مقالات و گزارش هایی درباره تاجیکستان
۰۱ آوریل ۲۰۰۸ - ۱۳ فروردین ۱۳۸۷
شايد قدمت سيزده بدر به اندازه قدمت جشن نوروز باشد، اما منابع تاريخی در اين باره اطلاع دقيقى نمى دهند. آن چه روشن است، پيوند مستقيم آن با جشن نوروز يا اعتدال بهاری است که در بابل باستان نيز دوازده روز به درازا می کشيد.
در فرهنگ ايرانی مردم سيزدهمين روز سال را در بيرون از خانه هايشان سپری می کنند تا بدين گونه از گجستگی يا نحوست شماره ١٣ فرار کنند. اين جشن اکنون در ايران و بخش هايی از افغانستان با همين نام سيزده بدر مشهور است.
مردم هرات در غرب افغانستان سیزدهمین روز اول سال را روزی می دانند که در آن سرنوشت روزهای آینده سال رقم می خورد. دختران آن را روز گشایش بخت خود می دانند.
آنها در چنین روزی به تفرجگاه هایی در کنار هریرود، دشت شیدایی و یا منطقه کرخ می روند و فرشی بر روی سبزه زار ها می گسترانند و تا پایان روز به شادمانی می پردازند.
باور بر این است که اگر در سیزده بدر کسی در خانه بماند و بدر نرود، کارش در همه روزهای سال فروبسته خواهد بود و گشایشی پدید نخواهد آمد.
در قدیم زنان با خود دایره می بردند و سرودهای ویژه این روز را با دایره می خواندند امروزه دایره زدن در تفرجگاه های سیزده بدر خیلی رایج نیست اما هنوز عده ای به این رسم پایبند مانده اند.
در روزگار طالبان که برگزاری این جشن ممنوع بود، مردم به باغ هایی می رفتند که با دیوارهایی محصور شده بودند تا طالبان متوجه حضور مردم در باغ نشوند.
روستائیان هرات نوعی کیک یا نان سنتی در این روز می پزند که اسم آن قلفی است با فتح قاف و کسر لام. آن را در دیگ یا قلف می گذارند ودر تنور زیر آتش می کنند. اما شهرنشینان یک بار دیگر هفت میوه آماده می کنند.
مردان به پهلوانی و کودکان هم به اسبک سواری و چرخ فلک سواری می پردازند.
شهر هرات در این روز به حال نیمه تعطیل در می آید، هر چند این روز تعطیل رسمی نیست اما حکومت های مختلف پیوسته به این نکته توجه داشته اند که اهالی این شهر در سیزدهمین روز حمل (فروردین) به بیرون از شهر می روند و تا حدود زیادی تلاش کرده اند به این سنت قدیمی احترام بگذارند.
اما در تاجيکستان که جشن های نوروزی آن در دوره شوروی به چهار تا پنج روز خلاصه شده، سيزدهم فروردين (اول آوريل) "روز خنده" است که ظاهرا با سيزده بدر ريشه ای واحد دارد، اما از راه اروپا به آسيای ميانه راه يافته است.
روز خنده همان "روز احمق"هاى مرسوم در غرب است. در اين روز دوستان و نزديکان سر به سر هم می گذارند و شوخی می کنند و به همديگر دورغ های باور کردنی می گويند که شبيه "دروغ سيزده" در ايران است.
يکی از دروغ های اول آوريل که در پی فروپاشی شوروی در مطبوعات تاجيکستان مکررا منتشر شده، برگزاری کنسرت گوگوش، آوازخوان موسيقی پاپ ايرانی در شهر دوشنبه بود که از بس تکرار شد ديگر لطفش را از دست داد و دروغ های تازه اختراع شد.
تاجيکستان "روز خنده" را از طريق روسيه از اروپا به وام گرفته است. تاريخ آن در اروپا هم مبهم است. اما همه نوشته های تاريخی به پيوند آن با سال نو پيشين اروپا طبق سالشماری ژوليوسی اشاره می کنند که در همان روز نوروز (٢١ مارس) بوده است.
جشن سال نو اروپايی ها هم تا روز اول آوريل (سيزدهم فروردين) ادامه داشت. در پی پذيرش سالشماری گرگوری و انتقال سال نو به اول ژانويه در اواخر سده ١٦ ميلادی، برای ساليان متمادی افراد زيادی بی خبر از تغيير تقويم، روز اول آوريل را به عنوان پايان جشن های سال نو تجليل می کردند.
آنانی که از تغيير تقويم آگاه بودند و از آن حمايت می کردند، افراد ناآگاه را به سخره می کشيدند و برايشان هدايای توخالی می فرستادند يا آنها را به جشن هايی دعوت می کردند که برپا نبود.
در تاجيکستان همه از پيوند اول آوريل با سيزده بدر آگاه نيستند و آن را يادگاری از دوران شوروی می دانند.
عبدالفتاح شفيع يف، همکار ما در شهر دوشنبه تاجيکستان، در باره روز خنده در تاجيکستان می گويد: "روز اول آوريل به دست مردم تاجيکستان بهانه ای می دهد تا به حال خود و نابسامانی های اقتصادی کشور خود بخندند. و اگر کسی گول حرف های دروغشان را خورد، با خنده می گويند: "اول آوريل به کسی باور نکن."
مطلب مصور اين صفحه حاوی داستان هائى از اول آوريل امسال در تاجيکستان است.
برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید
به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید
ارسال مطلب
۱۲ مارس ۲۰۰۸ - ۲۲ اسفند ۱۳۸۶
گرزم تاجیکفر
سپیده دمان در شهر دوشنبه، پایتخت تاجیکستان، زنان نارنجی پوشی را می توان دید که جارو و بیل و کلنگ به دوش، گروه گروه جاده ها را می روبند و علف های هرزه را می چینند و زمین را صاف می کنند. این زنان رفتگران شهر اند که شمارشان بیش از دو هزار تن برآورد شده است و حقوق هر کدام آنها ١٠٠ سامانی، معادل ٣٠ دلار آمریکايى در ماه است.
اکثر زنان رفتگر از کمبود دستمزد گلایه می کنند، اما همان را هم بهتر از هیچ می دانند. بسیاری از آنها نگران اند که ساعت ها کار در جاده های گردآلود و در سرمای پرحادثه امسال به سلامتشان لطمه زده است.
شماری از این زنان در گذشته در کارخانه های مختلف کار می کردند که امروزه درهایشان بسته است. بسیاری از آنها معتقد اند که بحران اقتصادی کشور طی چندین سال اخیر جایگاه زن تاجیک را در جامعه کاهش داده است و اکنون بار گران روزگار در بسیاری از خانواده ها بر دوش زنان افتاده است.
برخی از آنها خود و همراهانشان را دلداری می دهند که رهگذران (عابران) زحمات رفتگران را تقدیر می کنند و آنها را می ستایند که در سرمای زمهریر با دستمزدی اندک کنار خیابان ها و سطح پی راهه (پیاده رو) ها را از برف و یخ پاک کرده اند.
ساجده صالحوا، یک زن شصت ساله است که طی سی سال از عمرش کوچه و خیابان های شهر دوشنبه را جارو زده است. اما این سی سال زحمت رفتگری برای او و همتایانش امتیازی را در پی نداشته است. بانو صالحوا رفتگری را یک نوع کار "سیاه" (ساده) می داند که هر کسی حاضر به انجامش نیست، چون زحمت فراوان و اجر اندکی دارد.
اکنون ساجده صالحوا رهبر گروهی از رفتگران ناحیه سینای شهر دوشنبه است که ششصد زن و ده مرد عضو آن هستند. او می گوید، مردان تاجیک غالبا مایل نیستند به رفتگری تن دهند و سراغ شغل های دیگری را میگیرند. بسیاری از مردها برای تامین معاش به طور موسمی به روسیه و کشورهای دیگر مهاجرت میکنند. اما زنانی که تحصیل نکردهاند و امکان رها کردن خانواده های خود و پیوستن به بازار کار کشورهای دیگر را ندارند، مجبور اند کارهای ساده ای به مانند رفتگری انجام دهند.
رفتگران کهنه کار دوشنبه میگویند که شرایط کارشان در دوران شوروی بهتر بوده است. آنها دست کم میدانستند که کارشان صرفا روفتن خیابانهاست. اما اکنون آنها مجبور اند، افزون بر جارو زدن، زیر آفتاب داغ تابستان علف های هرزه را بدروند و از گل و درخت های شهر مواظبت کنند. جمع آوری برگهای زرد فراوان خیابانها در فصل پاییز و پاک کردن سطح شهر از برف و یخ در فصل زمستان هم جزو وظایف رفتگران است.
با این که زن ها حدود شصت درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهند، حضور آنان در عرصه سیاسی و اجتماعی چندان چشمگیر نیست. تعداد نمایندگان زن در مجلس سفلای تاجیکستان ١٨ درصد و در مجلس علیا کمتر از ١٢ درصد است.
در راس شمار اندکی از وزارتخانه های کشور نیز زنان قرار دارند. اما آنچه آشکار است، ناکارآمدی برنامه هایی است که گفته می شود برای جلب تعداد بیشتر زنان به امور سیاسی و اجتماعی انجام می شود.
از سوی دیگر، اکنون زنان بیشتر از گذشته مشغول کار در بیرون از خانه هایشان هستند. در دوره جنگ جهانی دوم به دلیل پیوستن مردها به صفوف ارتش زن ها به طور دسته جمعی رو به کارخانه ها آورده بودند تا جای خالی مردان را پر کنند. حالا هم نبود مرد خانواده باعث شده که بیشتر زن ها شغلی را بیرون از خانه اختیار کنند، اما به دلیل بسته بودن اکثر کارخانه ها بخش اعظم آنها مجبور اند کارهای ساده ای چون دست فروشی و رفتگری را انجام دهند.
همه این زن ها در روز جهانى زن، هشتم مارس، از کارفرمایان و مردان خانواده هاشان هدیه دریافت می کنند. اين سنت بازمانده از دوران شوروی است.
برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید
به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید
ارسال مطلب
۰۸ مارس ۲۰۰۸ - ۱۸ اسفند ۱۳۸۶
آریا مومن زاده
اگر به برگزاری جشن هشتم مارس، روز جهانى زن، در تاجیکستان نگاهی دقیق بیندازیم، میبینیم که اين مراسم به یک آیین ملی تبدیل شده است. تقریبا هر نوع حزب و گروهی، امروز به صفوف برگزار کنندگان «روز جهانی زن» پیوسته است. سازمان ملل هشتم مارس را به عنوان روز بین المللی زن به رسمیت شناخته است.
مبارزات زنان کارگر برای اعطای حق رای به زنان، توسط سوسیالیستها راه اندازی شده بود و راهپیمایی های اعتراضی آنان روز بخصوصی نداشت. اما سال ١٩١١ در کنفرانس زنان سوسیالیست در کپنهاگ کلارا زتکین آلمانی پیشنهاد کرد که یک روز به عنوان روز جنبش جهانی زنان برگزیده شود. انتخاب روی هشتم مارس قرار گرفت.
در سال ١٩٢١ دومین کنفرانس زنان کمونیست در مسکو نیز تصمیم گرفت که روز جهانی زن همهساله در یک تاریخ مشخص جشن گرفته شود. و آنجا هم هشتم مارس به عنوان این روز ویژه پذیرفته شد. در واقع، این روز سالروز تظاهرات زنان کارگر پتروگراد (سن پترزبورگ) بود که با آغاز جنبش های انقلابی مصادف شده بود.
هم اکنون در ده ها کشور جهان، از کوبا و کامرون گرفته تا ایتالیا و آلبانی و مقدونیه و ویتنام و کشورهای شوروی پیشین روز هشتم مارس تعطیل رسمی است.
در کشورهایی چون تاجیکستان این روز آب و رنگ سیاسی اش را باخته است و با فرهنگ مردم عجین شده است. هشتم مارس در تاجیکستان آمیزه ای از روز مادر و روز والنتین در کشورهای غربی است.
این روز به مردان بهانه ای می دهد تا مهر خود را به زنان اطرافشان بیان کنند. در این روز مادران از یکایک فرزندانشان هدیه دریافت می کنند و مردان جوان به دختران محبوبشان دستهگل و کادو تقدیم میکنند و زنان متاهل نیز از شوهرانشان هدیه می گیرند.
در محافل خانوادگی مردها تلاش می کنند امور خانه داری را به کلی به دوش خود بگیرند و به زنان یک روز آسایش بدهند. یعنی وظایف آراستن سفره و تهیه غذا توسط مردان خانواده صورت می گیرد.
در موسسات و کارخانهها نیز چند روز قبل از هشتم مارس مراسم ویژه برگزار می شود و به همه کارگران و کارمندان زن هديه هائى داده مى شود. در مدارس و کودکستانها در وصف زن و مادر شعرخوانی می کنند و پسران به دختران با کارت و گل و کادو شادباش می گویند. شبکههای رادیو و و تلویزیون هم برنامه های ویژه زنان پخش می کنند.
خلاصه، هیج زنی در تاجیکستان در روز هشتم مارس بی توجه نمی ماند و شاخه گل، یا هدیه ای از نزدیکان و بستگانش دریافت می کند. جالب تر از همه این است كه هر مرد رهگذر ناآشنایی هم روز زن و مادر را به عابران زن شادباش می گوید.
در گزارش مصور این صفحه شماری از استادان و دانشجویان تاجیکستان از جشن هشتم مارس در این کشور می گویند.
برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید
به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید
ارسال مطلب
۱۵ فوریه ۲۰۰۸ - ۲۶ بهمن ۱۳۸۶
عبدالفتاح شفيع يف
سرمای بسيار شديدی که در زمستان جاری بسياری از کشور های شرقی را فرا گرفته، در نيم قرن اخير بی سابقه ارزيابی شده است. اين سرما منطقه پهناوری از آسيای ميانه وافغانستان گرفته تا ايران و چين را به چالش کشيده است و خبرگزاری ها از مرگ و مير مردم و احشام در کشور های فقير اين گستره خبر می دهند.
در تاجيکستان که فقيرترين کشور شوروی پيشين محسوب می شود، موج سرما بحران فراگير انرژی را به همراه آورده و زندگی روزمره مردم کشور را مختل کرده است.
اکنون سرما به آهستگی تاجيکستان را رها می کند، اما ظاهرا بحران انرژی ماندگار است. به گونه ای که اکنون نيروی برق برای ساکنان پايتخت تاجيکستان هم جيره بندی شده است و فقط ده ساعت در طول شبانه روز خانه های مردم می تواند روشن و گرم بماند. بسياری از مناطق ديگر، به ويژه روستا ها از برق به کلی محروم شده اند.
مقصر اين بحران رسما سرمای کم نظير منطقه عنوان می شود. بر اثر سرما، آبی که به سد نارک می ريخت و برق بخش عظيمی از کشور را تامين می کرد، يخ بست. در نتيجه، ميزان آب آب انبار (سد) نارک پايين آمد و در عين حال، نياز مردم به برق به مراتب بالا رفت. سرمای قهرتون (زمهرير) همچنين باعث شد که کشورهای همسايه حجم برق انتقالی به تاجيکستان را کاهش دهند، چون خود آنها نيز با سرمای غيرمعمولی دست و پنجه نرم می کنند.
اما دانستن اين موضوع درد مردم را دوا نمی کند. تنها چيزی که آنها می خواهند، پايان هر چه زودتر سرما و ظلمت زمستان است. افرادی که لرزه های هولناک را قبلا تنها در سيبری روسيه تجربه کرده بودند، اکنون به همان شيوه، نه تنها در خيابان ها، بلکه در خانه های سرد و تاريک خود نيز می لرزند.
بر اثر بی برقی و مشکل تردد، قيمت مواد غذايی و سوخت بالا رفته و پس اندازهای ناچيز مردم صرف خريد غذا و سوخت و دارو می شود. سرما افراد زيادی را بسترى كرده اما بيشتر بيماران رخت خانه را بر بستر بيمارستان ترجيح داده اند چون می دانند که وضعيت در بيمارستان ها بدتر است.
در زايشگاه ها بعضى نوزادان بر اثر نبود گرما و برق چشم بر جهان ناگشوده بربستند. دليل مرگ و مير نوزادان را بعضى کارشناسان سرما و نبود برق عنوان کردند، اما اين ادعا از سوی مقامات تکذيب شده است.
بيشترين رنج زمستانی را ساکنان بناهای چندين طبقه می بينند. در اين ساختمان ها آسانسور ها از کار افتاده اند و تلمبه برقی هم چهارده ساعت در شبانه روز خاموش است. آب در لوله ها يخ زده و بسياری از لوله ها را ترکانده است. فاضلاب يخ زده است و مردم برای قضای حاجت مجبورند از خانه بيرون بروند در حالى که قبل از اين زمستان تصور چنين عملی هم برايشان سخت بود.
بسياری از اين ساختمان ها از جنس بتون است. بتون بر شدت سرما می افزايد و استخوان ساکنان را به درد می آورد. مردم با لباس گرم چند لايه به بيرون می روند و با همان لباس زير پتو می روند.
تاجيکستان شايد تنها کشور جهان باشد که با داشتن ذخاير عظيم آب نمی تواند دستکم پايتخت خود را با نيروی برق تامين کند. اين نخستين زمستان نيست که تاجيکستان را به گرداب بحران انرژی کشانده است.
جالب اينجاست که چرخه نخستين دستگاه نيروگاه آبی جديد سنگتوده يک در نيمه ماه ژانويه به گردش افتاد. مقامات کشور به هنگام گشايش اين دستگاه قول دادند که از اين به بعد مردم کشور يک ساعت بيشتر نيروی برق دريافت خواهند کرد. اما در واقع، ميزان انتقال برق به خانه های مردم به مراتب کاهش يافت و زمستان سخت را برايشان سخت تر کرد.
برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید
به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید
ارسال مطلب
۱۱ فوریه ۲۰۰۸ - ۲۲ بهمن ۱۳۸۶
گرزم تاجيک فر
بر خلاف ديگر کشور های آسيای ميانه، تاجيکستان ارتش خود را بر پايه واحد های نظامی بازمانده از اتحاد شوروی بنا ننهاد. آن واحدها به طور خودکار تحت فرماندهی لشکر موتوريزه دويست و يکم روسيه قرار گرفتند.
حضور نيروهای مسلح روسيه در خاک کشور و آغاز جنگ داخلی در پی فروپاشی شوروی باعث شد که تاجيکستان ارتش ملی خود را رسما حدود سه سال پس از کسب استقلال، در ماه آوريل سال ١٩٩٤ سازمان دهد. اکنون نيروهای مسلح تاجيکستان مرکب از نيروی پياده نظام، نيروی هوايی، پدافند هوايی، گارد ملی رياست جمهوری و نيروهای امنيتی داخلی و مرزی است.
نابسامانی های داخلی در دهه ١٩٩٠ تا حدی باعث هرج و مرج در ارتش ملی نيز شده بود، به گونه ای که جلب جوانان واجد شرايط خدمت به ارتش کار سهلی نبود و شمار زيادی از سربازان به دليل ضعف انتظام و شرايط سخت ارتش، صفوف آن را پيش از موعد ترک می کردند.
با اين که گفته می شود، شرايط خدمت در ارتش تاجيکستان نسبتا بهتر شده است، همچنان شماری از جوانان واجد شرايط سربازی در جريان گرفت و گير های وزارت دفاع بازداشت و به ارتش اعزام می شوند.
بيژن رسولف، ساکن ٢١ ساله استان سغد تاجيکستان، بيش از نه ماه است که در صفوف ارتش ملی در شهر دوشنبه خدمت نظام وظيفه انجام می دهد و تا پايان مدت خدمتش يک سال و سه ماه ديگر باقی است. بيژن می گويد، پس از پايان خدمت، دوباره برای تامين معاش به شهر مسکو خواهد رفت.
بيژن از جمله سربازان "شکارشده" است. وزارت دفاع تاجيکستان گاه عمليات گرفت و گير جوانان واجد شرايط خدمت نظام وظيفه را انجام می دهد. جوانانی که بنا به دلايلی از خدمت سربازی سرپيچی می کنند، توسط ماموران وزارت دفاع بازداشت و به عنوان سرباز به واحدهای نظامی ارتش در نقاط مختلف کشور اعزام می شوند.
يکی از دلايل سرپيچی جوانان از خدمت نظام وظيفه شرايط طاقت فرسای زندگی در سربازخانه هاست. اما بيژن می گويد، داستان هايی که چند سال پيش در باره ارتش شنيده بود، رعب انگيز تر از واقعيت های امروز ارتش است: نبود لباس و غذای مناسب، سربازخانه های عاری از شرايط ابتدايی برای اقامت، آزار و حتا شکنجه توسط افسران از رايج ترين داستان هايی بود که از سربازخانه ها به خانه های مردم راه می يافت. اما اکنون، به گفته او، شرايط به مراتب بهتر است، با اينکه هنوز هم بسياری از سربازان از نبود لباس گرم و شرايط مناسب برای اقامت در سردترين زمستان چند دهه اخير در کشور گلايه می کنند.
اما بختيار يک جوان ٢٠ ساله است که با وجود دو مورد فراخوان ارتش، از خدمت نظام وظيفه شانه خالی کرده است و اگر از همان اول به دعوت ارتش تن می داد، تا کنون فارغ شده بود.
او می گويد، دليل سرپيچی اش از خدمت سربازی شرايط خانوادگی اش است. او که پدرش را در جنگ داخلی از دست داده است، تنها نان آور يک خانواده پنج نفره است و اکنون تلاش می کند به جمع مهاجران کاری تاجيک در روسيه بپيوندد.
خانواده ها نيز خيلی راغب نيستند فرزندان خود را به ارتش گسيل کنند. خبرهای ناخوش کشته شدن چهار سرباز در شرق کشور و خودسوزی يک سرباز ديگر در جنوب، رعشه بر اندام پدر و مادران سربازان تازه کار می افکند. با اينکه گفته می شود اوضاع در ارتش بهتر از دوره جنگ داخلی است، اما شرايط نامناسب بهداشتی، کمبود خوراک و پوشاک و موارد اذيت و آزار سربازان توسط برخی از افسران مانع از الحاق داوطلبانه بسياری از جوانان به صفوف ارتش می شود.
اما وزارت دفاع تاجيکستان وضعيت در سربازخانه ها را برای خدمت نظام وظيفه مساعد می داند و می گويد که طی چهار سال اخير تعداد جوانانی که داوطلبانه به صفوف ارتش پيوسته اند، افزايش يافته است.
در گزارش مصورى كه پيرو باى محمد تهيه كرده حرف هاى بيژن و بختيار را در اين زمينه مى شنويد.
برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید
به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید
ارسال مطلب
۲۸ ژانویه ۲۰۰۸ - ۸ بهمن ۱۳۸۶
مبارکشاه گلجان
گاهی ما می خواهیم زمان را متوقف کنیم و جلو گذشتن وقت را بگیریم . آرزو می کنیم که بهترین روزهای زندگیمان بیشتر ادامه داشته باشد.
لحظه هایی می شود که می خواهیم منظره های جالب و جذابی را که تنها نظاره کننده اش هستیم، برای نزدیکان و بستگانمان هم نمایش بدهیم و حادثه اى را که شاهد آن شده ایم برای دیگران تعریف کنیم.
می خواهیم از هر لحظه زندگیمان خاطره ای داشته باشیم و تلاش می کنیم اگر این لحظات از شادی و سرور ما باشد، چیزی را به یادگار نگه داريم.
امروزها این کار خیلی ساده است. با گرفتن عکس یا نواری ما می توانیم بهترین لحظه های زندگیمان را برای همیشه با خود داشته باشیم. عکس بیانگر احساسات و نشان دهنده غم، شادی و نشاط ما است.
برای گرفتن عکس خوب باید عکاس دید خوب داشته باشد. چشم "بینا" و ذهن "جویا" کلید موفقیت عکاس است. این گفته درست است که اگر از یک منظره چند نفر عکس بگیرند، به ندرت می شود هماهنگی و یکرنگی در این عکس ها دید. چون هر عکاس دید خود را دارد و به اشیا از زاویه خودش نگاه می کند. و حتی اگر چند نفر از یک دوربین استفاده کنند، باز هم نمی توانند عکس همسان بگیرند، چون از دوربین شناخت های مختلف دارند.
من در دانشگاه تکنیکی تاجیکستان درس خوانده ام. اما از دوران دانش آموزی به عکاسی شوق و دلبستگی زیاد داشته ام.
همیشه در جستجو هستم و می کوشم عکس هایم گویای حرف نو و تازه ای باشد.
گرفتن عکس هم انرژی و هم دقت می خواهد. اما بعد از دیدن عکس، اگر در آن خود را موفق ببینی، از این موفقیت دو برابر بیشتر انرژی می گیری.
گزارش مصور اين صفحه در کارگاه آموزش گزارشگرى چندرسانه اى که در تاجيکستان برگزار شد تهيه شده است.
برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید
به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید
ارسال مطلب
۱۷ ژانویه ۲۰۰۸ - ۲۷ دی ۱۳۸۶
عبدالمؤمن شيرخان
هرچند قصابی، گوشت فروشی است، اما قصاب در تاجیکستان هم به معنای گوشت فروش است و هم کسی که چهارپا ذبح می کند.
در تاجیکستان که کشوری است با فرهنگ سنتی، برای هر پیشه ای، پیشینه و داستانی تقل می کنند. از همین رو، پیدایش قصابی را چون کسب ویژه به زمان های بسیار دور می برند و برخی حتی بر این باورند که پیشه قصابی از زمان حضرت ابراهیم به میراث مانده است.
آنها با اشاره به روایات دینی می گویند خداوند برای امتحان از پیامبر خود مى خواهد تا فرزندش اسماعیل را قربان کند. پس از آن که خداوند صداقت پیامبر خود را می سنجد، به او می گويد که گوسفند و شترها را به جای پسرش قربان کند.
مسلمانان همین روز امتحان ابراهیم توسط خداوند را با اسم عید قربان جشن مى گيرند.
در حال حاضر در تاجیکستان مثل گذشته کشتارگاههای دولتی وجود ندارد. در زمان شوروی در چند شهر عمده تاجیکستان قصاب خانه های مخصوص بنیاد شده بود که تکنولوژی کار قصابان را اجرا می کرد.
این قصابخانه ها با نام روسی "بوینیا" (کشتارگاه) میان مردم شناخته می شد، اما بعد از فروپاشی اتحاد شوروی این کشتارگاه ها مفلس شدند و از میان رفتند. هم اکنون این کار را قصابان حرفه ای در بازار و دیگر مراکز گوشت فروشی انجام می دهند. بعضی از قصابان از فضای کشتارگاه های پیشین استفاده می کنند و گوسفندهای خود را در آنجا می کشند.
در شهر دوشنبه، پایتخت، گوشت حیوانات بجز در بازارها و مغازه های خواربارفروشی در دو بازار مخصوص قصابی هم به فروش می رسد.
باید گفت که در تاجیکستان گوشت بز، گوسفند و گاو نسبت به مرغ و ماهی فروش بیشتر دارد و جشن و مراسمی نیست که بدون گوشت این حیوانات برگزار شود.
در دو سال اخیر در تاجیکستان گوشت نیز مثل دیگر مواد غذایی قیمت بی سابقه کسب کرده است. مثلا، یک کیلوگرم گوشت گاو، بز و گوسفند از ١٢ تا ١٤ سامانی ارزش دارد که معادل ٤-٥ دلار آمریکایی است. این برای ٦٥ در صد جمعیت تاجیکستان که زیر خط فقر زندگی می کنند، گران است.
کارشناسان دلیل گرانی قیمت گوشت در تاجیکستان را به صدور حیوانات زنده از تاجیکستان مربوط می دانند که در چند سال اخیر بیشتر شده است. سبب دیگر گرانی گوشت را کم شدن گوسفندپروری یا دامداری می دانند. به گفته کارشناسان، پرورش حیوانات و دامداری نسبت به زمان شوروی ده ها مرتبه کاهش یافته است.
گزارش مصور اين صفحه در کارگاه آموزش گزارشگرى چندرسانه اى که در تاجيکستان برگزار شد تهيه شده است.
برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید
به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید
ارسال مطلب
۳۱ دسامبر ۲۰۰۷ - ۱۰ دی ۱۳۸۶
گرزم تاجيک فر و پيرو بای محمد
با آغاز فصل سرما تاجیکان تدارک برای تجليل از جشن سال نو مسيحی را آغاز می کنند و با فرارسیدن بهار به استقبال سال نو ملی خود نوروز می روند.
با اين که اکثريت جمعيت تاجيکستان مسلمانند، آغاز فصل سرما در اين کشور، سرآغاز تدارکات تاجيکان برای تجليل از جشن سال نو مسيحی است.
يک ماه قبل از فرا رسيدن سال نو ميلادی جاده ها و خيابان ها آراسته و چراغانی می شوند، در دفترها و خانه ها درخت کاج مزين با آويزه های رنگين نصب می شود و در مدرسه ها و موسسات برنامه های جشنی برپا می شود.
نوجوانان در اين جشن ها دور گردنشان شلشله های براق می اندازند و به رخسارشان ماسک حيواناتی چون خرس و شير و روباه را می کشند يا لباس قهرمانان افسانه ای را به تن می کنند و دور درخت کاج می خوانند و می رقصند.
طی اين روزها نوشته "سال نو مبارک" را در سراسر کشور می توان ديد و مردم به همديگر سال نو را از پيش شادباش می گويند و آرزو های نيک می کنند.
شبکه های تلويزيونی نيز در اين موسم پر از برنامه های ويژه سال نو است. قيمت ها در بازار ها و فروشگاه ها پايين تر از روزهای معمولی سال است و تعداد خريداران هم بيشتر از پيش است.
برای تجليل از سال نو ميلادی تاجيک ها تلاش می کنند خوان های پرناز و نعمت بگسترند تا در جمع اعضای خانواده و دوستان نزديک شب ٣١ دسامبر را تا بامداد يکم ژانويه بيدار بمانند و به شادی و سرور بگذرانند.
سفره تاجيکی در شب سال نو افزون بر غذاهای معمولی حاوی "حسيب" و لرزانک کله پاچه هم هست که ميان مردم اسلاو هم رايج است. حسيب، نوعی کالباس سنتی دست پخت است که عمدتا از روده و گوشت گاو تهيه می شود. در کنار آن حتما انواع سالاد و سبزيجات گذاشته می شود.
با اين که همه نوروز را سال نو ملی خود می دانند، اکثرا در تجليل از سال نو مسيحی نيز کوتاه نمی آيند، چون تقويم در تاجيکستان ميلادی است و با تحويل سال کهنه تاجيکستان رسما وارد سالی نو می شود. مقمات در آستانه سال نو گزارش های سالانه خود را تدوين می کنند و رهبر کشور در روز سال نو پيام شادباش رسمی مى فرستد.
قبل از ٣١ دسامبر موسسات و شرکت ها به تعداد فرزندان خردسال کارمندانشان هدايای سال نو توزيع می کنند که غالبا عبارت است از شکلات و بيسکويت و انواع ديگر شيرينی ها و اسباب بازی.
دريافت هدايا سال نو را برای کودکان هيجان انگيز تر و شادی بخش تر می کند. در شهرهای بزرگ کودکان خانواده های ميانه حال معمولا تا نيمه شب روز ٣١ دسامبر در انتظار ورود بابای برفی (پاپا نوئل) و برفک (نوه پاپا نوئل) بيدار می مانند و می دانند که بابای برفی با کولباری از هدايا خواهد آمد. پدر و مادران برای شادی بيشتر کودکانشان از پيش دو نفر را برای اجرای نقش بابای برفی و برفک اجير می کنند.
طی بيش از هفتاد سال حکومت شوروی که تجليل از سال نو الزامی بود و جشن نوروز مورد بی مهری مقامات قرار داشت، تاجيک ها به برپايی دو جشن سال نو خو گرفتند که يکی علنی و ديگری پنهان بود.
اما با وجود آزاد شدن نوروز در دوره پرسترويکا و با فروپاشی اتحاد شوروی و ايدئولوژی آن، بساط جشن سال نو مسيحی در تاجيکستان برچيده نشد، هرچند برخی از افراد معتقد به مکتب های خاص اسلام تجليل از سال نو مسيحی را ناروا می دانند. ولی تعداد بيشتر مردم سال نو مسيحی را نيز به عنوان بهانه ای برای خوشی و به ياد روزگار گذشته گرامی می دارند و حساب آن را از نوروز جدا می دانند، طوری که هر يک از اين دو جشن سال نو، تدارکات، غذا، آرايش ها و صورت خاص خود را دارد.
بدين گونه، مردم تاجيکستان دو سال نو دارند: يکی در نيمه شب ٣١ دسامبر آغاز می شود و تا يکم ژانويه ادامه دارد که سال نو رسمی است و ديگری، نوروز است که به عنوان سال نو ملی همه ساله از آن در روز ٢١ مارس تجليل می شود.
برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد
به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید
ارسال مطلب
۱۳ دسامبر ۲۰۰۷ - ۲۲ آذر ۱۳۸۶
جهانگير سلطان
همه ساله صدها هزار شهروند تاجیکستان به خاطر تأمین روزگار خویش به مهاجرت اقتصادی رو می آورند. این کارگران بیشتر به روسیه و دیگر کشورهای سابق اتحاد شوروی سفر می کنند. پولی که آنان از خارج برای خانواده های خود می فرستند، از مبالغ اصلی بودجه سالانۀ دولتی تاجیکستان است.
در آمار غیررسمی تعداد مهاجران تاجیک بیش از یک میلیون نفر ذکر شده و در آمار رسمی رقم ششصد هزار تن را نوشته اند. در تاجیکستان مهاجران کاری را معمولا مردِکار می گویند.
نه همۀ مردکاران می توانند رسماً در این کشورها کار خوب پیدا کنند. بنابر این مجبورند به خاطر دریافت مبلغ ناچیزی به کارهایی مثل ارابه کشی، باربری (حمالی)، کارگری ساختمانی و دیگر کارهای سنگین دست بزنند.
از آنجا که سفر بیشتر این مهاجران غیر رسمی است، آنها اسناد و مدارکی را که جوابگوی طلبات (نيازها) قوانین کشورهای مربوطه است، با خود ندارند.
معمولا پلیس این کشورها از این وضع به منافع شخصی خویش سوء استفاده می کند. آنها مردکاران را سر هر راه و گذری بازداشت نموده به بهانه نداشتن اسناد و یا موافق نبودن آن اسناد با قوانین این کشور از آنها پول می ستانند.
به این دلیل بسیار ی از مهاجران کاری نمی توانند مدت ها برای خانواده های خویش پول بفرستند. برخی از آنها نیز مورد سوء استفاده باندهای تبهکار قرار می گیرند و یا قربانی خشونت و نژاد پرستی می شوند.
در میان این مردکاران هستند نفرانی که به علت از سر گرفتن حیات دیگر در این کشورها تأمین روزگار خانواده های خویش در تاجیکستان را فراموش می کنند و یا در آنجا زن دیگر می گیرند.
یوسف یگانه (تنها) پسر بابا عبدالله از جملۀ این کسان است. بابا عبدالله چون دید که از یوسف و از پول او دیر باز خبری نیست، با وجود بازنشستگی ارابه ای اجاره گرفته و رو به بازار سخاوت در مرکز شهر دوشنبه کرد تا مبلغی به سختی برای زندگی به دست آورد و برای همسر بیمارش دارو بخرد.
اینک شما و قصه بابا عبدالله و یوسف گمگشته او. اين گزارش مصور در کارگاه آموزش گزارشگرى چندرسانه اى که در تاجيکستان برگزار شد تهيه شده است.
در همين زمينه:
گزارشگرى چندرسانه اى در تاجيکستان
برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید
به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید
ارسال مطلب
۲۹ نوامبر ۲۰۰۷ - ۸ آذر ۱۳۸۶
حسن آرا ميرزا
اگر خواسته باشید بدانید که هنر موسیقی امروز تاجیک در کجا جريان دارد باید به خیابان باختر، یکی از خیابان های مرکزی و پر درخت شهر دوشنبه، بروید. چون هنگام گذر از این خیابان حتی اگر چشمانتان به نوشته "آثارخانه گورمینج" به سه زبان تاجیکی، انگلیسی و روسی نیفتد، از صدای موسیقی خوش نوایی که از داخل ساختمان به گوش می رسد، متوجه می شوید که این جا باید مکانی هنری و فرهنگی باشد.
آین آثارخانه یا موزه را گورمینج ذوقی بیک، هنرمند سرشناس تئاتر و سینمای تاجیک بنیاد کرده است. او موسیقی شناسی بود که ٤٠ سال عمر خود را به جمع آوری سازهای مناطق مختلف تاجیکستان و کشورهای آسیای میانه و حتا دورافتاده ترین روستا ها سپری کرد.
او بیشتر سازها را از مردم خریداری می کرد ولی برخی از سازها را ساکنان مناطق مختلف تاجیکستان به عنوان ارمغان به آقای ذوقی بیک مى دادند.
سرانجام و پس از گرداوری سازها، گورمینج حدود ٢٠ سال قبل این آثارخانه را تاسیس کرد و هم اکنون تماشاگران از گوشه و کنار تاجیکستان و نیز مهمانان و جهانگردان برای دیدن این موزه می آیند.
ساختمان آثارخانه عبارت از چند اتاق و محوطه اى با صحنه تابستانه برای کنسرت است.
در دوران جنگ داخلی در تاجیکستان، درسال های آخر قرن پیش، دست اندرکاران این آثارخانه توانستند از سازهای جمع آورى شده، که در میان آنها سازهای خیلی قدیمی نیز هست، مراقبت کنند. بعضی از سازهای موزه بسیار کهنه اند و از جمله رباب بدخشی این آثارخانه تقریبا ٣٠٠ سال عمر دارد.
اما این یک موزه معمولی نیست. یکی از ویژگی هاى این موزه این است که همه سازهائى که در آن نگهداری می شود قابل استفاده اند، یعنی شما اگر بخواهید، می توانید سازها را بردارید و با آن سازها موسیقی بنوازید.
در این مکان پرشور و زنده نوازندگان و آوازخوانان را می توانید ببینید که مشغول تمرین و مشق هستند. دو گروه مشهور تاجیکستان یعنی گروه "شمس" و گروه "سماع" در این موزه کوچک برخی اوقات کنسرت هایی هم اجرا می کنند.
یکی از مشهورترین کسانی که به این موزه رفت و آمد دارد ناب-آور چنار، آوازخوان گروه "شمس" است که شهرتی جهانی دارد.
گاهی دیدارکنندگان این موزه شاهد آن می شوند که موسیقی نوازان به کار جور کردن و کوک کردن رباب و سه تار مشغولند و موسیقی سنتی و نو و یا فلکلوری تاجیکی را نیز اجرا می کنند.
در آثارخانه گورمینج بجز سازهای مردمان گوناگون تاجیکستان و آسیای مرکزی، سازهای دیگر کشورها مثل ژاپن و کشورهای اروپایی نيز محفوظ است.
گزارش مصور اين صفحه در کارگاه آموزش گزارشگرى چندرسانه اى که در تاجيکستان برگزار شد تهيه شده است.
در همين زمينه:
گزارشگرى چندرسانه اى در تاجيکستان
برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید
به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید
ارسال مطلب