عادى و حدود ٣٠٠ هزار نفر در روزهاى تعطيل از آن ديدن مى كنند.

بزرگترين هتل و كازينوى لاس وگاس ام جى ام MGM  است كه بيشتر از ٤٠٠٠ اتاق دارد. وين Wynn دومين هتل بزرگ لاس وگاس است كه در نظر دارد طى دو سال آينده با توسعه عمارت فعلى اش ٤٧٠٠ اتاق و آپارتمان به مشتريان عرضه كند.

باريكه ى لاس وگاس در بيست و ششم دسامبر ١٩٤٦ ايجاد گرديد. سرازير شدن ميلون ها دلار به طور مستمر و وجود هتل ها و كازينو هاى بى شمار اين شهر را روز به روز غنى تر ساخته، به گونه اى كه امروز  پردرآمد ترين شهر دنيا به حساب مى آيد.

لاس وگاس را نه تنها هتل ها و كازينو هاى آن ديدنى مى سازد، بلكه نمايش هاى جالب سيرك، تياتر و ده ها نمايش ديگر چون رقص آب، جنگ يخ و آتش، صحنه اى از جنگ هاى انگليس و فرانسه و ... مردم را از دورترين نقاط به ديدن آن مى كشاند.

بار اول كه از لاس وگاس ديدن كردم ۹ سال قبل بود، اما اين بار شهر را وسيع تر، آبادتر و پر جمعيت تر از ۹ سال قبل يافتم. جمعيت كنونى آن حدود يك ميليون و هشتصد هزار نفر است كه بيشتر از ٥٠٠ هزار نفر آن ها در مركز شهر زندگى مى كنند.  كار شناسان پيش بينى كرده اند كه جمعيت شهر تا سال ٢٠٢٠ دو برابر خواهد شد.

صرف نظر از اين كه اين شهر را شهر گناه ناميده اند و يا اين كه چه در آن مى گذرد، هرگاه به لاس وگاس از ديد ديگرى نگاه كنيم شهرى را مى يابيم كه زمانى بيابانى بيش نبود، اما امروز مشهورترين ديدنى هاى جهان چون برج ايفل پاريس، آسمان خراش هاى نيويورك، اهرام مصر و بسيارى ازديدنى هاى ديگر جهان در آن شبيه سازى شده است.

لاس وگاس شهرى است  در حال گسترش با ديدنى هاى بيشمار و كمتر كسى را مى توان يافت كه آرزوى ديدن آن را نداشته باشد.

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
داریوش رجبیان

"كتاب هديه اى است كه يك عمر دوام مى آرد. قدرى هم الهام هديه بده. چه هديه اى بهتر از كتاب؟ ٢٢١ هزار ايده براى كريسمس."  اينها نمونه هايى از شعارهاى روى ويترين كتاب فروشى هاى عمده لندن مثل واتر استونز، بلك ولز و فويلز در اين روزهاست.

هزاران تن از كتاب دوستان همه روزه به شعبه هاى بى شمار اين كتاب فروشى ها وارد مى شوند و با هداياى كريسمسى بيرون مى آيند.  

كريسمس از مناسب ترين وقت ها براى خريدارى كتاب در لندن است. براى نمونه، همه هفت جلد رشته داستان هاى هرى پاتر را كه در روز هاى معمولى به قيمت ١٨٥ پوند مى خريديد، اكنون مى توانيد در واتراستونز با سى و هفت پوند تخفيف بخريد.

برخى از كتاب ها به مثل "اروپاى نوين" مايكل پيلين، در ايام كريسمس درست پنجاه درصد تخفيف خورده اند و به احتمال زياد تا پايان دوره حراجى حتا يك نسخه از اين كتاب ها روى قفسه هاى كتاب فروشى باقى نخواهد ماند.  

كتاب فروشى ها فهرست كتاب هاى حاضر در حراجى را ترتيب داده اند و آن را ميان خريداران آن را توزيع مى كنند.  بيشتر كتاب ها داستان هاى انگليسى و خارجى است، ولى تعدادى هم مربوط به باغدارى و آشپزى و سير و سياحت اند كه در بريتانيا زياد طرفدار دارند. بسيارى از اين كتاب ها به نصف قيمت اصلى شان به فروش مى روند.   

يك كارمند كتاب فروشى زنجيره اى "بلك ولز" در پاسخ به اين پرسش كه كدام يك از كتاب ها خريدار بيشتر دارد، مى گويد:  "بيشتر مشترى هاى ما در ايام كريسمس آثار كلاسيك مى خرند. همه نوع كتاب خريدار دارد. اما به خصوص بازار كتاب هايى كه ارزان اند و ظاهر قشنگى دارند، پررونق تر است. كتاب هايى هم كه بيش از يك سال در انبار ما مانده اند، تخفيف مى خورند و روى چهار تا پنج ميز حراجى ما قرارمى گيرند و زود به فروش مى روند."  

اما حراجى بلك ولز همه ساله اندكى ديرتر، در روز ۲۶ دسامبر آغاز مى شود و تا چند روز بعد از سال نو ميلادى هم ادامه دارد.  

به گفته همين فروشنده، تا شب كريسمس فروشگاهها بسيار شلوغ است. بعد از آن خلوت مى شود. ولى يكى دو روز بعد از شب كريسمس شمار مشترى ها فوق العاده زياد است. 

از اين گفته چنين بر مى آيد كه احتمالا بعد از يكى دو روز خانه نشينى و پركردن اندرون از نوشابه ها و خوراكى هاى گوناگون، بعضى  دوباره مى خواهند بيايند بيرون و براى كسب معرفت هم اندكى پول خرج كنند.  

در گزارش تصويرى اين صفحه مى توانيد صحنه هايى از كتاب فروشى هاى لندن در ايام كريسمس را ببينيد.

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
على عطار

مراسم گذار از پاییز به زمستان تا به امروز در ایران و برخی کشورهای مجاور بنام شب یلدا برگزار می شود. برگزاری این مراسم در کشورهای دیگر چون روسیه جنوبی و چین نیز در کانون خانواده گزارش شده است.

از هزاران سال پیش تغییر فصول سال مورد توجه انسان بوده و در مقاطع زمانی مربوط به آن آیین هایی برگزار می شده است. سپری شدن پاییز و آغاز زمستان، زمانی  که به تدریج از طول شب کاسته و به طول روز افزوده می شده، موجب شادی انسان ها بوده است. مردم  آن روزگار بخاطر این تغییر هستی بخش به نیایش خدایان می پرداخته اند.

به نظر می رسد این تغییرات طبیعت در آستانه زمستان به مثابه مژده برای رسیدن بهار و فصل کشاورزی تعبیر می شده است. سرو و کاج از تنها درختانی هستند که لباس سبز خود را حتی در سرمای زمستان به تن دارند و در آیین های باستانی چون نماد مقاومت در برابر سختی زمستان پذیرفته شده بودند. شاید به همین دلیل است که درخت سرو در آیین ها و نیایش های کهن ایرانی همواره حضور دارد.

به گفته علی اکبر دهخدا از نظر علم ستاره شناسی،  یلدا زمان ورود خورشید به برج جدی است. از این هنگام سال است که مسیر خورشید که به پایین ترین نقطه جنوب شرقی رسیده، عوض می شود و باز به طرف بالا یعنی شمال شرقی می رود. 

این پدیده نجومی موجب بلندتر شدن طول روز می شود. به گفته ابوریحان بیرونی آغاز زمستان بر اساس گاهشماری سیستانی که یکی از تقویم های باستانی ایرانی است، آغاز سال نو بوده است.

اگر چه دو واژه یلدا و میلاد هم از نظر آوایی و هم از نظر معنایی به هم شباهت دارند ولی از نظر ریشه به دو زبان گوناگون تعلق دارند. یلدا در زبان سریانی (لهجه ای از زبان آرامی که در بین النهرین صحبت می شده)  ریشه دارد اما به همان معنی میلاد عربی است.  یلدا در ادبیات فارسی بعضى اوقات به طور مجازی مترادف با سیاهی  یا درازی استفاده می شود.

پژوهش ها نشان می دهد که در ایران باستان و پیش از رواج دین زرتشت، طولانی ترین شب سال به عنوان میلاد مهر، که نماد خورشید ( یا خدای خورشید) بوده، ستایش می شده است.  بنا بر آن باورها مهر در آن شب از آناهیتا، الهه آب زاده شده بود.

شب یلدا تنها چند روزی با کریسمس که به باور بیشتر فرقه های مسیحی شب تولد عیسی مسیح است فاصله دارد.  علاوه بر آن بعضی عناصر موجود دراین مراسم  مانند درخت کریسمس به باورهای ایران باستان نزدیکی دارد (سرو ودیگر گیاهان سبز در مراسم آئینی ادیان باستانی ایران وجود داشته و تا امروز هم شاخه های سرو در مراسم اوستا خوانی و گهنبارهای زرتشتیان دیده می شود). به این دلایل ارتباط این دو جشن بحث های فراوانی بخصوص از جانب ایرانیان و ایران پژوهان  به همراه داشته است.

برخی پژوهشگران چون ذبیح بهروز (١٣٥٠- ١٢٦٩) معتقدند که  ٢٥ دسامبر یعنی روز کریسمس، تولد دیگر پیامبر ایرانی "مهر دوم" است که چند سده پیش از مسیح در شرق ایران ظهور و ادعا کرده بود که همان " ایزد یا پسر خورشید"  است.

به باورذبیح بهروز، آیین این پیامبر ایرانی است که بعدها بصورت "میترائیسم" در اروپا هوادارانی می یابد و رقیب جدی دین نو بنیاد مسیحی می شود. به این دلیل است که برخی از عناصر این دین به مسیحیت راه می یابد.

در همین راستا برخی از پژوهشگران معتقدند که کریسمس همان تغییریافته یلداست. آنها حتی بر این باورند که شنبه، روز تعطیل هفته در آن زمان،  چند سده پس از ظهور مسیحیت به یکشنبه که روز خورشید (Sunday) بود، تغییر یافت،  باورهایی که از جانب روحانیون مسیحی رد می شود.

در گزارش مصور حاضر پرویز ورجاوند، پژوهش گر ایران باستان، بهرام بهرامی پژوهشگر و نویسنده زرتشتی و کشیش  دانیال پطروسیان امکان وجود پیوندی بین کریسمس و یلدا را به اختصار بررسی می کنند. با تشکر از منیژه دادخواه که شماری از عکس‌های این مجموعه را در اختیار ما گذاشتند.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
داريوش رجبيان

موسم کريسمس و سال نو مسيحی که برای خيلی ها در کشورهای غربی از آرام ترين دوره های سال محسوب می شود، برای فروشگاه ها از شلوغ ترين دوره هاست. يکايک فروشگاه ها تلاش می کنند با تبليغات و آگهی های رنگين، تخفيف قيمت ها و آرايش پر زرق و برق ساختمان هايشان تعداد هر چه بيشترى مشتری را جلب کنند. مشتری ها هم در دوره کريسمس بيشتر از هر دوره ديگری برای خرج مبالغ هنگفت برای هدايا آماده هستند.

بنا به تازه ترين پژوهشی که موسسه بريتانيايی کارشناسان اعتبار موسوم به "کرديت اکسپرت" انجام داده است، عليرغم افزايش نرخ بهره و سختگيری در دادن وام طی سال ميلادی جاری بيشتر مردم اين کشور قصد ندارند از مخارج کريسمسی خود بکاهند و انتظار می رود که آنها امسال هم در حد سال گذشته و شايد حتا بيشتر از آن خرج هدايای کريسمسی کنند.

ميانگين مخارج کريسمس در سال ٢٠٠٦ ميلادی ٣٩٧ پوند، معادل ٨٢٠ دلار بود و در سراسر کشور بيش از ١/٢ ميليارد پوند، معادل بيش از دو ميليارد دلار هزينه هدايای کريسمس شد.

در نظرسنجی "کرديت اکسپرت"، حدود ده درصد پاسخ دهنده ها گفته اند که در آستانه کريسمس ميزان بدهی هايشان افزايش خواهد يافت. يعنی برای اين افراد خريد هدايای کريسمس به اندازه ای حياتی است که حاضراند به خاطر آن وام بگيرند. چهل و دو درصد لندنی ها گفته اند که حاضراند در دوره کريسمس ولخرجی بکنند. اين رقم در شمال شرق بريتانيا هفتاد درصد است.

بی گمان اين رقم ها بر مسرت کريسمسی فروشگاه ها می افزايد و آنها از همين حالا آراسته و پيراسته اند و يکی بعد از ديگری تاريخ روز حراجی های سالانه شان را اعلام می کنند. بيشتر حراجی ها چند روز قبل از کريسمس و يک روز بعد از آن آغاز می شود و برای چندين روز ادامه دارد.

قيمت ها در بعضی از فروشگاه ها به شدت افت می کند. برای نمونه، طی يکی دو کريسمس گذشته قيمت دوربين ويديوی "جی وی سی" در فروشگاه "هائوس اف فريزر" لندن يک شبه از ٦٠٠ به ٣٠٠ پوند سقوط کرده بود. اين کاهش پنجاه درصدی در مورد ديگر لوازم الکترونيکی اين فروشگاه، به مانند دستگاه ضبط لوح ديجيتال تصويری (دی وی دی)، تلويزيون های صفحه پهن، دستگاه هدايت ماهواره ای و غيره هم صدق داشت.

البته، اين سخاوت کريسمسی را همه فروشگاه های بزرگ به نمايش نمی گذارند و مثلا،  درفروشگاه زنجيره ای "جان لويس" ميزان تخفيف قيمت ها از ١٠ تا ٣٠ درصد بيشتر نيست.

در همين حال، برآورد هايی هم وجود دارد که بر مبنای آن انتظار می رود امسال تعداد کمتر مردم هدايای کريسمسی شان را از فروشگاه ها و تعداد بيشترى از طريق اينترنت خريداری کنند.

بنا به داده های پژوهشی که موسسه مالی "آپاکس" انجام داده است، به احتمال زياد امسال مردم بريتانيا ٥٦ درصد بيشتر از ميزان سال گذشته هدايای کريسمسی شان را در بازار های اينترنتی خواهند خريد. راحتی خريد اينترنتی در مدت زمان کمتر و بدون بيرون رفتن از خانه يا دفتر، اين شيوه خريد را محبوب تر کرده است.

مشتری های اينترنتی برای خريدن لوازم الکترونيکی، لوح های فشرده ديداری و شنيداری و کتاب، بيشتر به تارنمای آمازون مراجعه می کنند. بازار های اينترنتی ديگری هم از قبيل "فايرباکس"، "گود ريچ بوکس"، "بای استاف"، "ويکيد آنکل" و "من کايند" در موسم کريسمس شلوغ تر از هميشه اند. 

بدين گونه می توان گفت که کريسمس در کنار شور و شادی و فضای جشنی که ايجاد می کند، دارای جنبه تجاری اى هم هست که سال به سال در حال پررنگ تر شدن است. و اين حالت به مذاق آنهايی که می خواهند کريسمس روحيه مذهبی داشته باشد، چندان خوشايند نيست. آنها معتقد اند که در ايام کريسمس بهتر است از ارزش های دنيوی دوری جست و به ارزش های اخروی پرداخت. اما ظاهرا نيروی بازار بر اين حس ناخشنودی فايق شده و جنبه تجاری کريسمس را صيقل داده است.

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
Home | About us | Contact us
Copyright © 2026 JadidOnline.com. All Rights Reserved.
نقل مطالب با ذكر منبع آزاد است. تمام حقوق سايت براى جديدآنلاين محفوظ است.