Jadid Online
جدید آنلاین
درباره ما تماس با ما Contact us About us
Subscribe to RSS - تاجیکستان
تاجیکستان

مقالات و گزارش هایی درباره تاجیکستان

قمر احرار

اگر در جستجوگر "گوگل" نام "بای‌محمد نیازف" را به خط سیریلیک جستجو کنید، به‌ناگزیر مطالبی حاصل جستجویتان خواهد بود که همگی مربوط به "تهمینه نیازوا"، برندۀ مسابقۀ موسیقی پاپ کشورهای شوروی پیشین در سال ۲۰۰۸ است. تهمینه نیازوا اکنون هم از خوانندگان مطرح موسیقی غربی در تاجیکستان است و ترانه‌های او به زبان‌های فارسی و روسی و انگلیسی در کوچه و خیابان‌های تاجیکستان مدام پخش می‌شود.

اما دلیل این تصادف گوگلی، نسبت تهمینه با "بای‌محمد نیازف" است که از سرآمدان موسیقی کلاسیک تاجیک در سدۀ بیستم میلادی بود. تهمینه نوۀ پسری "بای‌محمد نیازف" است. بای‌محمد  که در سال ۱۹۲۷ به دنیا آمد و هشتاد و دو سال زیست، خدمتی برای موسیقی تاجیکستان کرده‌است که شاید در هیچ نوع مسابقۀ موسیقی نتوان آن را ارج‌گذاری کرد. وی ضمن نت‌نگاری موسیقی سنتی تاجیک موسوم به "شش‌مقام" آهنگ‌هایی از خود به‌جای گذاشت که به نمونه‌های اصیل موسیقی سنتی تبدیل شد و در نبرد کشورهای همسایۀ تاجیکستان و ازبکستان بر سر وراثت "شش‌مقام" نقش کلیدی داشت.

ترانه "بت نازنین" با صدای تهمینه نیازوا، نوۀ بای محمد نیازف
بسیاری از موسیقی‌دانان تاجیکستان بر آنند که موسیقی سنتی این کشور را باید از تأثیر موسیقی ترکی و مغولی پالود. به ویژه لرزش‌های آوایی برخی از خوانندگان شش‌مقام بناچار شنونده را به جهان موسیقایی چینی و مغولی می‌کشانند. و با توجه به تاریخ سرزمین آسیای میانه چنین لرزش‌ها و تابش‌هایی از موسیقی بومی این خطه بعید نیست. اما بای‌محمد نیازف با پافشاری به اصالت تاجیکی موسیقی "شش‌مقام" که از نام آن هم برمی‌آید، در طول زندگی هنری خود با بیش از ۲۰۰ سرود و ترانه‌ای که خوانده و ضبط کرده‌است، تلاش کرد اصالت تاجیکی آنها را به ثبوت برساند. حاصل کاراو این بود که موسیقی‌دانانی چون "لاله طالس" موسیقی سنتی بای‌محمد نیازف را از شش‌مقام متداول در منطقۀ آسیای میانه مجزا دانستند و انگاشتند که نیازف با تکیه به ریشه‌های این نوع موسیقی آواز می‌خواند.

اجرای منحصربه‌فرد بای‌محمد نیازف باعث شد که او را به تالارهای باشکوه مسکو و لنین‌گراد (سن پترزبورگ) و سپس افغانستان فراخوانند و شاهد اجرای آفریده‌هایی باشند که به قول نیازف، از دل تاریخ برمی‌آمد و سراپا تاجیکی بود و به گوش شنوندگانش نامأنوس، اما دل‌نشین.

ترانه "ای جان من اسیرت" با اجرای بای محمد نیازف
بای‌محمد نیازف در مکانی روستایی در شمال تاجیکستان زندگی می‌کرد و در خلوت خود تازه‌هایی را وارد موسیقی کهن تاجیکی می‌کرد. وی در یکی از آخرین گفتگوهایش با بی‌بی‌سی فارسی تاریخ ایجاد یکی از بارزترین آفریده‌هایش در دهۀ ۱۹۵۰ میلادی را چنین تعریف می‌کند: "کتابی را از غزلیات "مُشفِقی" می‌خواندم و چند شعر را خواندم و خوابم برد. صبح زود داس در دست به درو علف رفتم و همان شعر را زمزمه می‌کردم و دریافتم که موسیقی مناسبی برای این شعر پیدا شد. داس را دور انداختم و دویدم سوی خانه و دستگاه ضبط را روشن کردم و ربابم را برداشتم و ترانۀ "ای جان من اسیرَت" را خواندم. چند روز بعد در تئاتر پوشکین شهر خجند این ترانه را اجرا کردم و شنونده‌ها پسندیدند. بعد از آن بود که ترانه را برای رادیو تاجیکستان ضبط کردم که هنوز هم پخش می‌شود".

می‌گویند که "احمد ظاهر"، پرآوازه‌ترین آوازخوان افغانستان، این آهنگ را بار نخست از طریق رادیو برون‌مرزی تاجیکستان با آواز بای‌محمد نیازف شندیده و به آن دل باخته بود. و سپس با دستکاری در موسیقی آن "ای جان من اسیرت" به یکی از محبوب‌ترین ترانه‌های احمد ظاهر تبدیل شد.

سیر تاریخی این غزل "مشفقی" ادامه داشت و تا به پایان سدۀ بیستم رسید و مبارک‌شاه میرزاشاه، از آوازخوانان محبوب موسیقی مردمی تاجیکستان، آن را با دست‌کاری جزئی تبدیل به آهنگی مدرن کرد و بازخواند. امروزه ریشه و اصالت موسیقایی این ترانه فراموش شده، اما "ای جان من اسیرَت" در تاجیکستان و افغانستان همچنان از ترانه‌های محبوب است.

"بای‌محمد نیازف" از خود شاگردان بنامی به جا گذاشته‌است که عنوان‌‌های رسمی به‌مراتب برتر از او دریافت کرده‌اند و شناخته‌شده‌ترند؛ به مانند "جوره‌بیک مراد"، هنرمند مردمی اتحاد شوروی و "مستانه ایرگــَشوا"، هنرمند ممتاز تاجیکستان، که هر دو از معروف‌ترین آوازخوانان تاجیکستانند. اما در مراسم یادبود او در سال ۲۰۰۹ پیدا بود که یاد و نام استاد در دل و ذهن شاگردان نام‌آورش جاودانه زنده است.

در گزارش مصور این صفحه مروری داریم بر زندگی سازندۀ این آهنگ جاودانه، زنده‌یاد بای‌محمد نیازف.

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
زرینه خوشوقت

اپرا و باله در تاجیکستان ِ دهۀ ۱۹۳۰ میلادی از انواع هنرهای ناشناخته بود. اما در پایان همان دهه و دقیقاً در سال ۱۹۳۹ بود که اپرا و باله سوار بر موج فراگیر انقلاب فرهنگی شوروی به تاجیکستان هم رسید و نخستین تمرین‌های رقصنده‌های باله در شهر دوشنبه انجام گرفت. در روز یکم مه همان سال نخستین نمایشنامۀ باله با نام "دو گل" با تهیۀ کاسیان گالیزوفسکی Kasyan Goleyzovsky، هنرمند زادۀ مسکو، در تاجیکستان اجرا شد و این آعازی بود برای هنر باله در این پاره از آسیای میانه.

اپرا و باله جدا از این که از مظاهر فرهنگ نوین تاجیکستان به شمار می‌آمد، ابزاری برای گسترش سیاست‌های فرهنگی دولت نوپای شوروی هم بود. از این رو فرهنگ‌گستران در مسکو به ترویج باله در سرزمین‌های باله‌ندیدۀ آسیایی‌شان توجه بسیار قایل بودند و زمینه را برای پرورش ستاره‌های بومی اپرا و باله فراهم کردند. آلکساندر پروتسنکو Aleksandr Protsenko، استاد رقص باله، از روسیه به تاجیکستان اعزام شد و پس از مدتی عنوان افتخاری "هنرمند ممتاز تاجیکستان" به او تعلق گرفت. دریافت این عنوان در دوران شوروی کار ساده‌ای نبود، اما پروتسنکو که همۀ نمایشنامه‌های آغاز فعالیت تئاتر اپرا و بالۀ شهر دوشنبه را تهیه کرده بود، به‌ناگزیر سزاوار این عنوان بود.

نخستین نمایشنامه‌های تئاتر اپرا و بالۀ صدرالدین عینی در شهر دوشنبه، پایتخت نوپای تاجیکستان، ساده بود، به مانند "اسبک گوژپشت" و "زیبای خفته". و چون هنرپیشگان جوان تاجیک از این امتحان کامیاب به در آمدند، "پروتسنکو" به نمایشمامه‌های کلاسیک‌تر روی آورد. در نمایشنامه‌های پروتسنکو غالباً هنرپیشه‌های تاجیک بازی می‌کردند. عزیره عظیموا، فاطمه صابروا و لطفی زاهدوا از جملۀ سرآمدان رقص باله در تاجیکستان بودند. جالب این‌جاست که ورود مردهای تاجیک به صحنۀ باله دیرتر اتفاق افتاد و در آغاز خود آلکساندر پروتسنکو بود که نقش مردها را اجرا می‌کرد. سپس "غفار وَلـَمـَت‌زاده" راه مردان تاجیک به صحنۀ باله را گشود.

در آغاز دهۀ ۱۹۶۰ بالۀ تاجیک به جزء برجستۀ هنر باله در سراسر اتحاد شوروی تبدیل شد. با پیوستن هنرآموختگان آکادمی بالۀ "واگانوا"ی سن پترزبورگ به جمع هنرمندان تئاتر اپرا و بالۀ شهر دوشنبه، هنر باله در تاجیکستان به‌کلی خودی شد و خون تاجیکی در شریان باله دویدن گرفت.

درخشان‌ترین ستارۀ این موج "ملکه صابروا" بود که در سن هجده‌سالگی وارد صحنۀ بزرگ باله شد و نام‌آور شد. اکنون تنها مدرسۀ موسیقی شبانه‌روزی شهر دوشنبه نام او را دارد و ساختمانی در دوشنبه که محل اقامت او بوده، لوحۀ افتخاری را بر پیش‌طاق خود حفظ کرده‌است. ملکه صابروا نه تنها در تاجیکستان مایۀ حیرت بینندگان بود، بلکه در روسیه نیز تحسین استادان رقص باله را برانگیخت و دارندۀ مدال طلای نخستین مسابقۀ بین‌المللی باله در شهر مسکو شد و دیگر تنها به تاجیکستان تعلق نداشت، بلکه مایۀ افتخار هنر بالۀ سراسر شوروی بود.

نخستین آفریدۀ ملکه صابروا نقش ژیزِل در نمایشنامۀ "ژیزِل" آدولف آدم Adolphe Adam بود که سال ۱۹۶۸ روی صحنۀ تئاتر اپرا و بالۀ عینی رفت. نقش "آلبرت"، محبوب ژیزل را مظفر برهانف بازی می‌کرد. این بازی برای ملکه و مظفر سرنوشت‌ساز شد و در پی آن هر دو با هم ازدواج کردند. مظفر برهانف نیز همراه با ملکه صابروا در آکادمی بالۀ سن پترزبورگ درس خوانده بود. ملکه صابروا تا پایان عمر کوتاهش در کنار مظفر برهانف ماند. اما تا سال ۱۹۸۲، تا سن ۳۹ سالگی‌اش که سرطان او را از میان ربود، ملکه صابروا، ملکۀ صحنۀ بالۀ تاجیکستان بود و هیچ نمایشنامه‌ای بدون حضور خیره‌کنندۀ او برگزار نمی‌شد. اجرای ملکه به اندازه‌ای جذاب و دیدنی بود که نمایشمامه‌های او در روسیه و دیگر جمهوری‌های شوروی هم بی‌وقفه روی صحنه می‌رفت.

با مرگ ملکه صابروا در روز ۲۷ فوریۀ ۱۹۸۲ بسیاری پنداشتند که هنر باله در تاجیکستان به خوابی گران خواهد رفت. اما در پی او هم ستاره‌های دیگری پرورده شدند، از جمله "فرخ روزی‌متف"، زادۀ شهر دوشنبه، که اکنون مقیم روسیه است و تا کنون در صحنه‌های بالۀ جهانی می‌‌درخشد.

پس از دوران کهولت یا خمودگی مزمنی که به جان بالۀ تاجیکستان افتاده بود و در پی گسستی که فروپاشی اتحاد شوروی به بار آورد، در پاییز سال گذشته جنبشی تازه تئاتر عینی را در کانون توجه هنرمندان قرار داد. همان نمایشنامۀ "ژیزل" که زمانی ملکه صابروا را روی صحنه می‌آورد، این بار در هیئت و نمایی تازه به اپرا و بالۀ تاجیک جان تازه بخشید. در گزارش مصور نخست این صفحه با مروری بر تاریخ بالۀ تاجیکستان به امروز تئاتر اپرا و بالۀ عینی هم نظری می‌اندازیم. در گزارش مصور دوم که زیورشاه محمدف تهیه کرده‌است، به یکی از تمرین‌های هنرپیشگان تئاتر اپرا و بالۀ شهر دوشنبه سر می‌زنیم.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
قمر احرار

در روستای قدیمی"خِستی‌وَرز" در نزدیکی شهر خجند، که  نامی سُغدی دارد، جمعی  از زنان در حال ساخت‌وساز سقف و پنجره و درهم شکستن یک قالب دیگر از قالب‌های اجتماعی هستند. طی قرن‌ها کار نجاری و درودگری و کنده‌کاری، کاری مردانه بود.  اما با گشایش کارگاه کنده‌کاری زنان "خِستی‌وَرزی" دیگر این شغل را نمی‌توان "صرفاً مردانه" دانست و چه بسا که در این روستا کنده‌کاری به شغلی تقریباً زنانه تبدیل شده‌است.
در حالی که مردان روستا برای تأمین معاش مجبور به پذیرفتن دشواری مهاجرت به روسیه و کشورهای دیگرند، زنان زیر فشار بار روزگار جای مردهای روستا را گرفته‌اند و با ظرافت زنانه روی تخته‌های در و پنجره گل و پرنده می‌آفرینند و از این راه به رفاه بیشتر دست یافته‌اند.

شماری از این زنان، مانند "آمنه توره‌بایوا"ی ۴۸ ساله، از نوجوانی به کنده‌کاری شغل داشته‌اند و در کارگاه جدید آنها را به چشم استاد می‌بینند و از مهارت‌های آنها می‌آموزند. خانم آمنه خشنود است که زنان محله با فرا گرفتن این شغل پیچیده و دشوار توانسته‌اند از ورطۀ فقر و بیکاری رها شوند.

در پی یک دورۀ طولانی بیکاری که زنان خستی‌ورز را دچار اندوه و گرفتاری کرده بود، "کامل‌جان ظهورف"، استاد کنده‌کاری در استان سغد، تصمیم گرفت کارگاهی را ویژۀ زنان تأسیس کند و هنرش را به آن ها آموزش دهد، تا بدین گونه مردم روستای خستی‌ورز هم به آب و نانی برسند. طی مدتی کوتاه ده‌ها تن از زنان، هنر کنده‌کاری را فرا گرفتند و بازار کارگاه گرم شد. فرآورده‌های کارگاه زنان خستی‌ورز به قیمت مناسب فروخته می‌شود و در و پنجره‌های شهر و روستاهای دور و نزدیک را می‌آراید.

افزون بر نقش و نگار در و پنجره‌ها، زنان خستی‌ورزی دسته و بدنۀ گهواره‌ها را هم با طرح‌های گل و بوته‌های بهاری و جانواران تزیین می‌کنند و حتا برای مقاماتِ عمدتاً مرد تریبون های‌ (یا به گفته تاجیکان منبر) منقش به نشان ملی تاجیکستان می‌سازند. و از خود سوال می‌کنند که دیگر چه شغل مردانه‌ای مانده که زنان عاجز از انجام دادنش باشند.

در گزارش مصور این صفحه صحنه‌هایی از کار کنده‌کاران زن روستای خستی‌ورز تاجیکستان را می‌بینید.

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
پرویز امینف

در تاجیکستان ۸۹ مدرسۀ شبانه‌روزی ویژۀ کودکان معلول وجود دارد که همگی از سوی دولت حمایت مالی می‌شوند. اما اخیراً مؤسسات مشابه مردم‌نهادی هم شکل گرفته‌اند که برخی‌شان وابسته به کمک‌های شخصی افراد بابضاعت جامعه هستند. و شماری هم به اهتمام سازمان‌های خیریۀ خارجی و بین‌المللی بنیاد یافته‌اند که مرکز بازپروری کودکان معلول "کشتی" از جملۀ آنهاست. مرکز "کشتی" در شهر دوشنبه برای توان‌بخشی به کودکان معلول، انواع بازی‌های ورزشی و ذهنی را به کار می‌برد و از استفاده از داروهای شیمیایی برای معالجۀ کودکان پرهیز می‌کند.

مرکز "کشتی" که سال ۲۰۰۸ با کمک مالی چند سازمان بین‌المللی پایه‌ریزی شد و به معالجۀ کودکان زیر شش سال پرداخت، در میان این مؤسسات متفاوت است. در این مرکز پدر و مادران کودکان معلول هم می‌توانند شیوه‌های بهتر نگه‌داری و مواظبت از کودکانشان را فرا بگیرند. یکی از ویژگی‌های اصلی مرکز کشتی این است که مشغولیت‌های درمانی هر کودک به‌طور اختصاصی برنامه‌ریزی و انجام می‌شود، در حالی که برنامه‌های درمانی و آموزشی در مرکزهای مشابه معمولاً دسته‌جمعی است و شاید یکایک کودکان از توجه کافی مربی‌ها برخوردار نباشند. شیوۀ بازی‌گونۀ معالجۀ جسمانی و روانی در این مرکز فضای دوستانه و شادی را ایجاد کرده‌ که باعث استقبال گرم اولیای کودکان معلول از "کشتی" شده‌است. این شیوه‌ها عبارتند از نقاشی و رسامی، ورزش و بازی، بازی‌ها برای رشد نطق و تکلم، آموزش مواظبت از خود از راه بازی‌های نمایشی و استفاده از رقص و موسیقی و انواع دیگر هنر برای رشد استعدادهای نهفته یا خوابیدۀ کودکان.

طی دیداری که از این مرکز داشتم، شاهد خرسندی و خشنودی پدر و مادرانی بودم که فرزندشان قبل از ورود به مرکز کشتی قادر به حرف زدن نبوده و اکنون زبان گشوده‌است. یا کودکانی که نمی‌توانستند قاشق به دست بگیرند، اکنون مستقلاً با قاشق غذا می‌خورند.

به گفتۀ مسئولان انجمن معیوبان شهر دوشنبه، امروزه تنها در پایتخت تاجیکستان یک هزار و ۲۰۰ کودک ناتوان به ثبت رسیده‌اند. "ایسَن‌بای واحدف"، کارمند وزارت کار و تأمین اجتماعی تاجیکستان، این رقم را در سطح کشور ۱۹هزار عنوان می‌کند. آقای واحدف می‌گوید که به احتمال زیاد، رقم واقعی بالاتر از این است، چون برخی از پدرو مادران از افشای معلولیت فرزندشان خودداری می‌کنند.

در گزارش مصور این صفحه صحنه‌هایی از معالجۀ کودکان در مرکز بازپروری کودکان معلول "کشتی" در شهر دوشنبه را می‌بینید.

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
حسن‌آرا میرزا

مردی با لباس و شمایل عقاب و دست‌های برافراشته در پی هنرمندی دیگر است که پوست بز یا بره بر سر کشیده و در حال فرار از عقاب است. صدای دف لحظه‌هایی که این رقص را همراهی می‌کند، بر هیجان صحنۀ شکار می‌افزاید. نام این رقص شکار عقاب است که در بدخشان تاجیکستان در روزهای نوروز و گاه در مراسم عروسی اجرا می‌شود.

باید گفت که پیشینۀ نمایش‌های عروسکی در تاجیکستان به دوران باستان برمی‌گردد که برخی از آن ها هنوز هم زنده است.

در نمایش‌های نوروزی در مناطق دیگر تاجیکستان مانند استان ختلان، در جنوب تاجیکستان، مراسمی با نام "اشه‌گلان" Ashagolan برگزار می‌شود که بی‌شباهت به نمایش عروسکی نیست. شاید میان این آیین و مراسم "ماسلنیتسا" Maslenitsa که همچنان در مناطق روستایی روسیه رایج است، پیوند تاریخی وجود داشته باشد، چون هر دو جهت بدرقۀ فصل سرما و در پیشواز بهار انجام می‌گیرند.

 در کانون هر دو آیین یک عروسک قرار دارد. عروسک آیین روسی بسیار بزرگ است و در پایان مراسم به کام آتش می‌رود، در حالی که عروسک "اشه‌گلان" کوچک‌تر است و رو به پایان مراسم به پشت بامی پرت می‌شود و مردم با ساز و آواز سراغ عروسک پرت‌شده را می‌گیرند تا برای سال آینده تفأل بزنند: اگر عروسک اشه‌گلان با رو به زمین افتاده باشد، سال پرباری در انتظارشان خواهد بود.

یک نوع دیگر از عروسک‌بازی سنتی ترانۀ مردمی "بُزَکم، جیگی جیگی" است: در دستگاهی مخصوص عروسکی به شکل بُز نصب است و خواننده در حالی که قیچک (کمانچه) می‌زند و آواز می‌خواند، با کشیدن نخ‌هایی نامرئی که به پایش وصل است، بُزک را به رقص وامی‌دارد و اسباب خوشی کودکان را فراهم می‌کند. این نمایش از دیرباز در منطقه رایج بوده‌ و در گذشته هنرمندان از روستا به روستایی دیگر می‌رفتند و آن را اجرا می‌کردند.

اما در آغاز سدۀ بیستم میلادی تماشاخانه‌هایی مدرن ساخته شدند تا این هنر مردمی، شکل و سامان حرفه‌ای به خود بگیرد. هنرمندان و کارگردانان تئاتر عروسکی غالباً در شهرهای مسکو و سن پترزبورگ تحصیل می‌کردند و بدین گونه نمایشنامه‌های روسی و اروپایی نیز وارد تئاتر عروسکی تاجیکستان شد.

اکنون در تاجیکستان دو تئاتر عروسکی حرفه‌ای وجود دارد که یکی در شهر دوشنبه و دومی در شهرک چکالفسک در نزدیکی خجند است. تئاتر عروسکی شهر دوشنبه طی سه سال اخیر به چندین کشور اروپایی، روسیه و ایران سفر کرده‌است. طی دو دهۀ اخیر هنرمندان این دو تئاتر تلاش کرده‌اند از نفوذ هنر غربی بکاهند و بیشتر نمایشمامه‌ها را بر پایۀ آثار ملی و هنر عروسک‌بازی تاجیکی تهیه کنند.

در گزارش مصور این صفحه به دیدن هنرمندان تئاتر عروسکی در شهر دوشنبه می‌رویم.

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
پرویز امینف

برای افراد نسل من که واقعیت‌های دوران اختناق شوروی را کمتر به چشم سر دیده‌اند یا اصلاً ندیده‌اند، نوروز طبعاً ایام شادی و سرور و رقص و پایکوبی است و از محدودیت‌هایی که حدود بیست و پنج سال پیش هم مانع از تجلیل نوروز در آسیای میانه می‌شد تنها داستان‌هایی را شنیده‌ایم و خوانده‌ایم؛ از دورانی که عباراتی چون "عید دهقان" و "عید بهار" جایگزین "نوروز" شده بود و از بهارانه‌های خیابانی خبری نبود.

پیشتر از آن، در آغاز استقرار حکومت شوراها که "نوروز" یک جشن مذهبی به شمار می‌آمد، هیچ نوع عبارت جشنی هم مقارن با نوروز به چشم و گوش نمی‌رسید. تنها پس از اثبات این دیدگاه که نوروز دارای ریشه‌های علمی و طبیعی است تا مذهبی، به افتخار "عید دهقان" و "عید بهار" شعر و ترانه‌هایی سرودند و نوشته‌هایی منتشر شد.

اما این بدان معنا نبود که "نوروز" در میان توده‌ها هم مرده بود؛ آن صرفاً به پستوی خانه‌ها پناه برده بود و آیین‌های نوروزی فشرده شده بود و مراسم شادمانی خانوادگی دور دیگ سـُمـَنـَک (سمنو) و اطراف گلخـَن (آتشدان) به دور از چشم مقامات در یک روز انجام می‌گرفت. و همچنان پدر و مادران نام فرزندانشان را که روز نوروز به دنیا آمده بودند، "نوروز" و "نوروزگل" می‌گذاشتند. ریشه‌های نوروز در این سرزمین بس قوی‌تر و استوارتر از آن بود که با چند دهه حکومت نوروزستیز بفرساید.

قربان عبدالله، آوازخوان و هنرمند مردمی تاجیکستان، آن روزگار را خوب به یاد دارد؛ و لحظه‌های سر و سینه زدن با مقامات را، تا یک آهنگ نوروزی را – هرچند با پالایش ایدئولوژیک و تحریم واژۀ "نوروز" – به تأیید برساند.

اما همۀ اینها روایاتی است که از نسل‌های قدیمی‌تر می‌شنویم. امروزه در تاجیکستان نوروز – اگرچه نه همپای جشن سال نو مسیحی رسمی است – همه‌ساله با رنگ و بو و شکوه بیشتر و سرزنده‌تر برگزار می‌شود که نوروز اخیر در "نوروزگاه" تازه‌ساخت شهر دوشنبه نمونۀ خوب آن بود. و این بار رئیس‌جمهور تاجیکستان هم در سخنرانی‌اش نوروز را "آغاز سال نو" نامید که برای کشوری که تقویم رسمی‌اش میلادی است، نکتۀ قابل توجهی است.

برای آوازخوانان هم نوروز از مهم‌ترین و پرکارترین دوره‌های سال است. گروه‌های هنری و آوازخوانان تاجیک در آستانۀ نوروز به تکاپوی ایجاد ترانه‌های تازۀ نوروزی و بهاری می‌افتند که گویی مسابقه‌ای برای بهترین سرود بهاری خودبه‌خود راه افتاده‌است.

در آستانۀ نوروز به استودیوی برخی از آوازخوانان تاجیک سر زدیم، تا شاهد آمادگی آنها به جشن سال نو باستانی یا نوروز باشیم که شرح آن را در گزارش تصویری بالای این صفحه می‌بینید.

 در نمایش تصویری دیگر این صفحه از زیورشاه محمدف پاره‌هایی از برنامه‌های نوروزی میدانی و خیابانی در شهر دوشنبه را می‌بینید.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
قمر احرار

در بسیاری از مناطق تاجیکستان تجلیل از نوروز با خانه‌تکانی آغاز می‌شود. در شهر خجند (مرکز استان سُغد) و پیرامون آن این آیین "خانه‌برداران" نام دارد: زنان خانواده ابزار و لوازم خانه، چون تـُشـَک و قالی‌ها و ظروف را تک‌تک بیرون می‌آورند و تمیز می‌کنند و گرد و غبار خانه را می‌زدایند تا سال پاک و بی‌آلایشی داشته باشند. مردهای خانواده درخت می‌کارند و به تنۀ درخت‌ها آهک می‌مالند که نمادی است از سرسبزی و بخت سپید.

این آیین که از دیرباز در فلات ایران وجود دارد، با گذار از گرداب حوادث و فراز و نشیب‌های تاریخ تاجیکستان دست‌نخورده مانده و به روزگار ما رسیده‌است. نوری‌خان عبادالله‌اوا، از زنان سالمند استان سغد، می‌گوید که با انجام خانه‌تکانی، گذشته از ارج‌گذاری به آیینی باستانی، آنها به محیط زیست و منازل‌شان رسیدگی می‌کنند تا با دور کردن گرد و غبار فصل سرما نوروز را با صفا و آسایش خاطر آغاز کنند.

در همین روزها در مناطق مختلف سغد آیین دیگری هم انجام می‌گیرد که "عروس‌بینان" یا "کـِلین‌سلام" نام دارد. در این مراسم خویشاوندان تازه‌داماد و مردم محل به دیدن نوعروس می‌آیند و نوعروس ِ آراسته، در حالی که سر پا ایستاده و چشم به زمین دوخته‌است، دست به سینه تعظیم می‌کنند. زنان خانواده با خواندن اشعار ویژه به نوعروس سلام می‌گویند و عروس با تعظیم‌های کوتاه و مکرر پاسخ سلام‌شان را می‌دهد. این مراسم بر سر خوان نوروزی برای معرفی نوعروسان به اعضای خاندان نوِشان برگزار می‌شود.

در گزارش مصور این صفحه صحنه‌هایی از هر دو مراسم "خانه‌برداران" و "عروس‌بینان" در منطقۀ خجند تاجیکستان را می‌بینید.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
قمر احرار

هنوز تا آمدن نوروز صباحی چند باقی است، اما کودکان در گوشه و کنار تاجيکستان از همين حالا به پيشواز بهار رفته‌اند. در واقع، نشانه‌هايی از بهار است که از زير برف‌های آب‌شدۀ کوهستان سر کشيده و مژده از بهار می‌دهد و کودکان، با جمع‌آوری اين نشانه‌ها دربدر مژدۀ بهار را می‌پراکنند.

جشن "بای‌‌چيچَک" یا "گل بهمن" روز و تاریخ بخصوصی ندارد و وابسته به میل طبیعت است. هر گاه نخستین گل‌های بهمن جوانه بزنند و هر موقع چشم جستجوگر کودکان به اين گل‌ها بيفتد، مژدۀ رسيدن بهار در کوی و برزن طنين می‌اندازد. کودکان دسته‌های گل بهمن به دست، به خانه‌های محله سر می‌زنند و با خواندن شعرهای ويژۀ اين جشن و دادن يک خوشه از گل بهمن به صاحب‌خانه، پيام بهار را به او می‌رسانند و انتظار دریافت مژدگانی از او را دارند. صاحب‌خانه‌ها معمولأ با ريختن نقل و نبات و مغز و مويز به سفرۀ پهنی که کودکان از چهار گوشه‌اش گرفته‌اند، از پيام‌آوران بهار قدردانی می‌کنند.

سالی که مثل امسال چندان برف‌خيز نباشد، جشن گل بهمن را جلوتر می‌کشد، چون گل‌ها زودتر از دامن کوه‌ها سر می‌کشند. اين جشن که در زمان شوروی کم‌رنگ شده بود، اکنون دوباره با شکوه تازه به شهر و روستاهای تاجیکستان برگشته‌است. در اين روزها گروه گروه کودکان را می‌توان ديد که در کوه و پشته‌ها، زير سنگ و کلوخ دنبال گل بهمن می‌گردند تا برای خود جشنی بپا کنند. جشن گل بهمن، پيش‌درآمد نوروز است و نماد شادی مردم از پايان فصل سرما و بيدار شدن طبيعت.

در گذشته جشن‌های دیگری هم بودند که با گل و شکوفایی پیوند خورده‌اند. "نعیم حکیمف"، فرهنگ‌شناس و رئیس مرکز فرهنگی و معرفتی استان سغد، می‌گوید که تا آغاز سدۀ بیستم میلادی در خجند و پیرامون آن جشن دیگری هم با نام "گل‌گردانی" يا "گل سرخ" رایج بود. در آن روز مردم با ادای مراسمی ویژه از شکفتن گل لاله تجلیل می‌کردند و لاله را نماد خون سیاوش و نشان عشق پاک و بی‌آلایش می‌دانستند. اکنون از جشن "گل سرخ" خبری نیست، اما جشن طولانی گل بهمن است که جایگزین آن شده و گاه تا رسیدن نوروز در اين‌جا و آن‌جا برپا می‌شود.

گزارش مصور این صفحه از مراسم "گل بهمن" در گوشه‌ای از شهر باستانی خجند حکایت می‌کند.

Flash برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنيد.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
حسن‌آرا میرزا

گروه هنری "شمس" در زمانی شکل گرفت که عرصۀ موسيقی تاجيکستان، همراه با تمام عرصه‌های ديگر، دستخوش تحولات پساشوروی بود؛ موسيقی مدرن اين کشور هم که تا حد زيادی از موسيقی مدرن روسی الهام گرفته بود، به طور فزاينده بومی‌تر می‌شد و در رأس اين جنبش، دلير نظر، از معروف‌ترين ستاره‌های موسيقی مدرن تاجيکستان در دوران شوروی قرار داشت.

در دهۀ ۱۹۸۰ بود که دلير نظر به طور جدی و حرفه‌ای به بومی‌سازی موسيقی مدرن تاجيکی پرداخت. با يک ميکروفن و دستگاه ضبط صوت به روستاهای دوردست کوهستانی سر می‌زد و ترانه‌های مردمی را ضبط می‌کرد و در شهر دوشنبه با درآميختن نت‌های مدرن با نواهای محلی آهنگ‌هايی را می‌آفريد که رفته رفته موسيقی مدرن تاجيکی را به‌کلی متحول کرد.

ترانه جانان من با اجرای گروه شمس
وی در آن سال‌ها گروهی را با نام "جیرَی" تأسيس داد که همۀ اعضای آن به شهرت رسيدند. اين گروه پيوسته تغيير نام و هيئت می‌داد و دوباره خوش می‌درخشيد. در اواسط دهۀ ۱۹۹۰ گروه دلير نظر با نام "شمس" شناخته شد و "مبارک‌شاه ميرزاشاه" (خوانندۀ ترانۀ معروف "ای يارم بیا") مهم‌ترين آوازخوان آن بود. استاد و مؤسس گروه از يک گوشه فعاليت "شمس" را نظاره می‌کرد و ديگر مستقيمأ درگير آن نبود.

صدای تانک و توپ جنگ داخلی صدای تار و دوتار و گيتار را خفه کرد و گروه "شمس" به شهر آلماتی قزاقستان پناه برد و نه تنها به مانند ديگر گروه‌های مهاجر گمنام نشد، بلکه در ميان قزاق‌هايی که زبان فارسی نمی‌فهميدند هم محبوب شد؛ رستوران‌های قزاقی آهنگ‌های اين گروه را پخش می‌کردند و ترانه‌های تاجيکی در و ديوار ديسکوهای قزاقستان را به لرزه آورده بود.

آتش جنگ در تاجيکستان فرو نشست و دوباره موسيقی و هنر محبوب شد. گروه "شمس" هم به تاجيکستان برگشت، اما با مرگ مبارک‌شاه ميرزاشاه، آوازخوان اصلی گروه، در سال ۲۰۰۱ ديگر صدايی از ساز و حنجرۀ شمس بيرون نمی‌آمد.

"ناب‌آور چنار" با آواز گرم و صدای کم‌نظير خود اين سکوت را شکست؛ آوازی که گويی پژواک خستۀ کوه‌ها بود. ناب‌آور هم به پيروی از استاد گروه شمس، از همان آغاز به هم‌آميزی نواهای محلی و مدرن پرداخت و بی‌درنگ محبوب شد.

هنرمندان ديگر گروه شمس که در ترويج موسيقی نوين تاجيکی سهم بسزايی داشته‌اند، عبارت اند از اقبال‌شاه ذوقی‌بيک، ظفر عزيزالله، داراب‌شاه خوشوقت، مبارک مشرب، يعقوب عِليایف، ظريف پولادف، انورشاه غلام‌حیدرف و بهادر دولتف.

در گزارش مصور اين صفحه به استوديوی گروه هنری "شمس" می‌رويم و به گفتگو با اعضای آن می‌نشينيم.

 

 برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
گٌرزم تاجيک‌فر

گل‌نظر، شاعر مردمی تاجیکستان، مؤلف سرود ملی این کشور است. وی ۲۰سپتامبر سال ۱۹۴۵در روستای "دَردَر" ناحیۀ عینی (فَلغَر پیشین) به دنیا آمد. شعرگویی را در دبیرستان آغاز کرد و سال ۱۹۶۱به شهر دوشنبه آمد تا تحصیلاتش را در بخش تاریخ و سخن‌شناسی دانشگاه دولتی تاجیکستان ادامه دهد. وی در این شهر که محل بودوباش بزرگان شعر و ادب امروز تاجیکستان است، ماندگار شد.

بیست و چهار سالش بود که در سال ۱۹۶۹نخستین مجموعۀ شعرش با نام "رسم سربازی" منتشر شد و مورد استقبال شاعران زمان واقع شد. و اکنون گل‌نظر از جملۀ سرشناس‌ترین شاعران این دیار است. اشعار او در ایران و افغانستان هم به طبع رسیده‌است. قیصر امین‌پور، گلچینی از اشعار گلنظر را با نام "زبان عاشقی" در تهران منتشر کرد.

بیشتر صاحب‌نظران ادبیات تاجیک، شعر گل‌نظر را چون خود او ساده و صمیمی ارزیابی کرده‌اند. به نظر پروفسور میرزای ملااحمد، "ویژگی بارز اشعار گل‌نظر، جنبۀ قوی اجتماعی آنهاست. گل‌نظر توانسته درد مردم را به زبانی ساده و صمیمی بگوید که باعث پذیرفته شدن اشعارش از سوی مردم شده‌است."

سرود ملی تاجیکستان، سروده گل‌نظر
نگاه شاعرانۀ گل‌نظر و استعداد فطری او از هر موضوع و منظره یا اندیشه و احساس و عواطفی، در قالب‌های مختلف یا بیرون از قوالب رایج شعر می‌سازد.

استاد لایق شیرعلی که با گل‌نظر طی سال‌های طولانی در دفتر مجلۀ ادبی "صدای شرق" کار کرده‌ بود، گفته بود: در شعر ما یگان نفر (هیچ کس) چون گل‌نظر تجربه‌ها نکرده‌است."

فرزانۀ خجندی، شاعر سرشناس دیگر تاجیک، می‌گوید: "شعر گل‌نظر مثل درخت عظیم تناوری است که در مساحت بزرگ شعر فارسی تاجیکی دامن گسترده‌است."

اکنون استاد گل‌نظر در انتشارات "ادیب" کار می‌کند، اما همچنان در حال نوشتن و چاپ کردن مجموعه‌های تازۀ اشعارش است. تازه‌ترین مجموعۀ وی با نام "تو و خوبی و رعنایی" منتشر شد.

گذشته از شعرگویی، گل‌نظر در نوشتن فیلم‌نامه هم تبحر دارد و تازه‌ترین اثرش در این زمینه فیلم‌نامۀ بخش دوم سریال "در آرزوی پدر" است.

سال ۱۹۹۱ يکی از اشعار گل‌نظر به عنوان "سرود ملی تاجیکستان" جايگزين شعر ابوالقاسم لاهوتی شد که در تمجيد مردم روس و دولت شوروی نوشته شده بود. "سرود ملی" گل‌نظر در ستايش تاجيکستان به عنوان يک کشور مستقل و آزاد است. در یکی دوسال اخیر "سرود ملی" مورد بحث و گفتگوهای رسانه‌های تاجیکستان بود. گل‌نظر می‌گوید که از این بحث‌ها خسته نشده و منتظر است ببیند که چه کس دیگری سرود ملی بهتری خواهد نوشت.

 

 برای نصب نرم افزار فلش اینجا را کلیک کنید.


 به صفحه فیسبوک جدیدآنلاین بپیوندید

ارسال مطلب
Home | About us | Contact us
Copyright © 2026 JadidOnline.com. All Rights Reserved.
نقل مطالب با ذكر منبع آزاد است. تمام حقوق سايت براى جديدآنلاين محفوظ است.