مقالات و گزارش هایی درباره تاجیکستان
۱۸ سپتامبر ۲۰۰۸ - ۲۸ شهریور ۱۳۸۷
حُسن آرا میرزا
در تاجیکستان هم، مانند بسیاری دیگر از جامعه های شرقی، تا چندی پیش تمام بخش های زندگی اجتماعی دارای "اندرونی" ویژه زنان بود. به ندرت می شد زنان را بیرون از محدوده آن "اندرونی" دید.
این جدایی قاطع جنسیتی در جای های همگانی همین اکنون هم در برخی از روستاهای تاجیکستان حفظ شده است. اما در اوایل حکومت شوراها این حالت در سراسر کشور حاکم بود. حضور زن کنار مردان بیگانه از عجایب روزگار محسوب می شد و مردم معمولا آن را برنمی تابیدند. به ویژه، حضور زن روی صحنه تئاتر ناممکن بود و نقش زنان را هم مردها اجرا می کردند.
نخستین تئاتر حرفه ای در شهر دوشنبه، پایتخت تاجیکستان، سال ۱۹۲۹ گشایش یافت که اکنون آن را با نام تئاتر ابوالقاسم لاهوتی می شناسند. (شاید بسیاری ندانند که ابوالقاسم لاهوتی، شاعر کرمانشاهی، که به تاجیکستان مهاجرت کرده بود، به خاطر گام های بزرگ فرهنگی اش برای تاجیکستان، درشمار نامداران فرهنگ تاجیک شناخته شده است.)
مسئولان تئاتر لاهوتی در سال های آغازین فعالیت آن با معضل نبود هنرپیشه زن مواجه بودند. حضور زن در هنرهای نمایشی در تاجیکستان، مساوی با کفر تلقی می شد. هیچ زنی یارای آن را نداشت که تعصب جامعه را نادیده بگیرد و روی صحنه برود. اما به تدریج چنین زنان دلیرى پیدا شدند و با تعصب فراگیر به پیکار پرداختند.
گلچهره بقایوا از زمره پیش کسوتان بازیگری زنان تاجیکستان در تئاتر است. اما حضور او به تنهایی کفاف نیاز تئاتر به بازیگران زن را نمی داد. و همچنان، بیشتر نقش های زنانه، توسط هنرپیشه های مرد اجرا می شد.
اما این حالت نمی توانست برای همیشه ادامه داشته باشد. ورود صافیه تویبایوا به تئاتر در سال ۱۹۳۴ دختران دیگر را نیز تشویق کرد که از خط قرمز جامعه سنتی عبور کنند و روی صحنه تئاتر بروند.
در سال ۱۹۴۰ ستاره دیگری در آسمان تئاتر تاجیکستان درخشید: تحفه فاضلوا نیز به جمع اندک هنرپیشه های زن پیوست و اکنون نام او در ردیف کامگارترین بازیگران تئاتر تاجیک در سده ۲۰ می آید.
اما مشکل کمبود هنرپیشه های زن تا سال ۱۹۵۰ از موانع عمده تئاتر تاجیک به شمار می آمد. اندک اندک یخ تعصب آب شد و چشم مردم به دیدن بازیگران زن روی صحنه خو گرفت. دختران بی شماری از دانشگاه های هنرهای زیبای شهرهای تاشکند و مسکو فارغ التحصیل شدند و دیگر نیازی نبود که مردان نقش های زنانه را اجرا کنند.
با وجود این پیشرفت چشمگیر، برای بسیاری از خانواده ها تلاش دخترانشان جهت راه یافتن به تئاتر همچنان جسارتی نابجا تلقی و با آن مقابله می شد. البته، عده ای هم بودند که با آرزو و آمال هنری دخترانشان مشکلی نداشتند و از آنها در این راستا حمایت می کردند. اما باور غالب بر این بود که صحنه تئاتر، با وجود اجر هنری ای که می تواند برای یک زن به بار آورد، زندگی شخصی او را نابسامان می کند.
شهرتی که بازی هنرپیشگان زن در تئاتر و سینما برایشان به ارمغان می آورد، معمولا همانند زنان مشهور دیگر، همراه با شایعات فراوانی در باره زندگی شخصی آنها بود. هر شوهری زندگی با هنرپیشه زن را تحمل نمی کرد و کار برخی به طلاق کشیده می شد.
حوادث تلخ تری هم، از قبیل کشته شدن یک هنرپیشه زن به دست شوهر بد رشک اش، ناسازگاری ایده بازیگری زنان با جهان بینی سنتی برخی را آشکار می کرد. اما در اواخر دوره شوروی این حوادث بسیار نادر شد و هنرپیشگان زن هم جایگاهی همپایه همتایان مرد خود یافته بودند و تقریبا به همان اندازه در میان مردم عادی ارج و احترام می دیدند.
اما امروز، نگاه های سنتی پیشین به تدریج در حال پر کردن خلاء ایدئولوژیکی است که در پی فروپاشی اتحاد شوروی حادث شد. تغییر ارزش ها عرصه تئاتر را نیز درمی نوردد و دوباره گروهی با تکیه بر ارزش های سنتی به نکوهش هنرپیشگان زن می پردازند و حرفه آنها را شایسته نمی دانند.
این تغییر ارزش هنوز فراگیر نشده است و بیشتر به گروه های عقیدتی خاص برمی گردد. اما نفس بروز دوباره برخورد منفی با بازیگران زن و ممانعت برخی از پدر و مادران از تحصیل دخترانشان در رشته بازیگری، یادآور سال های تیره آغاز سده بیستم میلادی در آسیای میانه است. زمانی که دیوارهای "اندرونی" زنان در هر ساحت و زمینه ای از جامعه، سفت و محکم بود.
اما این تنها دلیل از رونق افتادن شغل بازیگری در میان زنان تاجیکستان نیست. شاید دلیل عمده آن اقتصادی باشد. درآمد یک بازیگر به تنهایی کفاف زندگی او را نمی دهد و غالبا هنرپیشه ها در کنار کار تئاتر و سینما یک یا چند شغل فرعی هم دارند.
در زمان شوروی چنین وضعی برای هنرپیشه ها قابل تصور نبود و بازیگری از حرفه های معتبر و نسبتا پردرآمد محسوب می شد. عنوان های افتخاری "هنرپیشه مردمی" یا "هنرپیشه شایسته جمهوری" بر اعتبار و درآمد آنها به طور قابل ملاحظه ای می افزود. اما اکنون از آن شان و مقام تنها خاطره ها مانده است.
در گزارش مصور این صفحه سه هنرپیشه زن تاجیک از کار و زندگی خود می گویند.
برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید
به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید
ارسال مطلب
۰۱ سپتامبر ۲۰۰۸ - ۱۱ شهریور ۱۳۸۷
شاه همدان در ختلان
میرسیدعلی همدانی که در برخی منطقه ها با نام های شاه همدان و امیر کبیر نیز شناخته می شود، در تاجیکستان عهد شوروی چهره ای شناخته شده نبود. تنها مردمی که در حوالی آرامگاه این صوفی طریقت کبراوی در جنوب تاجیکستان زندگی می کردند، از زندگی و کارهای او داستان هایی می گفتند و به زیارت مزارش می رفتند.
پس از فروپاشی شوروی بود که نام میر سید علی همدانی سر زبان ها افتاد، در باره اش مطالب فراوانی منتشر شد و حتا اسکناس ده سامانی تاجیکستان با تصویری خیالی از او منقش شد.
سید علی همدانی در اوایل سده چهاردهم میلادی در شهر همدان ایران به دنیا آمد، قرآن را فرا گرفت و به طریقت کبراوی پیوست و پس از چندی رهبر این طریقت شد. او تحت پیگرد تیمورلنگ سمرقند را با حدود هفتصد مریدش به قصد کشمیر ترک کرد.
لقب "شاه همدان" به او در کشمیر داده شد و تا کنون در کشمیر از او با همین نام یاد می کنند. "خانقاه مولا" یا زیارتگاه "شاه همدان" در کنار رود جهلم کشمیر همچنان از دیدنی های عمده آن سرزمین است و مخلصان زیاد سید علی همدانی همه روزه در آن حضور دارند.
گذشتگان بیشتر این زایران توسط میر سید علی همدانی و مرشدان او به مذهب اسلام هدایت شده اند. پیشینیان بسیاری از مردم منطقه ختلان تاجیکستان نیز که مقبره سید علی همدانی همان جا واقع است، به دعوت او به طریقت کبراوی جذب شده بودند.
سید علی همدانی در شهر کنر افغانستان کنونی درگذشت و بنا به وصیت او پیکرش در منطقه ختلان به خاک سپرده شد که اکنون شهر کولاب تاجیکستان در آن است.
امروزه گسترش بسیاری از هنرهای قرون وسطایی در منطقه کشمیر را با نام سید علی همدانی پیوند می دهند؛ هنرهایی مانند شالبافی، بافندگی، سفالگری و خوش نویسی از بازمانده های میراث "شاه همدان" و هفتصد همراه هنرمند او به شمار می آید.
علامه اقبال لاهوری، شاعر پارسی گوی شبه قاره، در جاویدنامه خود قطعه ای دارد زیر عنوان "زیارت امیر کبیر حضرت سید علی همدانی و ملا طاهر غنی کشمیری" كه در آن نام سید علی همدانی را به عنوان کسی که از کشمیر هند "ایرانی صغیر" ساخت، جاودانه کرده است:
سید السادات، سالار عجم
دست او معمار تقدیر امم
تا غزالی درس ﷲ هو گرفت
ذکر و فکر از دودمان او گرفت
مرشد آن کشور مینو نظیر
میر و درویش و سلاطین را مشیر
خطه را آن شاہ دریا آستین
داد علم و صنعت و تهذیب و دین
آفرید آن مرد، ایران صغیر
با ھنر های غریب و دلپذیر
یک نگاہ او گشاید صد گرہ
خیز و تیرش را به دل راهی بدہ
مسلما، غالبا مسلمانان اند که در حمد و ستایش میر سید علی همدانی داد سخن می دهند، در حالی که هندوهای کشمیر با انتشار نوشته هایی در باره این شخصیت مذهبی و تاریخی او را به هندوستیزی متهم می کنند و به عنوان دلیل نکاتی را از رساله "ذخیره الملوک" وی نمونه می آورند که کتابی است اندر آداب دولتداری.
در این کتاب از جمله به شاهان مسلمان اندرز شده است که بازسازی نیایشگاه های "بت پرستان" را روا نبینند و از نامسلمانان خواسته شده که به محض ورود مسلمانان به ساختمانی آن ساختمان را ترک کنند و لباسی متفاوت از پوشش مسلمان ها به تن داشته باشند و سلاحی در اختیارشان نباشد و گوشت خوک نخورند و بر سر مردگانشان با صدای بلند شیون نکنند و غیره.
اما در تاجیکستان که میزبان تربت سید علی همدانی است، از این رساله و شایست و ناشایست های آن صحبتی نیست. مردم این کشور بیشتر از میر سید علی همدانی با نام "حضرت امیرجان" یاد می کنند و به طور روزافزون برای نذر و نیاز به آرامگاه او می روند.
برخی در کنار مزار سید علی همدانی دام قربانی می کنند تا حاجتشان برآورده شود.
در باره این شیخ صوفی در تاجیکستان روایات فراوان است. پژوهشگران هم بیش از پیش به تحقیق و تصحیح این روایت ها می پردازند.
حاتم عصا زاده، یک پژوهشگر تاجیک، می گوید: "سال ۱۳۷۴ میلادی، یک سال پس از ورود میر سید علی همدانی به شهر کولاب، پسرش سید محمد به دنیا آمد. وی دخترش 'ماه خراسان' را در همین منطقه به یک جوان محلی که خواجه ابو اسحاق بود به زنی داد."
هم اکنون در شعبه آثار خطی پژوهشگاه خاورشناسی فرهنگستان علوم تاجیکستان بیش از ۵۶ عنوان رساله علی همدانی محفوظ است و همچنین چند کتاب او در کتابخانه فردوسی موجود است.
معروف ترین اثر میر سید علی همدانی در تاجیکستان بیت های زیر است که روی اسکناس ده سامانی این کشور آمده است:
هر که ما را یاد کرد ایزد مر او را یار باد
هر که ما را خوار کرد از عمر برخوردار باد
هر که اند راه ما خاری فکند از دشمنی
هر گلی از باغ وصلش بشکفد بی خار باد
در دو عالم نیست ما را با کسی گرد و غبار
هر که ما را رنجه دارد، راحتش بسیار باد
برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید
به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید
ارسال مطلب
۰۸ اگوست ۲۰۰۸ - ۱۸ مرداد ۱۳۸۷
آوازى از كهن ديار
صفرعلی میرزا
پانزده سال پيش شمع عمر آدينه هاشم، آوازخوان شهير تاجيک خاموش شد، ولی آواز حزين اما قوی او همچنان از پنجره های خانه ها به بيرون می ريزد و هنوز چشم شنوندگانش را نمناک می کند و مايه الهام ده ها آوازخوان جوان است که تلاش می کنند به گوشه اى از توانايی های هنری اين بزرگ مرد هنر موسيقی تاجيکستان دست يابند.
آدینه هاشم از محبوب ترین آوازخوانان تاجیکستان بود. سرودهای او که همگی گويی از دل برمی خواستند، بر دل می نشينند. این هنرمند شناخته نه تنها لحن خوش و صدای دلپذیر داشت، بلکه حافظه فوق العاده او که بايگانی هزاران بيت از بزرگانی چون مولوی و حافظ و سعدی و شاعران معاصر بود، هميشه دوستداران هنر او را شگفت زده می کرد. از او ٣٨٠ آهنگ به جا مانده و لوح فشرده و نوارهای او هنوز خريدار دارند.
يکی ديگر از ويژگی های آدينه هاشم عشق وافر او به زادبومش بود که در آهنگ هايش هم موج می زد و در محافل پيوسته از شيفتگی اش به ميهن و اندوهش از واماندگی آن می گفت و می سرود.
افتادگی و فروتنی اين هنرمند معروف بر ميزان محبوبيتش افزوده بود. آدينه هاشم دعوت هر هوادار هنرش را می پذيرفت و به خانه او می شتافت، محفل می آراست و آهنگ می خواند و همه جا گل سر سبد بود.
آغاز جنگ داخلی در تاجيکستان در سال ١٩٩٢ همان بود و خاموشی آدينه هاشم همان. او پس از سکوتی چندماهه در سال ١٩٩٣ درگذشت.
آن دسته از تاجيکانی که به حکم سرنوشت در بيرون از کشور زندگی می کنند، می گويند، به سختی می توانند آهنگ های آدينه هاشم را بدون اشک و رقت گوش بدهند. شعر نادر نادرپور با آواز آدينه هاشم در سال های پراندوه جنگ شعار شمار زيادی از تاجيکان خانه به دوش شده بود:
کهن ديارا ديار يارا دل از تو کندم ولی ندانم
که گر گريزم کجا گريزم و گر بمانم کجا بمانم...
آدينه هاشم طی چند سفر هنری که به خارج انجام داد، در ايران و افغانستان و پاکستان هم هوادارانی پيدا کرد. امروز هم شمار زيادی در اين کشورها نام و آواز آدينه هاشم را خوب به ياد دارند.
اين هنرمند ميهن دوست در دوران زندگی بهترين جايزه های هنری تاجيکستان را دريافت کرد و مهم تر از آن، در قلب هواداران بی شمارش جاودانه شد.
اکنون فرزندان آدينه هاشم تلاش می کنند مکتب آوازخوانی پدر خود را زنده نگاه دارند.
در گزارش مصور اين صفحه يکی از فرزندان آدينه هاشم از زندگی و ميراث او سخن می گوید.
برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید
به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید
ارسال مطلب
۳۱ جولای ۲۰۰۸ - ۱۰ مرداد ۱۳۸۷
در گهواره با ماهواره
سهراب ضیا
به هنگام فرود به شهر دوشنبه به ندرت می توان بام ساختمانی را دید که بشقاب ماهواره ای نداشته باشد. در حالی که چهار تا پنج سال پیش آنتن ماهواره ای از نوادر لوازم روزگار مردم پایتخت تاجیکستان بود. اکنون بیشتر مردم ترجیح می دهند با داشتن آنتن ماهواره ای انتخاب بیشتری در تماشای تلویزیون یا گوش دادن به رادیو داشته باشند.
با این که تا کنون در باره شمار این آنتن ها در تاجیکستان آمار رسمی ای منتشر نشده است، اما بررسی های برخی از سازمان های غیردولتی در این کشور حاکی است که فرآیند روآوردن مردم تاجیکستان به تلویزیون ماهواره ای روزافزون است.
دو سال پیش اتحادیه اجتماعی "خامه"، یک سازمان غیردولتی که در زمینه تامین رشد رادیو و تلویزیون و رسانه های چاپی در تاجیکستان فعالیت می کند، پژوهشی را در زمینه این پدیده تازه انجام داد.
بنا بر این پژوهش، در آن زمان حدود یک میلیون و پنجاه هزار خانواده از جمعیت هفت میلیونی تاجیکستان صاحب دستگاه تلویزیون بودند و از این میان حدود ۴۲۰ هزار خانواده بشقاب ماهواره ای داشتند. این تعداد برابر با حدود ۴۰ درصد کل جمعیت تاجیکستان است.
اما تمرکز بیشتر این آنتن ها در شهر دوشنبه، پایتخت تاجیکستان بود که ۶۸ درصد جمعیت آن از آنتن های ماهواره ای بهره می بردند. با توجه به افزایش چشمگیر شمار کاربران آنتن ماهواره ای، می توان گفت که در حال حاضر این رقم باید بالاتر رفته باشد.
بیشتر بینندگان تلویزیون های ماهواره ای در تاجیکستان از سامانه های "هات برد" و "یامال" کار می گیرند. شبکه های تلویزیونی روسیه، شبکه خبری یورونیوز به زبان روسی، صدای آمریکا به زبان پارسی، پی ام سی یا کانال موسیقی ایرانی، تلویزیون های طلوع و آریانای افغانستان و شبکه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در میان مردم تاجیکستان بیشترین تعداد بینندگان را دارند.
از میان شبکه های تلویزیونی تاجیکستان تنها سه کانال "سفینه"، شبکه یک سراسری و "بهارستان" که هر سه دولتی است، برنامه های خود را روی ماهواره پخش می کنند.
برخی از ساکنان مناطق به شدت کوهستانی تاجیکستان برنامه های این سه شبکه تلویزیونی را از طریق ماهواره تماشا می کنند، چون آنتن های زمینی در این منطقه ها کیفیت تصویر و صدا را به خوبی دریافت نمی کنند.
هیچ یک از حدود ۲۰ ایستگاه تلویزیونی غیردولتی تاجیکستان تا کنون به ماهواره راه نیافته اند.
اما بیشترین مورد استفاده از بشقاب های ماهواره ای تماشای شبکه های تلویزیونی خارجی است با تنوع به مراتب جذاب تر از تلویزیون های محلی و شرح و تفصیل و دقت بیشتر در گزارش رویدادهای جهان. یعنی یک نواختی و فقر محتوا و اخبار شبکه های تلویزیونی تاجیکستان یکی از انگیزه های عمده رو آوردن مردم به تلویزیون های ماهواره ای است.
برخی از خانواده های سنتی نگران اند که تلویزیون های ماهواره ای می تواند منبع فساد در جامعه باشد. اما برخی دیگر از خانواده ها از تلویزیون ماهواره ای به عنوان کلاس درس استفاده می كنند و حتی از آنها زبان خارجی می آموزند.
نمونه خوب این آموزش زبان از راه ماهواره، بحرالدین خالف، قهرمان گزارش مصور این صفحه است. این کودک شش ساله زبان آلمانی را به تنهایی از راه تماشای شبکه تلویزیون ماهواره ای آلمان به خوبی فرا گرفته است. این موضوع مایه شگفتی اهل خانواده خود او نیز شده است که هیچ کدام زبان آلمانی را بلد نیستند.
در این گزارش زبان آلمانی "زبان نمیسی" خوانده شده است که معادل روسی آن است.
برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید
به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید
ارسال مطلب
۲۳ جولای ۲۰۰۸ - ۲ مرداد ۱۳۸۷
پیراهن های موج دار
سهراب ضیا
استفاده از لباس های اروپایی در بین مردم تاجیک پس از سلطه روس ها بر آسیای میانه از اواخر قرن نوزدهم رایج شد و نام های بسیاری برای پوشاک های نو وارد زبان نوشتاری و گفتاری مردم گردید؛ واژه هایی مثل کاستیوم (کت) بریوک (شلوار) پلتا (پالتو) و پلش (بارانی).
تاجیکان توانستند سنن و رسوم ملی خود را علی رغم بیش از ۷۰ سال سلطه شوروی حفظ کنند. آنها موفق به حفظ هویت خود در پوشاک هایشان نیز شدند.
از کاوش های باستان شناختی نقش های روی دیوارها و تصویرهایی که در روی سنگ ها حکاکی شده است، برمی آید که گذشتگان ما از انواع لباس و کلاه و کفش و اشیای زینتی استفاده می کرده اند.
اما باز هم بر اساس داده های باستان شناختی، لباس تاجیکان در شمال و در جنوب تاجیکستان کنونی در گذشته هم به مثل امروز با هم تفاوت داشته است.
تا زمان پیروزی ارتش سرخ در بخارا لباس زنان در شمال تاجیکستان عمدتا عبارت از کرته (پیراهن)، ازار (پاجامه)، پای افزار، سربند، آرایش سر و گردن و فرنجی (روبند) بوده است.
در گذشته در جنوب تاجیکستان زنان پیراهن های خود را هم برای جشن و مراسم و هم برای استفاده در محیط خانواده گلدوزی می کردند و گریبان و دامن آنها را با نقش و نگار آرا می داده اند. حالا هم در استان ختلان، در جنوب تاجیکستان، در میان زنان و دختران پیراهن چکن یا گلدوزی خیلی مرسوم است.
گروه های رقصی تاجیکستان به هنگام سفرهای هنری به خارج از این کشور رقص هایی را با این نوع پیراهن به برنامه های خود شامل می کنند. خود من چند بار در برنامه های کنسرتی در داخل و خارج تاجیکستان شاهد استقبال گرم خارجیان از این گونه رقص ها با لباس های ملی زنان و دختران مناطق جنوب کشور بودم.
وقتی بهار امسال در پاریس مهمان یک خانواده فرانسوی شدم و خانم صاحب خانه در تن پیراهن چکن تاجیکی داشت، برایم تعجب آور نبود. این خانم فرانسوی گفت که پسرش این پیراهن زیبا را برای او از تاجیکستان آورده است و او گاهی در مهمانی ها آن را می پوشد.
ویژگی لباس زنان به نوع پارچه اطلس و ابریشم آن هم می تواند مربوط باشد. در گذشته اطلس خجند، سمرقند، کان بادام، اندیجان و شهرهای دیگر آسیای میانه خیلی مشهور بوده است.
اطلسی که کیفیت عالی دارد و خوش رنگ است، "خان اطلس" نام دارد. در گذشته آن را در دستگاه های مخصوص نساجی می بافتند. در زمان قبل از استقلال تاجیکستان در این کشور چند نوع پارچه اطلس تولید می شد. "بهار تاجیکستان"، "جوانی"، "تحفه"، "محبت" و "دلارام" از جمله اسامی نوع های خوب اطلس است.
هرچند حالا میزان تولید و تنوع این پارچه تاجیکی به گونه زمان شوروی نیست، اما همچنان اطلس تاجیکی در داخل و خارج تاجیکستان مشتریان زیاد دارد.
هر خارجی که به این کشور می آید، تلاش می کند قبل از بازگشت، اطلس، کرته چکن و یا پارچه های گلدوزی شده را برای آرایش خانه خریداری کند. حالا در خیلی از فروشگاه های غرب علامت ها و نشانه های این پارچه تاجیکی را می توان مشاهده کرد.
در مقایسه با لباس های زنان، لباس های مردان در تاجیکستان با صد سال پیش اصلا قابل قیاس نیست. حالا بیشتر مردان و جوانان تاجیک به شیوه اروپایی لباس می پوشند.
اما همزمان پوشش یکته (روپوش بی آستر) و جامه (روپوش آستردار) و طاقی (کلاه) نیز همچنان در میان مردان و جوانان تاجیک رایج است.
افراد مختلف، جدا از مقام و جایگاه اجتماعی خود در جامعه، به هنگام برگزارکردن جشن و ماتم و دیگر رسم و آیین های ملی خود عمدتا با لباس ملی، یعنی جامه و طاقی حاضر می شوند.
جامه مثل خلعت است، منتهی در داخل آن پنبه می گذارند و عمدتا لباس گرم برای زمستان محسوب می شود. "بی قسب"، "مشک ظفر" از جمله انواع جامه های تاجیکی است.
در مراسم و جشن های مختلف تاجیکان، پوشش به عنوان یک افتخار ملی جایگاه ویژه دارد، و حتی دولت تاجیکستان به رهبران کشورهای خارجی در پایان دیدارهای رسمی خود از تاجیکستان لباس ملی تاجیکی هدیه می دهد.
برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید
به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید
ارسال مطلب
۱۵ جولای ۲۰۰۸ - ۲۵ تیر ۱۳۸۷
حسن آرا میرزا
با این که استان بدخشان تاجیکستان بزرگ ترین منطقه این کشور است و چهل و پنج درصد مساحت آن را تشکیل می دهد، تعداد جمعیت آن کمتر از دیگر استان هاست. دلیل آن هم موجودیت کوه های بلند و فراخ نامسکون در این منطقه است. همین کوه ها باعث شده اند که بیش از۲۰۰هزار تن مردم ساکن این استان به هفت زبان گوناگون صحبت کنند که همگی از خانواده زبان های ایرانی شرقی هستند. نما و ساخت خانه های آنها نیز متفاوت است: هر اتاق پنج ستون دارد و در وسط سقف آن روزنه ای هست که به زبان های پامیری (بدخشی) به آن "روز" می گویند.
کوهسار بلند بدخشان نه تنها زبان های باستانی مردم منطقه را حفظ کرده، بلکه آیین ها و رسوم آنها را نیز از دستبرد روزگار ایمن نگه داشته است. مراسمی که پیشینه ای هزاران ساله دارد و با آیین های پارسی گویان تاجیکستان تا اندازه ای متفاوت است.
موسیقی در فرهنگ مردم بدخشی جایگاه ویژه ای دارد و در هر منزل بدخشی حتما دف و رباب را می توان یافت. همه نواختن این سازها را از کودکی می آموزند، وگرنه در میان هم ـ روستائیان خود به بی هنری مشهور خواهند شد.
موسیقی نه تنها در بزم های شادمانی، بلکه در مراسم سوگ هم طنین می اندازد. "چراغ روشن" نام مراسمی است که در پی مرگ یک عضو خانواده انجام می شود. در این آیین دوستان و پیوندان متوفی دورهم می نشینند و "مدا" می خوانند. "مدا" مدحیه و مرثیه های ویژه است که غالبا از اشعار جلال الدین بلخی، حافظ و سعدی شیرازی برگزیده می شود و یک نفر در طول مراسم مرثیه ها را به زبان محلی توضیح می دهد. در روز سوم درگذشت عضو خانواده چراغ خانه را از ساعت هشت شامگاه تا چهار بامداد روشن نگه می دارند و پشت سر هم "مدا" می خوانند. این سنت برای دلداری بازماندگان متوفی انجام می شود.
مراسم عروسی بدخشی ها نیز کاملا از عروسی های دیگر منطقه های تاجیکستان متفاوت است؛ از موسیقی آن گرفته تا رقص و پایکوبی و آیین های مختلف سلام گفتن عروس به خوشدامن (مادر شوهر) و آوردن شیر و روغن برای عروس و داماد و پوشش آنها. لباس عروس بدخشی به هنگام ورود به خانه داماد سرخ است که به باور مردم منطقه، رنگ آفتاب و زندگی است. یعنی به جز از چادر سپید عروس، دیگر همه اجزاء پوشش او، پیراهن و روسری و کفش و زر و زیور عروس، قرمزی است.
مردم محلی به جشن عروسی که غالبا در فصل های پاییز و زمستان برگزار می شود، "سور" می گویند. "دف بزم" یکی از آیین های عمده عروسی در بدخشان است. زنان و مردان دف های بزرگ بدخشی را با بالا و پایین می آرند و می زنند که این نحوه دف زنی هم ویژه همین منطقه است. صدای دف در طول مدت بدرقه داماد به خانه عروس و همین طور پیشواز او و گسیل عروس به خانه داماد با آواز مردان و زنان آوازخوان می پیچد.
پاره هایی از سور عروسی در بدخشان را می توانید در گزارش مصور این صفحه ببینید.
به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید
ارسال مطلب
۰۹ جولای ۲۰۰۸ - ۱۹ تیر ۱۳۸۷
سرگرمی جوانان در تاجیکستان
شمسیه قاسم
تفریح و سرگرمی برای مردمان کشورهای مختلف که مراحل گوناگون توسعه اجتماعی را طی می کنند، مضامین متفاوتی دارد.
اصولا، اگر به "جوانی" از منظر فلسفی بنگریم، می توان گفت، جوانی خود زمان و مکان تفریح است. طبیعی است که دل پرشور و شر جوانان مملو هوس تفریح و خوش گذرانی است. شمار مشتریان صنعت تفریحات در جهان نیز همه ساله افزایش می یابد و پژوهش مرکز مطالعات بازار جهانی حاکی است که تا سال ۲۰۱۰ درآمد یک ساله صنعت تفریحات و رسانه ها یک ممیز هشت تریلیون دلار را تشکیل خواهد داد.
این نشانداد، علاوه بر اشاره به فزونی گرایش جهانیان به تفریح و سرگرمی ها، توانمندی آنان در خرج مبالغ هنگفت در بازار تفریحات را نیز آشکار می کند. اما می توان حدس زد که در تاجیکستان، کشوری که در آن مردم با مشکلات اقتصادی و اجتماعی دست و پنجه نرم می کنند، بازار تفریحات نمی تواند به اندازه کشورهای پیشرفته رونق داشته باشد.
با توجه به سلطه فرهنگی متفاوت از فرهنگ فرنگی در تاجیکستان، تفریح، پدیده ای است که بیشتر جنبه اجتماعی دارد، تا اقتصادی. موسیقی، سینما، تئاتر، ورزش، کوهنوردی، تلویزیون، بازی های رایانه ای و یا بخش های دیگر از صنعت تفریح همه سر جای خود باقی است، اما سطح پایین زندگی در این کشور شرایط کمتری برای رشد و نمو این بخش از سرگرمی ها را فراهم می کند.
آنچه را که می توان رایج ترین یا دسترس ترین نوع تفریح تاجیکان خواند، مهمانی است. ضیافت های مختلف مربوط به مراحل گوناگون عروسی: نانشکنان (بله برون)، رویمال دران، چای گـَشتک، مراسم نِکاح، سپس مراسم اصلی عروسی رسمی، ختنه سور، جشن زادروز و آیین های بی شمار سنتی و مذهبی، به مانند مشکل گشا، بیبی چهارشنبه و غیره از مراسم خوش گذرانی برای اکثریت مردم تاجیکستان است.
برای برخی از زنان و دختران تاجیک شرکت در این رسم و آیین ها تنها نوع تفریح بیرون از خانه محسوب می شود. گاه میان دو ضیافت آنچنانی چند ماه فاصله می افتد. این ضیافت ها به زنان خانه دار بهترین فرصت را برای نمایش زیورآلاتشان فراهم می کند که عاری از چشم و همچشمی میان مهمانان بزم نیست. این رقابت ها هم بر نمک تفریح زنان در ضیافت ها می افزاید.
شام های رمانتیک با شوهر برای زنان خانه دار سرگرمی جذاب تری به شمار می آید. برخی از دختران شهری ترجیح می دهند اوقات فراغت خود را در کنار دوست پسر یا دوستانشان در قهوه خانه ها بگذرانند. دختران روستا از این شانس محروم اند.
پیش از آغاز جنگ داخلی در تاجیکستان رفتن به سینما جزء مهمترین تفریحات جوانان محسوب می شد. اما اکنون سینماها رنگ باخته اند و در بسیاری از آنها بسته است. اکثر فیلم ها قاچاقی است و کیفیت قابل قبولی ندارد. افزون براین، همان فیلم ها را می توان روی لوح های فشرده تصویری در محیط خانواده تماشا کرد. از این رو سینما دیگر جزء تفریحات عمده جوانان تاجیک نیست.
خانواده های سنتی سینما را شایسته شان دخترانشان نمی دانند، مگر این که مرد محرمی از خانواده همراهش باشد. به همین صورت، رفتن به دیسکو و پیک نیک و سیر و گردش در دره ورزاب برای دختران این دسته از خانواده ها ممنوع است. دره ورزاب در حومه شهر دوشنبه از محبوب ترین تفرجگاه های ساکنان و مهمانان پایتخت تاجیکستان است و بی شباهت به دربند درشمال تهران نیست.
ورزش هم که از تفریحات محبوب پسران است، در میان دختران رایج نیست و با درس های تربیت بدن در مدارس و دانشگاه ها محدود می شود.
اما پسران در این زمینه هم بخت بهتری دارند. اکنون در تاجیکستان ۳۱ نوع ورزش باشگاه های خود را دارد و فدراسیون های فوتبال، پهلوانی، مشت زنی، تکواندو و کشتی فعال اند. البته، شمار اندکی از دختران شهری نیز هستند که در این باشگاه ها خوش می گذرانند.
برای پسران روستایی نیز فوتبال و کشتی از محبوب ترین انواع خوش گذرانی است. اما رایج ترین سرگرمی میان بیشتر دختران روستایی، کنار هم نشستن و از این جا و آن جا گفتن و بازی هایی با تحرک اندک بدن است.
اینها از انواع تفریح سنتی جوانان تاجیکستان است. اما در شهرهای بزرگ تاجیکستان هستند جوانانی که درکشان از مفهوم تفریح کاملا غربی است. آنها که از خانواده های متمول اند، می توانند با پرداخت ۲۰ سامانی (معادل شش دلار) بساط سرگرمی هاشان را در دیسکوها و باشگاه های شبانه تاجیکستان پهن کنند. اما مسلما برای اکثریت این امکان دست نمی دهد، چون شش دلار برابر با حداقل دستمزد ماهانه در این کشور است.
برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید
به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید
ارسال مطلب
۳۰ ژوئن ۲۰۰۸ - ۱۰ تیر ۱۳۸۷
چون بجنباند کسی گهواره را
سهراب ضيا
در تعریف گهواره در فرهنگ ها آمده است که "مهد و بستری مر کودکان را که چون کودک را در آن گذارند، به آسانی بتوان وی را حرکت داد و جنبانيد" و یا "خوابگاه کودکان شيرخواره باشد که از چوب و فلز سازند." و "فرهنگ بزرگ سخن" که اخیرا تالیف شده می گوید "وسيله ای مانند تختی که معمولا به قلاب هايی آويزان است و می توان آن را به چپ و راست تکان داد و برای خواباندن کودک به کار برد."
به هر حال، گاهواره در زندگی اجتماعی مردم تاجيک جايگاهی ويژه دارد. در تاجيکستان معمولا کودکان زير سه سال را در گهواره می بندند. گهواره را از چوب بيد، چارمغز (گردو) و زردآلو تهيه می کنند. ميزان تقاضا براى گهواره در تاجيکستان همواره بالا بوده، زيرا ميزان زاد و ولد در جامعه سنتی اين کشور بالاست.
در گذشته در هر خاندان تاجيک بابا و بيبی (پدربزرگ و مادربزرگ) از طرف مادری برای نوزاد گهواره و لوازم آن را می خريدند. اين آيين همچنان در مناطق روستايی تاجيکستان رايج است.
اکنون در شهرها بسياری گهواره های سنتی را کنار گذاشته اند و کودکانشان را در کالسکه ها و تخت خواب های متحرک مدرن می خوابانند. به اعتقاد اين افراد، گهواره چوبين چندان بهداشتی نيست. از سوی ديگر، آنها معتقدند که بستن دست و پای کودک برای ساعات طولانی در گهواره روحيه انقياد و اطاعت را در کودک می پرورد.
با وجود اين، در کليه بازارهای عمده تاجيکستان هنوز گوشه و دکه های ويژه وجود دارند که گهواره های چوبين و لوازم آن را می فروشند. گهواره سازان هم از کمبود مشتری شکايت ندارند.
در مناطق روستايی تاجيکستان، به ويژه در فصل تابستان از وسيله ای ديگر استفاده می شود که جايگزين گهواره است. يک تکه پارچه محکم را با طناب به تنه دو درخت به هم نزديک می بندند يا برای آن پايه های چوبين می سازند. در زبان مردمی به اين گهواره موقت "الوانچک" می گويند، برگرفته از "الوانچ خوردن" به معنی تکان خوردن.
در دوره جنگ داخلی تاجيکستان صدها تن از مادران تاجيک در اردوگاه های پناهندگان در افغانستان به جای گهواره از الوانچک ها استفاده می کردند.
از واژه "گهواره" در زبان فارسی تاجيکی دو ترکيب به شکل "گهواره بندان" و "گهواره بخش" ساخته شده است.
گهواره بندان مراسم بستن نوزاد در گهواره برای نخستين بار است که معمولا هفت تا ده روز پس از زايش طفل صورت می گيرد و اهل خانواده و دوستان و همسايگان در آن شرکت می کنند.
در اين آيين کودک را معمولا زنی سيرفرزند (کثيرالاولاد) و خوشبخت به گهواره می گذارد. حاضرين بر سر گهواره سکه و قند و چارمغز و مويز (کشمش) می پاشند.
"گهواره بخش" نام مراسم کهن ديگری است که در ميان برخی از مردم روستاها کماکان حفظ شده است.
در گذشته اگر در دو خانواده دوست يک پسر و يک دختر به دنيا می آمد، خانواده ها اين فرزندان را از دم گهواره به يکديگر می بخشيدند، به اين معنی که پس از رسيدن به سن بلوغ فرزندانشان بايد با هم ازدواج کنند. اکنون، حتا اگر کودکان گهواره بخش هم شده باشند، ندرتا با هم ازدواج می کنند.
در اوايل دهه ٢٠٠٠ ميلادی برخی از خانواده های ثروتمند به بهانه گهواره بندان فرزندانشان در رستوران ها مهمانی های باشکوه برگزار می کردند. اما يک سال پيش دولت تاجيکستان با صدور مصوبه ای برای تنظيم رسم و آيين های مردمی جلو اين نوع ضيافت ها را گرفت و اکنون گهواره بندان به يک آيين صرفا خانوادگی تبديل شده است.
در آثار شاعران پارسی زبان واژه گهواره کاربرد فراوان داشته است که نمونه هایی را در اینجا می بینید:
چنين گفت پيغمبر راستگوی
ز گهواره تا گور دانش بجوی (فردوسی)
طفل خسپد چون بجنباند کسی گهواره را (مولوی)
بدان طفل مانم که هنگام خواب
به گهواره خوابش آيد شتاب (نظامی)
ای در اين گهواره وحشت چو طفلان پاى بست
غم تو را گهواره جنبان و حوادث دايگان (خاقانی)
شاعران زيادی در تاجيکستان شوروی با الهام از شعر "مادر" ايرج ميرزا که می گويد:
'شب ها بر گاهواره من/بيدار نشست و خفتن آموخت' چکامه های تازه گفته اند.
لايق شيرعلی، شاعر فقيد تاجيک، فراتر از اين معنی رفت و گهواره را آغازگاه وطن هر فرد عنوان کرد:
وطن سر می شود از گاهواره
ز شير پاک و از پستان مادر.
می توان گفت که گهواره با فرهنگ مردمی تاجيکان همچنان عجين است و مراسم ويژه خود را دارد.
برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید
به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید
ارسال مطلب
۲۴ ژوئن ۲۰۰۸ - ۴ تیر ۱۳۸۷
چکن، نشانه هويت
صفرعلی میرزا
در برخی از فروشگاه های معروف غرب می توان لباس هایی را دید که طرح های آنها به نقش و نگار پارچه های تاجیکی ای به مانند اطلس شباهت دارد، با همان گل های رنگین و ابریشم خط خطی. اطلس معروف ترین پارچه رایج در در آسیای میانه و به ویژه تاجیکستان است، اما مسلما تنها پارچه آن نیست.
پیرهن های چکن تاجیکی با گلدوزی یا کشیده دوزی های رنگین بر خلاف اطلس که در کارخانه های نساجی تولید می شود، غالبا محصول زحمت زنان در خانه است.
چکن یا گلدوزی را در همه مناطق تاجیکستان می توان دید، اما هر کدام از آنها نقش و نگار و آب و رنگ خاص خود را دارد.
رنگین ترین آنها چکن منطقه کولاب در جنوب تاجیکستان است که بیشتر جلب توجه می کند. معمولا برای زمینه طرح های چکن از پارچه یکرنگ سفید، صورتی، سبز، آبی یا سرخ استفاده می کنند. رنگ نخ گلدوزی با توجه به رنگ زمینه آن انتخاب می شود.
رشته هایی که برای گل دوزی استفاده می شود، معمولا رنگ های زرد و سفید، رنگ های پرتو خورشید را دارد.
مردم شناسان با اشاره به نقش و طرح هایی که روی چکن است، آن را به قرن های پیش از میلاد مربوط می دانند و گل هایی که با نام "کاسه" معروف است و شکل خورشید دارد، را دلیل مهرپرستی مردم در دوران باستان می دانند.
گلی که دور دامن یا کلاه مردان دوخته می شود نیز یک طرح باستانی است و رمز خورشید دانسته می شود.
تک تک گل های چکن نماد چیزی است و مضمون خاص و نام خود را دارد. نقشی که در چکن های امروزی دیده می شود، سال ها پیش هم در گل دوزی ها دیده می شد. با وجود روی کار آوردن نقش و نگارهای تازه در چکن، چادر عروسی و پیراهن عروس نقش و نگار قدیمی خود را حفظ کرده است.
با این که گفته می شود برخی از طرح های چکن طی هزارها سال بی تغییر مانده اند، در عین حال انواع تازه ای از پیراهن چکن دیده می شود که با سلیقه لباس پوشی مدرن تهیه شده است. دوزندگان شکل دوخت پیراهن را تغییر داده اند، ولی رمزهای خورشیدی و نقش و نگار چکن همان است که بود.
دختران تاجیک در جنوب کشور پیش مادر و خواهران خود از سن ۱۰-۱۲ سالگی آموزش چکن دوزی می بینند و در پارچه هایی به اندازه دستمال نقش های مختلف را گلدوزی می کنند تا بعدا در تهیه جهیزیه عروسی سهم بگیرند.
در بسیاری از مناطق تاجیکستان دختری که به سن بلوغ می رسد، با دست خود برای عروسی اش چادر دیواری (پرده حجله)، پیراهن چکن، چادر و روکش بالشت می دوزند.
دوختن چادر دیواری که حدود سه متر و بعدا در گوشه اى از اتاق به شکل پرده حجله آویزان می شود، بیش از یک سال به درازا می کشد. و اگر خواستگار دختر زودتر از راه برسد و لباس چکن عروس آماده نباشد، همسایه ها و نزدیکان دست به دست هم می دهند و طی چند روز همه دوختنی ها را می دوزند.
پیراهن چکن اکنون از محبوب ترین پوشش های ملی زنان تاجیک است و به ویژه در جشن های ملی آن را بیشتر می توان دید. در منطقه کولاب در روزهای نوروز، جوانان با کلاه های گرد چکن (تاقی گلدوزی) و دختران با پیرهن های چکن به جشنگاه می روند.
برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید
به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید
ارسال مطلب
۱۶ ژوئن ۲۰۰۸ - ۲۷ خرداد ۱۳۸۷
داریوش رجبیان
تاجیکستان شوروی پشت پرده آهنین انواع و اقسام موسیقی را داشت که غالبا تنها ویژه چشم و گوش اتباع شوروی بود. گاه گروه های هنری به خارج سفر می کردند، اما "خارجه" برای هنرمندان تاجیک در چند کشور سوسیالیستی یا دوست شوروی خلاصه می شد.
از این جاست که مردم افغانستان بیشتر از مردم ایران از موسیقی شوروی تاجیک آگاه اند و نام های آوازخوانان و گروه های رقص تاجیکی آن دوران را هنوز به یاد دارند.
با برافتادن پرده اوضاع تغییر کرد. پس از فرو نشستن آتش جنگ داخلی، تاجیکستان امکان و فرصت آن را یافت که دوباره به موسیقی خود بپردازد. آوازخوانان موسیقی سنتی و مدرن تاجیکستان، از جوره بیک مراد گرفته تا عمر ضیایف و بهادر نعمتف، به حاشیه رفتند و ستاره های تازه ای در آسمان هنر تاجیکستان درخشیدن گرفتند.
حضور فراگیر زنان در موسیقی تاجیکستان آن را در میان کشورهای پارسی گو ممتاز کرد و شکوفایی موسیقی تاجیک توجه برخی از ایرانیان را برای نخستین بار به موسیقی همزبانانشان در آسیای میانه جلب کرد.
بهزاد بلور از برنامه زیگ زاگ بی بی سی، از معدود ایرانیانی است که تنها به شنیدن آن نوع موسیقی اکتفا نکردند، بلکه فرسنگ ها را پیمودند، تا از نزدیک با هنرمندان جدید تاجیکستان آشنا شوند و پای صحبتشان بنشینند، از گذشته شان بشنوند و از آینده شان بپرسند.
موسیقی تاجیکی لس آنجلسی می شود؟
بهزاد، از بس به موسیقی تاجیکی علاقه پیدا کرد، در صدد آن برآمد که به نحوی آن را به گوش مخاطبان ایرانی بیشتر برساند. او می گوید:
"یادم می آید، در لس آنجلس به هر دری زدم که شرکت های ایرانی آلبوم های تاجیکی را پخش کنند، اما هیچکس صدای این خواننده ها را نشنیده بود و به چشم خریداری به ترانه ها نگاه نکرد."
"حتا فروش ترانه های تاجیکی روی آی تیونز i-tunes ناموفق بود و آنجا بود که متوجه شدم، تاجیک ها هم مثل ایرانی ها نمى خواهند در ازاى موسیقی مورد علاقه شان پول بدهند و نسخه هایی با کیفیت پایین را ترجیح میدهند."
سرانجام، سال گذشته بود که شرکت پخش ترانه پارس ویدیو برای نخستین بار پخش آلبوم های یک آوازخوان موسیقی پاپ تاجیک (صدر الدین نجم الدین) را آغاز کرد. بهزاد می گوید، از شنیدن این مژده بسیار خرسند شده بود:
"چند هفته بعد اولین نماهنگ (کلیپ) صدر الدین از شبکه پی ام سی pmc پخش شد. با تشنگی نگاهش کردم و با ویدیوهای ساخت تاجیکستانش مقایسه کردم . یک کم دلخور شدم؛ چرا که تفاوتی با ویدیوهای ایرانی لس آنجلس نداشت و برخلاف نسخه تاجیکی همان ویدیو، صدرالدین بدون گروه رقص دختران تاجیک، تنها به نظر می رسید."
"بدتر از آن، تغییر چند بیت شعر آهنگ به سبک ایرانی و لهجه ایرانی صدرالدین در آهنگ بود. بدون شک ورود ترانه های تاجیک به جامعه ایرانی، اگر از راه لس آنجلس انجام بگیرد، با سلیقه و صلاحدید جو آن شهر، به موسیقی لس آنجلسی تاجیکی تبدیل خواهد شد."
اخلاقیات آوازخوانان تاجیک
بهزاد بلور به تاجیکستان و ازبکستان سفر کرد و تقریبا همه ستاره های موسیقی پاپ تاجیکستان را از نزدیک دید و از اخلاقیات استثنایی آنها در عجب ماند.
شگفت زده بود که این هنرمندان تا چه اندازه فروتن هستند و استقامت عجیبی در اجرای زنده دارند. برای نمونه، او شاهد اجرای صدرالدین در یک جشن عروسی بود و دید که چگونه این آوازخوان پرآوازه برای چهار ساعت ممتد، زیر برف و سرمای زمستان محفل را گرم کرد.
بهزاد از یک حقیقت دیگر مربوط به هنرمندان تاجیک هم آگاه شد: "جالب است بدانید که کمتر خواننده تاجیک هست که از راه برگزاری کنسرت در سالن های معروف، پول قابل توجهی دریافت کند و درآمد این خواننده ها عمدتا از جشن ها و عروسی ها تامین می شود و آلبوم هاشان با مبلغ کمی به شرکت های موسیقی فروخته می شود و در اصل، حکم تبلیغ و آگهی آن خواننده را دارد!"
با وجود این، بهزاد بلور معتقد است که موسیقی تاجیکی دوران طلائی خود را سپری می کند و دوره های تقلید و تاثیرپذیری از ترانه های ایرانی و روسی و حتا هندی را پشت سر گذاشته است.
نقاط ضعف و قوت موسیقی تاجیک
این همه را به حساب نقاط قوت موسیقی معاصر تاجیک می گذاریم و از بهزاد بلور می خواهیم که نقاط ضعف آن را برشمرد:
" نقطه ضعف موسیقی روز تاجیک، ترانه های ضعیفش است. هنوز بین خواننده ها جا نیفتاده که کار ترانه سرایی را به شاعر بسپارند! بیشتر ترانه ها ساخته خواننده یا آهنگساز است."
"جملات فارسی تاجیکی، به سبک قرن هفتم هجری، ولی با ادبیات بعد از سلطه روسیه بیشتر ترانه های روز را بی معنا کرده است. د رحالی که شاعران جوان و گمنام بسیاری در گوشه دفترچه های مدرسه و دانشگاه شعرهای امروزی شان را خط خطی می کنند."
بهزاد بلور دوباره به ذکر نقاط قوت موسیقی مدرن تاجیکی بر می گردد:
"بر خلاف ایران، تاجیک ها تعداد زیادی خواننده زن دارند که به راحتی می توانند بین ایرانی ها محبوبیت پیدا کنند. به ویژه که در موسیقی ایرانی جای ترانه های افغانستانى خالی و خالی ترشده و زمینه برای محبوبیت ترانه های فارسی از آن سوی مرزها بسیار مناسب است."
"کمتر ایرانی ای را دیدم که بعد از شنیدن ترانه های شبنم و دیدن ویدیویش طرفدار او نشده باشد یا بارها و بارها ترانه های منیژه را در برنامه ترانه های درخواستی تقاضا نکند."
منیژه دولت همان آوازخوان تاجیکی است که سال ۲۰۰۶ میلادی به افغانستان رفت و نخستین زنی شد که پس از سال ها سکوت مطلق زنان در این کشور روی صحنه رفت، آواز خواند و رقصید. این شجاعت منیژه را خبرگزاری های مستقر در افغانستان گزارش کردند.
اما به نظر بهزاد بلور، تکلیف آوازخوانان مرد برای مطرح شدن در جهان فراخ تر پارسی زبان به مراتب سخت تر است:
"توقع ایرانی ها در برابر خواننده های مرد تاجیک بسیار بالاست و فعلا این که خواننده ای (به جز صدرالدین) بتواند قد علم کند، بعید به نظر می آید."
بهزاد بلور در پایان ارزیابی اش از موسیقی مدرن تاجیکی می گوید:
"موسیقی تاجیکی در این دو سال گذشته راه های جدیدی را برای محبوبیت در بین ایرانیان پیدا کرده و با وجود شرکت های تولید موسیقی ای مثل "سروش" که سعی دارند استانداردهای جهانی را در صنعت موسیقی تاجیک به اجرا بگذارند ( پخش آلبوم با کیفیت بالا؛ ساختن ویدیوهای پرخرج و برگزارى کنسرت) شکی نيست که صدای ترانه های تاجیک، لابلای ترانه های ایرانی، شنیده خواهد شد و حتا ملودی ها و ریتم های متفاوت تاجیک، هنرمندان ایرانی را به فکر ساختن ترانه های جدیدی مى اندازد."
برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید
به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید
ارسال مطلب